۱۲ آبان ۱۳۹۰
چرا عربستان وارد سناریوی آمریکا شده است؟
در جنجال سیاسی و فراگیر تبلیغاتی اخیر بین المللی، آمریکا ادعا کرده است که ایران قصد ترور سفیر عربستان سعودی را در خاک آمریکا داشته است. اگر چه اتفاق نظر نسبی در دنیا وجود دارد که این اتفاق بیشتر شبیه یک سناریوی داستانی و خیال پردازانه است که برای ساخت فیلم در هالیوود میتواند کاربرد بیشتری داشته باشد، اما توجه به ابعاد این سناریو به خصوص با گسترده شدن تبلیغات و ورود رهبران سیاسی دنیا به این پرونده و خطرناک شدن آن قابلیت توجه بیشتری دارد. این سناریو دارای چند ضلع است. یک ضلع آن امریکا ، ضلع دیگر آن ایران و ضلع سوم آن عربستان سعودی است. پرونده مخالفت ها و اتهام زنی های آمریکا و ایران البته مسئله جدیدی نیست و تاریخی به قدمت 30 ساله دارد. اما انتخاب عربستان به عنوان ضلع سوم این ماجرا دارای معانی جدید و مهمی است: اگر فرض براین باشد که آمریکا قصد دارد ازاین جنجال فشار غیر معمولی را برایران وارد کند، معنای انتخاب عربستان بیشتر معلوم میشود. هر حرکت تندی علیه ایران به صورت طبیعی با عکس العمل مردم جهان اسلام روبرو میشود و حتی اگر رهبران آن کشورها هم دل خوشی از ایران نداشته باشند، به خاطر افکار عمومی باید در برابر اقدامات آمریکایی موضع بگیرند. در گزارشهایی که مجموعه ویکی لیکس منتشر کرد، با اینکه در آن نوشته بود رهبران کشورهای عربی و به خصوص امیر عبدالله به صورت محرمانه از آمریکا خواسته بود، که ایران را مورد بمباران قرار دهد، اما همیشه همه رهبران عرب در برابر حمله نظامی به ایران به صورت علنی موضع منفی میگرفتند. همه به خاطر این است که هیچ رهبرعربی نمیتواند، از حمله نظامی به ایران در برابرا افکار عمومی کشورش دفاع نماید. در این ماجرا هدف از باز کردن ضلع سومی بنام عربستان این بوده است که هر نوع درگیری احتمالی را به نام دفاع از عربستان انجام دهند ، تا افکار عمومی کشورهای همسایه مانع حمایت رهبران آن کشورها از درگیری با ایران نشود. عربستان اگر ضلع سوم این درگیری شود،تفریبا رهبران اکثر کشورهای اسلامی اگر حامی عربستان نباشند، قطعا بیطرف خواهند بود. به این دلیل انتخاب عربستان به عنوان ضلع سوم این سناریو، نقطه پر اهمیت این سناریو است که بر اساس اهداف ضد ایرانی، یک حرکت پیشگیرانه از همراهی کشورهای عربی با ایران است و بسیار هوششمندانه این ضلع سوم انتخاب شده است. عربستان در منطقه خاورمیانه از اهمیت ویژه ای برخور داراست. و به طور کلی در سیاست خارجی نوعی رقابت همیشگی با ایران در سیاستهای خاورمیانه ای داشته است. لبنان اوج رقابت سیاست خارجی ایران و عربستان است. در حوادث مختلفی که در سالهای اخیر لبنان را دستخوش دست اندازهای سیاسی کرد، یک سوی ماجرا رد پای عربستان دیده می شد. در سوی مقابل آن هم سیاستهای ایران بود. در مورد سوریه هم اگر چه کمرنگ تر باز هم همواره سیاستهای خارجی ایران و عربستان در برابر هم بودند. این سناریو میتواند در جهت حمایت از عربستان در مسائل خاورمیانه نیز ملحوظ گردد. مسئله بحرین یک پرونده ویژه دارد. از وقتی انقلاب های عربی شکل گرفت، بحرین از اولین کشورهایی بود که دچار این موج شد. سقوط یکی از کشورهای خلیج فارس در جغرافیای سیاسی دنیا بسیار پر معنا بود. بی شک سقوط