۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۱
خاطرات موسیقایی
معمولا وقتی از تاریخ موسیقی میگویند، نگاهی به سیر به وجود آمدن دستگاههای موسیقی و یا انواع ردیف های مورد استفاده دوران گوناگون دارند. اما یک برگ دیگر از خاطراتی در حاشیه موسیقی بعد انقلاب وجود داشته که این هنر سخت کوش با زیرکی و دردناکی بسیاری توانسته خیلی از آن قله ها را درنوردد، آن حاشیه تاریخی مبارزه با حدود حرمت دینی اش بوده و نوع ارتباط آن با شرع مداران. در قبل از انقلاب که دین شخصی بود، آدم ها خودشان تصمیم میگرفتند که موسیقی را گوش کنند یا نکنند و یا چه نوعی از آن را بشنوند. معمولا فقیهان نیز کمتر به مساله موسیقی به عنوان یک موضوع فقهی اهمیت می دادند و احتیاطا خیلی هاشان همه انواع موسیقی را حرام اعلام میکردند. بعد انقلاب که رادیو تلویزیون در اختیار نظام اسلامی قرار گرفت، چالشی ترین مساله ای که حوزه روحانیون را در امر هنر درگیر کرد، مساله موسیقی بود. کسان تاثیر گزاری که مظهر فساد جامعه را در پخش موسیقی از رادیو می دانستند کم نبودند. میدانم باورش سخت است اما باور کنید. موسیقی و اهالی موسیقی البته با کمال آرامش و صبوری همراه با این مسیر سخت جلو آمدند. خاطرات پراکنده من از موسیقی به دلیل این است که از سال ۱۳۶۲تا ۱۳۶۷ مدیر رادیو ایران بودم. درست چند ماه قبل از اینکه من مدیر رادیو شوم معروف شده بود که امام هرنوع موسیقی را حرام دانسته اند. روزهای اول سری به استودیو ۸ که محل ضبط موسیقی بود رفتم. دیدم اهالی موسیقی رادیو خیلی پر کار هستند و البته با ابروهای اخم کرده طبل و سنج را به داخل استودیو برده اند و دارند سرودهای انقلابی آن سالها که تنها موسیقی قابل پخش از رادیو بود را بازسازی می کنند و به جای موزیک هایش طبل و سنج میگذارند. - همین سرودهایی که این سالها در ایام دهه فجر پخش می شود- مدیران رادیو که در آن ایام از مدیران سایر بخشهای صدا و سیما به تعبیر آن روزها حزب اللهی تر بودند، نسبت به تلویزیون پیشگام تر عمل کرده بودند و سایر بخشها و حتی مدیریت عالی صدا و سیما را از این کار انقلابی بی خبر گذاشته بودند. من خبر این کار را به آقای محمد هاشمی ریاست آن روز سازمان و آقایان علی جنتی و دعاگو و سید محمد هاشمی که شورای سرپرستی سازمان بودند دادم. ماجرا هم بر می گشت به ادعای یکی از بازاریان خوشنام که مدتی رییس سازمان حج بود و البته از دوستان خانوادگی ما که با پدر و دایی ام خیلی دوست بود. ایشان می گفت که روزی به دیدار امام رفته و طی استفتایی از امام نسبت به کل پخش و شنیدن موسیقی نوشته ای گرفته و در آن اعلام حرمت کلی بوده است ولی حاج آحمد آقا آن کاغذ را گرفته است. خیلی بعید بود که چنین چیزی درست باشد. دلیلش اینکه آن ایام سرودی برای مرحوم شهید مطهری درست شده بود که بعد از سخنرانی های ایشان پخش می شد. اسم سرود شهید مطهر بود. شاید باز هم شنیدن این حرف برای نسل فعلی خیلی غیر قابل باور باشد که موج گسترده ای به دنبال آن ادعا شروع شده بود که فشارمی اوردند این از مصادیق موسیقی حرام است و حرمتش را هم به امام نسبت میدادند و میخواستند که ما آن را هم از رادیو پخش نکنیم. . آن ایام امام به خاطر کسالتشان دیدارهای هفتگی عمومی که سخنرانی کنند نداشتند. تنها هفته ای یکبار خانواده شهدا به حضور امام میرسیدند و آقای کروبی به عنوان رییس بنیاد شهید در حضور امام صحبت میکرد.معمولا هم سخنرانی کوتاه آقای کروبی از تلویزیون پخش نمی شد. نزدیک سالگرد شهید مطهری بود. در آن فضا که ذکر آن رفت، یک روز آقای محمدعلی انصاری که کارهای دفتر امام را پیگیری میکرد، زنگ زد و گفت فردا امام دیدار دارند و میخواهیم که گروه موسیقی رادیو بیایند حسینیه جماران و در حضور امام سرود شهید مطهر را زنده اجرا کنند تا پاسخی باشد به ان شایعه حرمت کل موسیقی و به خصوص این سرود از سوی امام. به خاطر مسایل امنیتی نشد که وسایل موسیقی را به داخل حسینیه ببریم. ولی وقتی امام آمدند و در جایشان نشستند، این موزیک به وسیله نوار از بلندگوهای حسینیه در حضور امام پخش شد و بعد برای تاکید بیشتر و جمع شدن این شایعه که امام هر نوع موسیقی را حرام اعلام کرده اند وقتی اقای کروبی سخنرانی کرد و خانواده