۰۸ ارديبهشت ۱۳۹۱
در باره روابط ایران وامارات و جزیره ابوموسی
پرونده جزایر ایرانی تنب و بزرگ و کوچک و ابوموسی یکی از ابزارهایی است که هر چند وقت یکبار در سطح بین المللی به عنوان ابزار فشار علیه ایران مطرح میشود، اساسا وجود این نوع نقاط و حفره ها که عامل اختلاف نظرهای دائمی و تاریخی است ازاصول نامدار سیاست انگلیسی است . معمولا در نقاط مختلفی که انگلیسها بر آنها حاکم بوده اند، سعی کرده اند برای آینده های دور، زمینه های شعله ور شدن مسائل منطقه ای را فراهم نگه دارند. یکی از آن پرونده ها ، مساله جزیره ابوموسی است. به عنوان کسی که سالها مسئول مذاکره با دولت امارات بودم، درشرایط فعلی که با سفر آقای احمدی نژاد به ابوموسی بار دیگر این پرونده به روی میز افکار عمومی آمده است تذکر چند نکته را مفید میدانم: ۱- قبل از هر چیز باید به این نکته مهم توجه کرد که چون هر سه جزیره به طور کامل در اختیار ایران است وایران از نظر سیاسی و امنیتی و نظامی عملا مثل همه قسمتهای خاک ایران بر آن جزایر نیز حاکمیت دارد، و از نظر حقوقی هم برای دولت و مردم ایران هیچ تردیدی در ایرانی بودن این جزایر وجود ندارد، هر نوع تشنج، سروصدای تبلیغاتی، بحث و گفتگو در مورد جزایر تنها به نفع کسانی است که میخواهند در مورد مالکیت این جزایر تردید ایجاد کنند. به همین دلیل هر وقت دولت جمهوری اسلامی به دلایل مختلف زیر فشار بیشتر قرار میگرفته یا با عوان حمایت از مالکیت ایران بر این جزایر، ویا به عنوان تردید در مالکیت ایران بر آنها این پرونده روی میز می آمده است. در حالی که وقتی ایران بر این جزایر حاکمیت کامل دارد و تردیدی هم در این مالکیت از نظر ایران وجود ندارد، تنها نیروهای منطقه ای و بین المللی هستند که از طرح این موضوع به عنوان ابزارهای ایذایی علیه ایران استفاده میکنند. به همین دلیل است که از هر نوع موج آفرینی و تشنج زایی و تبلیغات در مورد جزایر خلیج فارس، دشمنان ایران و حاکمیت سرزمینی ما بیشتر استفاده میکنند. برای ایرانیان تنب های کوچک و بزرگ و ابوموسی مثل قشم و چاه بهار و بندر انزلی و یزد و مشهد است. در گفتوهای دوجانبه معمولا طرف اماراتی وقتی آرامش طرف ایرانی را می دید، میگفت وضعیت شما که بر کل جزیره حاکمید و ما که اصلا در آن نیستیم خیلی فرق دارد. ۲- در مواقعی که روابط دولت مرکزی در ایران با قدرتهای جهانی تیره است وآنها دنبال بهانه گیری هستند، باید بیشتر از تشنج آفرینی و تبلیغاتی شدن موضوع جزایر پرهیز کرد. چون در این شرایط تبلیغات جهانی عملا به کمک امارات خواهد بود. در ماجرای اخیر دیدیم که غیر از دولت های عربی، حتی دولتهای آمریکا و انگلیس از رفتن پرونده جزایر به حکمیت بین المللی استقبال کردند و سعی داشتند یکبار دیگر به افکار عمومی جهانی اعلام کنند که حاکمیت ایران بر این سرزمینها مورد تردید است. در حالی که در شرایط عادی با حاکمیت حقوقی و حاکمیت عملی که ایران بر این جزایر دارد، تردید افکنی مجال پیدا نمی کند . در ایران سالهای اخیر، برآورده کردن نیاز دشمنان سیاسی در موارد زیادی یک عرف شده بود. نمونه بارزش وقتی بود که اسرائیل در همه دنیا تلاش میکرد تا ایران را اتمی نشان دهد و اعلام کند که سلاح هسته ای ادعایی بر ای نابودی آن کشور است، بحث نفی هولوکاست و نابودی اسراییل مطرح شد. رفتن به بخشی از کشور، کار طبیعی و حقوقی رئیس جمهور است. ابو موسی هم جزئ انفکاک نا پذیر ایران است اما اگر در نتیجه آن تردید افکنان بر حاکمیت ایران، در این شرایط سیاسی ازآن برای تردید در مالکیت ایران استفاده نمایند، کار ملت و تاریخ ایران دشوار میشود. ۳- ایران نمیتواند هیچیک از همسایگانش را نادیده بگیرد. امارات در بین همسایگان به دلیل اینکه عقبه اقتصادی تجاری ایران است،عملا دارای اهمیت بیشتری است . سیاست دوران اصلاحات این بود که تشنج در روابط را به حد اقل میرساند. در سایه این بهبود روابط، عملا موضوع جزایر از رسانه ها حذف می شد وچون ایران که کنترل جزایر را در دست داشت، از این سکوت سود می برد واماراتی ها هم در محدوده گلیم خود قرار داشتند، بهترین و کم هزینه ترین سیاست بود. عملا در این اواخر در بسیاری موارد در اجلاسها و کنفرانسها ، مصر و کشورهای دیگری مثل یمن که به پول این دعوا احتیاج داشتند بیشتر از امارات تلاش میکردند که مساله جزایر را مطرح نمایند. این سیاست باید با کشورهای عربی و به خصوص خلیج فارس در پیش گرفته شود. در ان دوران سه ملاقات رسمی من با شیخ زاید داشتم، توافق کرده بودیم که در هیچیک از آنان بحث جزایر مطرخ نشود. وزیر خارجه امارات به تهران آمد و در دیدار رسمی اش با آقای خاتمی بحث جزایر را نکرد. آنها البته فهمیده اند که در ایران نه تنها کسی نمی خواهد که کسی نمیتواند از یک وجب خاک ایران چشم پوشی کند. در کشورهای خلیج فارس در اختلافات مرزی، شیوخ میتوانندنقشه را تغییر دهند. همچنانکه در مواردی انجام شد. ولی در ایران چنین چیزی اصلا امکان پذیر نیست. ۴- تذکر این نکته هم ضروری است که سوئ تفاهم موجود تنها در مورد جزیره ابو موسی است که بر اساس توافقنامه اداره بخش کوچکی از جزیره در اختیار شارجه است.اما در نهایت حفظ امنیت کل جزیره ابو موسی با ایران است. تمام گفتگوهایی که من و یا دیگران که به طور رسمی از سوی ایران با اماراتی ها سخن میگفتند نیز در باره ابوموسی و آن بخشی که در توافقنامه آمده، بوده است و ایران همیشه برای عملی کردن تفاهمنامه ۱۹۷۱ آمادگی داشته است.در مورد دو جزیره دیگر اصلا از نظر حقوقی جزئی از هیچ یک از مذاکرات قرار نمیگرفته است.

4مجلس پنجم و دولت اصلاحات، نقد ونه روکم کنی
خاطرات موسیقایی3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.