۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۱
مجلس پنجم و دولت اصلاحات، نقد ونه روکم کنی
اختلافات علنی و به هم ریختگی روابط مجلس و رئیس جمهور در هفته های اخیر ، جدا از مواضع مجلس و دولت شکل بسیار زشتی پیدا کرده است که بیش از آن که در آن رنگ و بوی اختلاف نظر های سیاسی متداول در جهان را داشته باشد، به نوعی لج بازی و برخوردهای رو کم کنی تغییر یافته است. اساسا از مجلس هفتم به بعد که دولت و مجلس در پوشه واحد اصولگرایی قرار گرفتند و کلی رجز خوانی شد که کشور از شر حاکمیت دوگانه نجات پیدا کرد و از این پس‪،‬ مجلس و دولت یک دست، آماده اند که به مردم خدمت کنند و مردم از بحث های سیاسی خسته شده اند و دولت و مجلس اصلاحات به فکر اقتصاد و معیشت و زندگی مردم نبودند، و خود را منجی اقتصاد و رفاه مردم معرفی میکردند ، اما خود آنان در عمل به مبتذل ترین نوع درگیری و مخالفت علنی دولت و مجلس رو آوردند و حتی دعوت مکرر رهبری انقلاب به دور شدن از این نوع اختلافات هم از سوی رئیس جمهور و مجلسی که تمام سرمایه آنان این بود که ادعا میکردند تابع بی چون وچرای رهبری هستند، کارگر نیفتاد. ریشه یابی این نوع زشت اختلافات موجود و نتایج شوم آن برای مردم را باید در عدم حضور اختلاف نظر های مبنایی و حزبی جستجو کرد. بی شک دعواهای موجود دارای ریشه و مبنای نظری نیست و از پایگاه اختلاف دیدگاه های سیاسی و یا اقتصادی نیست که باعث رشد جوامع است. اختلاف نظرهای سیاسی و مبنایی که در جهان وجود دارد و نوعا اقلیت و اکثریت پارلمانی و حزبی بر اساس ان شکل میگیرد، معمولا به رشد و یا حداقل نظارت دو طرف اقلیت و اکثریت بریکدیگرمنجر میشود و پدیده مبارکی است. در تاریخ معاصر ایران نمونه اش رابطه مجلس پنجم و دولت اصلاحات بود. رئیس مجلس در آن دوران رقیب رسمی انتخاباتی رئیس جمهور بود. در دوران انتخابات آقایان ناطق نوری و خاتمی برای اولین بار در تاریخ ریاست جمهوری رقابت جدی کردند. اختلاف نظر ها کاملا در دوران انتخابات روشن شده بود. هواداران با بیشترین قدرت، در برابر یکدیگر لشکر کشی کرده بودند . بی اخلاقی های فراوانی هم در دوران انتخابات وحود داشت. طبعا اگرجایی برای رو در رو قرار گرفتن شخصی وجود داشت، می بایست وقتی پس از انتخابات، یک رقیب رئیس مجلس شده و دیگری رئیس جمهور شده، بیشترین برخوردها و رویارویی ها شکل بگیرد. اما شاید یکی از بهترین دوران همکاری مجلس و دولت، در دوران مجلس پنجم و دولت اصلاحات وجود داشت. دلیل این همکاری که کاملا اختلاف نظرهای سیاسی و مبنایی هم در آن دیده می شد، این بود که هم رئیس مجلس از شخصیت و بلوغ سیاسی برخوردار بود و هم رئیس جمهور با شعار قانون مندی به قواعد بازی دموکراسی پایبند بود و با تحمل و مدارا، به فکر حل مشکلات مردم بودند و بی آن که هیچ طرف از باورهای خود کوتاه بیایند، زندگی دموکراتیک به نفع مردم را تجربه کردند. در آن دوران نطق های مجلس، در بسیاری از موارد علیه اصلاحات بود و شعارهای رئیس جمهور. دولت هم بر اساس شعارهای انتخاباتی آقای خاتمی فعالیت میکرد و نظرات خود را مطرح میکردند. با مواضعی کاملا روشن و متفاوت. مجلس و دولت از همه ابزارهای قانونی خود هم استفاده میکردند، اما هرگز این اختلافات به ابتذال کشیده نشد و هیچوقت نه مجلس احساس کرد که از جایگاهش تنزل کرده است و نه دولت تلاش کرد که با آن مجلس درگیر شود. حتی در همان مجلس پنجم، با همه اختلاف نظر هایی که در عرصه فرهنگ با وزارت ارشاد داشتند، و بر اساس حق قانونی خود وزیر ارشاد را استیضاح کردند، اما وقتی آقای مهاجرانی مشکلات را توضیح داد، و از عملکرد خود دفاع کرد، رای اعتماد مجدد گرفت. و وقتی هم که وزیر کشور، استیضاح شد و لب مرز رای نیاورد، و دولت هم بسیار ناراضی از این کار بود، اما این کار را حق قانونی مجلس می دانست و از ادامه همکاری منطقی مجلس و دولت کاسته نشد. اما در وضعیت فعلی که همه کسانی که در بدنه قدرت بودند و نظر متفاوتی با اصولگرایان داشتند، از صحنه سیاسی حذف شده اند و هیچ رقیبی وجود ندارد، اختلاف نظرها به این شکل مبتذل کشیده شده است. این ابتذال نشانه آن است که یک طرف و یا هردو طرف قواعد بازی دموکراتیک قانون محور را قبول ندارند. مردم و اصولگرایی هم قربانی اصلی این نوع اختلاف ها هستند. اختلاف های بی ریشه و رو کم کنی های غیر قابل قبول. در تاریخ بعد انقلاب، معمولا شرایط حساس که مرتب هم این شرایط تمدید می شد، دلیل همکاری های جریانات اصلی مدیریت کشور بود. در دوران کنونی که واقعا با فشارهای بین المللی، دلخوریهای بخش نخبه کشور،حوادث منطقه، و دهها عامل دیگر حتما یکی از آن دوران های حساس است، بدون اینکه اختلاف نظر مبنایی بین دولت و مجلس باشد، دو طرف بیش از همیشه مردم و مشکلاتشان را فراموش کرده اند و با ادبیات افشا میکنم، رو در روی یکدیگر ایستاده اند. میتوان از نوع همکاری مجلس پنجم با دولت و رئیس جمهور رقیب و عدم همکاری دولت و مجلس یک دست ، به خوبی به این نتیجه رسید که وقتی اختلاف نظرهای مبنایی در درون خیمه نظام به رسمیت شناخته شود، و اختلاف نظر قانون مند باشد و هر جزیانی مراقب دیگری باشند، وضع اقتصادی و سیاسی وفرهنگی و اجتماعی بهتری به نفع مردم شکل میگرفت . در دورانی که نظرهای گوناگون با مبانی روشن در درون حاکمیت باشد، نظارت هم معنای جدی پیدا میکند. هیچکس، نمیتواند از این اختلافاتی که شکل آن و دلایل آن کاملا بر فلسفه رو کم کنی بنا نهاده شده استقبال کند.

4دید و بازدید های سیاستمداران
در باره روابط ایران وامارات و جزیره ابوموسی 3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.