شهدایی که در حسینیه بودند را معرفی کرد، به این نکته اشاره کرد که ای امام، شایعه در جامعه رواج دارد. مثلا عده ای به شما نسبت می دهند که همین سرود شهید مطهری را شما حرام اعلام نموده اید در حالی که میدانیم چنین نیست. شب در اخبار تلویزیون سخنرانی آقای کروبی را که این حرفها را زده بود بر خلاف قاعده پخش کردند. تا با اعلام رضایت امام این شایعه خنثی شود. از آن پس فضای به وجود آمده مهار شد. چند نوبت هم بعدا خدمت امام رسیدم و در مورد موسیقی سوالاتی کردم. فتاوای صریحتر بعدی امام هم انصافا خیلی راهگشا شد. حرف توی حرف می آید. باز یادم هست زمانی که مدیر رادیو بودم، یک روز جمعی از طلاب و فضلای خوش فکرتر حوزه علمیه قم را برای بازدید از رادیو دعوت کردیم. بخشهای مختلف رادیو را بازدید کردند. به بخش موسیقی که رسیدیم چند نفر از قدیمی های حوزه موسیقی که بعد ها خیلی نام اور شدند به کار ساخت ونواختن موسیقی مشغول بودند. دیدار از آن قسمت را خیلی با سرعت انجام دادند. بعد که به دفترم آمدند چنان دلسوزانه نسبت به آنان حرف می زدند که گویا عمرشان را تباه کرده اند و تنها سرگرم ور رفتن به چند تا آلت موسیقی هستند. قیافه آنان که اکثرشان امروز از اندیشمندان هستندو کلی از لحاظ فکری تغییر کرده اند را هیچگاه فراموش نمی کنم. هنوز هم گاهی که انان را می بینم، هم من وهم خودشان که از آن اتفاق یاد میکنیم، خنده ملیح و تاسف اوری بر لبانمان می نشیند. خود من هم البته که مدیر رادیو بودم، هیچ سر رشته ای از موسیقی نداشتم. مثل اکثر مدیران بعد انقلاب که انقلاب آنان را به کرسی های مدیریتی نشانده بود. این امر البته در همه انقلاب ها صورت می گیرد. برای هر تحلیل گری لازم است شرایط زمانی در نظر گرفته شود و مهمتر اینکه برای تحلیل هر دورانی باید تمام نظرهای موجود در جامعه را مطلع بود. بسیاری از تحلیل ها و حتی عملکردها که در اجرا و یا در نظریه دچار مشکل می شوند به خاطر این است که هر یک از ما وجود افراد و یا تفکراتی را که نمی پسندیم، انکار میکنیم و آنها را نمی بینیم. آن روزها حتی واحد موسیقی رادیو به واحد سرود و آهنگهای انقلابی تغییر نام داده بود تا اسم موسیقی مطرح نباشد و حساسیت ایجاد نگردد. هنوز هم هستند کسانی که هر نوع موسیقی را حرام می دانند و به آن گوش نمی دهند. باز هم خاطره موسیقیایی دیگری به یادم آمد. در دوران اصلاحات یک شب شام به منزل یکی از علمای درجه اول تهران دعوت شدم. چند نفر از برجستگان دینی تهران در آن جلسه بودند. تذکراتی برای رییس جمهور داشتند. من رییس دفتر آقای خاتمی بودم. آن روزها موسسه سروش وابسته به صدا وسیما به عنوان یک کار مذهبی و دینی نوارکاستی به مناسبت ماه محرم بیرون داده بود که در آن یکی از خوانندگان اشعاری در مورد حادثه کربلا می خواند. تقریبا روضه بود و اشک جاری میکرد. در کنار صدای این خواننده یکی از موزیسین های معروف موسیقی محزونی ساخته بود که متن را همراهی میکرد. بیشترین وقت جلسه به این تذکر گذشت که این کار توهین به روضه و امام حسین است که مباحث عاشورا و اسامی شهدای کربلا همراه با موسیقی خوانده شود. این خاطرات را نقل کردم که براین نکته تاکید کنم که این فضاهای متفاوت وجود داشت. نسل البته عوض شده. وسایل ارتباطی شکل گرفته. و به تبع ان موسیقی به عنوان یک هنر فاخر هم جای نسبی خودش را به دست آورده. اما دانستن اینکه از این گذرگاه ها عبور کرده و نه تنها اهالی موسیقی با صبوری در طی این مسیر کمک کرده اند بلکه تنظیم و رشد دادن مبانی فقهی و عملی در دوران امام وسپس با آشنایی سابقه دار آیه الله خامنه ای به این مساله در طول این سی ساله توانست در بسیاری از مراحل راه را هموار کند، لازم است. هم اکنون در بخشهای حکومتی و حوزوی و دینی هم مخالفان موسیقی و هنر - بر اساس مبانی اعتقادی- وجود دارند. در سایه جوهر شعار مبارزه با تحجر و رکود ذهنی - که البته همیشه موفق نبوده و در سالهای اخیر با مدیریت بعضی از دولتمردان تحجرهای دینی قوت هم گرفته - هنر و به خصوص موسیقی قوام گرفت و صبوری اهالی این حوزه ثمر داد

4در باره روابط ایران وامارات و جزیره ابوموسی
مطهری به مثابه یک مکتب ماندگار3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.