۰۱ آبان ۱۳۹۰
سناریویی از جنس فیلم های وحشتناک

 

ورژن های مختلفی دارد. در یکی از قرائتها آمده است که: خلبانی در هواپیما دو صندلی خالی داشت و سه نفر متقاضی. دونفر از آنها مورد علاقه خلبان بودند و خلبان نمیتوانست آن را بروز بدهد. راه حلی به نظرش رسید. گفت از هرکدامتان یک سئوال متفاوت می پرسم. هر کس پاسخ صحیح داد سوار میشود. نفر اول مورد علاقه اش را صدا زد و پرسید شما چه کاره خواهر زاده تان میشوید؟ پاسخ داد و سوار شد. نفر دومی را که میخواست سوار کند، فرا خواند وسئوال ساده مشابهی را پرسید و او را هم سوار کرد. نفر سوم که جلو آمد، پرسید اسم پسر عموی مادر آنتونی کوئین چیست؟ طرف پاسخ داد، یعنی میخواهی سوار نکنی دیگه؟ حالا ماجرای اخیر ایران و آمریکا که ضلع سومی بنام عربستان سعودی هم به آن اضافه شده چیزی شبیه همین ماجرا است.همه نشانه ها حکایت از این دارد که نقشه وسیعی پشت این سناریو خوابیده است و خواب های شومی برای ایران دیده شده است. در موارد بسیار حساستر از این موضوع، حتی بر فرض صحت آن در راهروهای سیاست همیشه سئوالات راحت تری بوده است و موضوعات حل و فصل شده اند. در دنیای بی رحم سیاست که انسانها قربانی آن هستند، شواهد فراوانی هست. نمونه بارز آن ماجرای لاکربی است. دولت لیبی بالای منطقه لاکربی هواپیمای آمریکائی را منفجر کرد و سر نشینان آن را کشت و هواپیما از بین رفت. اما نهایتا با گفتگوهای فراوان و طولانی و رفت و آمد در دالانهای سیاسی نه تنها موضوع حل و فصل شد، بلکه عامل انفجار نیز آزاد شد و در طرابلس مورد استقبال رسمی فرزند قذافی قرار گرفت. ماجراهایی مثل قهوه خانه میکونوس آلمان و یا انفجار مرکز آمریکایی ها در خبر عربستان و یا در سالهای دور تر گروگانگیری های لبنان وانفجار سفارت آمریکا در لبنان پروسه حل و فصل سیاسی را طی کرد و فراموش شد. اما اتفاق اخیر که حجم غیر منتظره تبلیغاتی، آن را به سناریوی هالیوودی شبیه کرده است، بیشتر شبیه سئوال از مسافر سوم و خواستن نام پسر عموی انتونی کوئین است. ناگهان و بدون مقدمه در همه شبکه های جهانی تابلوی بریک نیوز، خبر عاجل، خبرفوری دیده شد و از اتفاق صورت نگرفته مربوط به ماهها پیش اطلاع رسانی شد و در عرض چند ساعت همه مقامات حتی رئیس جمهور آمریکا شخصا وارد گود شدند و به شکلی که گویا تصمیم سوار نکردن این مسافر را میخواستند اعلام کنند، بی پرده خبر از یک تحرک غیر معمول علیه ایران دادند. همزمان با این اتفاق خبری، پرونده حقوق بشری ایران در سازمان ملل نیز مطرح شد و آمریکا در ضلع سوم این تلاش از آژانس هسته ای خواست که جزئیات پرونده هسته ای ایران را علنی نماید. با حضور عربستان در این سناریو ماجرا خطرناکتر تلقی می شد. زیرا با نفوذی که عربستان در کشورهای اسلامی دارد و نیز موقعیت جغرافیایی آن که در همسایگی ایران هست، برنامه این بود که در صورت هر تحرک غیر معمول آمریکا علیه ایران از پیش راه مخالفت جهان اسلام و عرب را بسته باشند. همه این اتفاقات اگر در کنار یکدیگر قرار گیرد، نمیتوان شک کرد که آمریکایی ها و شاید دنیا، این بار سناریوی چند ضلعی و پیچیده ای را نوشته اند که یقینا اگر موفق شوند، آسیب اصلی را ملت ایران خواهد دید. جریانهای مختلف سیاسی داخل ایران که البته معتقد به حل و فصل اختلافات در درون خیمه انقلاب هستند و چشم به دخالت خارجی ندوخته اند، همه به صورت تر و خشک در این آتش در کنار مردم خواهند سوخت. از این سو ایران باید با هشیاری خارق العاده ای عمل کند. مهمترین اقدام، خارج کردن عربستان از این بازی است. گفتگوهای مستقیم و دوستانه ایران و عربستان در این شرایط و اعتماد سازی با آن کشور بخش مهمی از این توطئه را خنثی میکند. زمینه سازی برای وحدت ملی از راههای موثر دیگری است که میتواند اثرات این توطئه را کاهش دهد. همچنانکه تلاش دیپلماتیک برای وارد کردن این اتفاق به داخل دالان سیاسی و پر هیز از دامن زدن به این آتش توسط مسئولان اجرایی، همه از جمله اتفاقاتی است که میتواند این بار هم بدخواهان را در آسیب رساندن به مردم ناکام کند.

 

4از هر دری سخنی
منشور برادری، پذیرش سلایق گوناگون3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.