۱۹ مرداد ۱۳۹۰
صدوقی میتواند الگو بماند.

 

در تاریخ شیعه معمولا روحانیون اصیلی بوده اند که در نقاط مختلف وزنه های ثبات و آرامش و محور اعتدال و پناه مردم بوده اند. این روحانیون ریشه دار در جایگاهی بودند که به دلیل اعتماد مردم اختلافات فردی، منطقه ای و قبیله ای را بهتر و جدی تر از سیستم قضائی و پلیسی حل و فصل میکردند. یکی از جدی ترین خاندان روحانی مورد قبول و احترام در ایران معاصر، بی شک خاندان خوشنام صدوقی در یزد بوده اند که نه تنها در آن استان مورد اعتماد مردم بوده اند، بلکه شعاع شخصیت تاثیرگزار آنان در سطح ملی هم انکار نا پذیر بود. در مورد تاریخ هزار ساله خاندان صدوقی که از شیخ صدوق آغاز شده است، و در دوران اخیر با نام شهید صدوقی مزین شده زیاد نوشته اند. اما اکنون فرصتی است که به مناسبت فاجعه دردناک پریدن ناگهانی و غیر مترقبه دوست بزرگوارم مرحوم محمدعلی صدوقی امام جمعه 20 و چند ساله یزد در 40 روز پیش، در مورد شخصیت کم نظیر ایشان ادای دینی کنم. وقتی خبر عروج آقای صدوقی منتشر شد، همه متاثر شدند. این " همه " شامل همه جریانات سیاسی بود. این تاثر همگانی از رفتن صدوقی در شرایط سیاسی فعلی کشور و به خصوص با پیشینه مشکلات دو سال گذشته، چیزی در حد معجزه بود که از آقای صدوقی برآمد. تسلیم واقعیت بود. مرزهای روشن عقیدتی داشت. شاگرد و همراه امام بود وبی رودربایستی از کلیت انقلاب دفاع میکرد و با مخالفان اصل انقلاب مرزبندی شفاف داشت. اما در عین حال از امام و انقلاب آموخته بود که در داخل خانواده انقلاب میتوان با همه ارتباط داشت و با تحمل و سعه صدر در جایگاه یک روحانی اصیل و پر سابقه  به جذب و ارتباط حداکثری و دفع حداقلی مورد توجه مقام معظم رهبری قرار گیرد. عضو ثابت مجمع روحانیون مبارز بود وتشکیل این محموعه در منزل ایشان در دوران امام شکل گرفت. به عنوان یکی از نمایندگان موفق رهبری در استان یزد و امام جمعه تا آخر ماند و همواره هم مورد حمایت رهبری بود. در خطبه ها به جای پراکندن نفرت، به وحدت خانواده انقلاب فرا میخواند. افراطیونی در یزد از وی توقع داشتند که اصالت روحانی و مشی معتدلش را کنار بگذارد و تابعی از افراطی گری آنها شود، اما هنر بزرگش این بود که همه آن بی مهری ها را در دل می ریخت وحتی در برابر آنان موضع نمیگرفت تا وحدت و یکدلی حاکم باشد.این همان نقشی است که اسلام برای امام جمعه خواسته که بتواند محور معنوی مردم باشد و مقبول آنان. تنها در این صورت امام جمعه، معنای معنوی و تاریخی خود را به دست می آورد وگرنه امام جمعه هم در استانها میتواند در ردیف یکی از مسئولان اجرائی و نه محور مردم تبدیل میشود. این خصلت محور مردم بودن و همه خانواده انقلاب را پدری کردن واقعا میتواند و باید صدوقی مرحوم و عزیز را الگو کند و چه خوب میبود که این الگو فراگیر میشد. نکته برجسته دیگر صدوقی سرکشی و ارتباط با مردم بود. معمولا و به خصوص با فاصله گرفتن از آغاز انقلاب مسئولان معمولا پرهیبت و بزرگ می شوند و مردم کوچک وکم ارزش و طبیعتا این ارتباط قطع میشود و یا حداکثربه ارتباط پایین به بالای دور تبدیل میشود. یزدی ها که مظهر رعایت پروتکل های ادب محور هستند، از آقای صدوقی خیلی متشکر بودند که در تمام مراسم آنان شرکت میکرد. شبهای خسته زیادی را با ایشان بودم که تعداد مجالس مختلف مردمی در منازل آنان حضور میافت، میشمرد و از اینکه توفیق داشته اینقدر با مردم مرتبط باشد لبخند رضایت بر لبانش بود. پایبندی به قانون و آشنایی با موارد قانونی ، او را به یک روحانی کاملی تبدل کرده بود که نه تنها پایبند و آشنا به شرع بود، بلکه قانون را هم میشناخت و مهمتر اینکه به شدت در برابر هر امر غیر فانونی مقاومت میکرد. در دوره اول ریاست جمهوری آقای خاتمی معاون حقوقی و پارلمانی ریاست جمهوری بود. اصل انتخاب و پذیرشش به عنوان این پست، بر اساس انتقال اعتدال به دولت و اصلاحات برنامه ریزی شد. در دولت هم در جایگاهی بودوقتی از نظر حقوقی با امری مخالفت و یا موافقت میکرد، فصل الخطاب تلقی می شد. این را همه اعضای دولت میتوانند شهادت دهند. واقعا بی آنکه تحت تاثیر رفاقت و صمیمیت فوق العاده ام با ایشان باشم، رحیل این مرد بزرگ را فاجعه ای برای ایران و مردم ایران و به خصوص مردم یزد میدانم و نگران که با رفتن امثال صدوقی مکتب اخلاقی و سیاسی این بزرگمردان هم دفن شود. حجه الاسلام محمد، فرزند بزگوارمرحوم آقای صدوقی اکنون با عقل و درایت تعجب برانگیزی در جایگاه امامت مسجد پدرمشغول شده  و مورد تایید رهبری انقلاب و مردم یزد قرار گرفته است. این بارقه امیدی است که پیوند تاریخی و معنوی خاندان صدوقی با مردم یزد حفظ شود. مرحوم صدوقی داماد آیه الله خاتمی بود که معلم بزرگ اخلاق بود و شوهر خواهر اقای سید محمد خاتمی بود که به همین مناسبت به آقای خاتمی که اسوه صبر و تحمل است  و نیز به همسر بزرگوارش که یاور معنوی و فکری مرحوم صدوقی بود و به فرزندان و منسوبانش و به مردم یزد و فرهیختگان ایرانی تسلیت میگویم

امید که روحش شاد باشد و منشش الگو.

4دوست دارم رمان نویس شوم
خاتون نامه و کبک وکلاغ3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.