یکی از آنان دومینویی را ایجاد میکرد که هر شش کشور این حوزه را دچار تغییر میکرد. عربستان سعودی دردناک بودن سقوط یکی از کشورهای خلیج فارس را درک میکرد. تشابه سیاسی و بافت مشابه منطقه ای دلیل این دومینو بود. از سوی دیگر ایران به دلیل قطب جهان تشیع، طبیعی بود که نمیتوانست در برابر مسائل بحرین بی تفاوت باشد. عربستان در بحرین نه به دلیل حمایت از خاندان حاکم بر آن کشور که از ترس اتفاق نیفتادن آن دومینو که کشور خودش به احتمال قوی در نوبت بعد از بحرین قرار میگرفت، رودربایستی را کنار گذاشت و دخالت نظامی کرد. این اختلاف بستر طبیعی رویارویی ایران و عربستان بود. مردم منطقه خلیج فارس هم که دل خوشی ازاین دخالت نداشتند، از این رفتار عربستان دلگیر بودند. این اتفاق میتواند در پایان دادن به موج بیداری در منطقه خلیج فارس کفه را به نفع عربستان و به ضرر ایران تقویت کند عربستان سعودی به دلیل وجود حرمین شریفین در آن کشور و رفت و آمد میلیونها مسلمان در طول سال به آنجا بی شک ثقل مهم مذهبی جهان اسلام هم به شمار می آید. استفاده از واژه خادم الحرمین توسط رهبران ان کشور به جای پادشاه نشانه این است که رهبران ان کشور هم به این نکته پر اهمیت واقف هستند. سرمایه گزاریهای دینی عربستان در سایر کشورها هم بر اساس همین هدف صورت پذیرفته است. در مقابل ایران هم بعد از انقلاب اسلامی ادعای دینی بودن را داشت و نه تنها در حوزه تشیع که در حوزه اسلامی با نگاه متفاوت آمریکا ستیزانه نسبت به عربستان در تلاش برای جذب نیروهای دینی بودند. در این ماجرا وقتی عربستان یک ضلع درگیری ایران و آمریکا قرار میگیرد، میتواند دینداران و مسلمانان را پیشاپیش از ورود جانبدارانه آنان بر حذر دارد. عربستان همسایه ایران است و از نظر جغرافیایی به عنوان یک کشورهم مرز باید مورد توجه سیاست خارجی قرار گیرد. طبیعی است هر کشوری باید امنیت مشترکی را با همسایگانش تعریف کند. به خصوص در منطقه خلیج فارس که گذرگاه نفت دنیا است و دیگران هم در این منطقه هم حضور دارند و هم به خاطر منافع حیاتی حاضر به ترک نیستند. عربستان بزرگترین کشور حاشیه جنوبی خلیج فارس است و علیرغم اختلافات درونی با سایر کشورهای خلیج فارس اما قیمومت غیر قابل انکاری در منطقه عربی دارد. با این توصیفات اگر با دقت به جغرافیای سیاسی ایران و عربستان دقت کنیم، نمیتوان نقش ها و تاثیرات متقابل این دو کشور را بر یکدیگر را نادیده گرفت. به همین دلیل هر وقت رابطه ایران و عربستان از سوء تفاهمات عبور کرده و روابط خوبی بین ایران و عربستان بوده است، منافع ملی ایران و منطقه وجهان اسلام بیشتر از همیشه حفظ می شده است. دوران اصلاحات که بهترین روابط متقابل ایران و عربستان عملی شد و حتی به امضای پیمان امنیتی بین دو کشور منجر شد، هم در حوزه همسایگی و هم در مورد مسایل خاورمیانه وهم در اقتصاد کلان وهم در امنیت منطقه ای شرایط خوبی برای ایران به وجود آمده بود. اکنون و در سناریوی جدید سه ضلعی ایران و آمریکا و عربستان سعودی نیز بهترین راه نزدیک شدن ایران و عربستان است تا این اختلاف مثل گذشته در دو ضلع ایران و آمریکا باقی بماند.

4منشور برادری، پذیرش سلایق گوناگون
مشکل مردم سوریه سیاست داخلی بشار است3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.