۲۲ تير ۱۳۹۰
دین ستیزی دولت تاجیکستان عامل رشد افراطی گری در منطقه است

 

در خبر ها بود که مقامات تاجیکستان در صدد ارائه قانونی هستند که ورود جوانان زیر 18 سال را از ورود به مساجد و اقامه نماز در آن کشور اسلامی منع کنند. طبیعی است استدلال حاکمان تاجیکستان مثل خیلی از رهبران دیگر جهان اسلام  برای تصویب این قانون، جلوگیری از رشد اسلام افراطی و طالبانیزم و در نهایت حفظ حکومت است. این خبر بهانه ای است برای طرح یک بحث مهمتر و آن اینکه هیچ جامعه شناسی در دنیا نمیتواند نقش مهم دین را در مسائل اجتماعی نادیده بگیرد. گرانبها بودن عنصر دین دلیل اصلی تولید برداشتهای متفاوت از دین است. همچنانکه اگر به تاریخچه ظهور القاعده و طالبان نگاه کنیم، به این واقعیت میرسیم که آمریکائی ها با خلق جریان افراطی بنام جهاد با کمونیست کافر، متدینان را سازماندهی کردند و با تکیه به همین عنصر گرانبها افراطی گری را بسط دادند تا رقیب خود را در جنگ سرد از افغانستان بیرون کنند. ولی دیندارانی که با اعتقاد به مبارزه و جهاد برخاسته بودند وبال خودشان شدند وموج افراطی گری دینی در دنیا هم به اسلام آسیب جدی رساند و هم منافع قدرتهای جهانی را دچار خطر کرد. در مقابل این موج و برای مبارزه با آن از سوی دیگر بنام سکولاریسم، دین ستیزی و به خصوص اسلام هراسی در دستور کار رهبران سیاسی جهان قرارگرفت. اما همین دین ستیزی عامل مهمتری شد برای رشد افراطی گری دینی. مردمی که در سراسر جهان، دینداران صلح خواهی بودند و همواره از مرزهای اخلاقی و معنوی که زیر ساخت هر حرکت صلح خواهانه ای بود، دفاع میکردند مورد ستم بی دلیل قرار گرفتند و در عکس العمل به آن، طرفدار جریانات افراطی شدند. و البته باز هم به دلیل رشد این افراطی گری آن چه که آسیب دید جوهر اسلام بود. موج مبارزه با اسلام خواهی اصیل و ترویج اسلام هراسی در دنیا و در کشورهای مختلف مهمترین دلیل رشد افراطی گری شد.

اندیشمندانی، سکولاریزم را ضامن آزادی انسانها میدانند و در تعریفی که ارائه میکنند، معتقدند که حکومتها نباید دینی باشند تا به اجبار مردم را دیندار کنند و جلو آزادی آنان گرفته شود. در این تعریف اجبار مردم به دین داری باعث بیزاری مردم از دین میشود. واقعیت هم این است که دین بر اساس تعریف کتب آسمانی مبتنی بر اعتقادات قلبی و درونی انسانها بنا شده است و اگر این باور و نیاز وجود نداشته باشد، هر نوع اجبار به عمل به دستورات دینی باعث دور شدن از مبنای اعتقادات درونی میشود. چیزی که در نسل های فعلی در ایران که سرنوشت دین و حکومت را یکی میدانند باعث شده به دلیل اختلاف نظر با حاکمیت در بسیاری از موارد دین را هم هم سرنوشت با حکومت تلقی کنند. و در این عکس العمل، بی دینی افراطی که نسخه ای از لاابالیگری و خشونت طلبی ضد دینی است رشد کند.

اما در آن سوی این پرده، و دقیقا بر اساس همین منطق، دین ستیزی و مبارزه با اسلام هم نه تنها با کرامت و آزادی انسانها مخالف است و مثل اجبار به دینداری، کاری خلاف حقوق بشر است بلکه باعث گسترش قرائت افراطی و خشونت آمیز از دین میشود با یک نگاه گذرا به تاریخچه همه جریانات افراطی و خشونت آمیزی که در جهان اسلام و به خصوص در جهان عرب به راحتی میتوان ریشه آن را در مبارزه حکومت ها و یا قدرتهای جهانی با اسلام دید که وقتی مورد ظلم قرار گرفته اند در دام جریاناتی مثل القاعده قرار گرفته اند.

اگر چه به دلیل رشد ذهنی جامعه اسلامی در این سه دهه انقلاب هائی که در دنیای اسلام در حال شکل گیری است، روش متفاوتی را پیدا کرده اند و وجه مشترک همه آنان تبری از افراط و القاعده گری بوده است. اما واقعیت این است که در اثر موج افراطی گری بنام اسلام در طول سه دهه گذشته آسیب سختی به اسلام زد.

اکنون که در دنیا این معادلات تغییر کرده. مردم آزادیخواه و مسلمان مصر و تونس و سوریه و یمن و بحرین ولیبی طوفان بزرگی را به راه انداخته اند و همه آنان خشونت خواهی و القاعده گری را هم همزمان با انقلابشان نفی میکنند ودر همه این انقلاب ها اسلام اکثریت خاموش جهان اسلام را خمیر مایه انقلاب ها میدانند، دولت تاجیکستان در جاده پر سنگلاخ قدیمی پا گذاشته که در برابر دینداری مردم بایستد. این کار دولت تاجیکستان هم پیوند دولت و حکومت را با هویت تاریخی مردمش قطع میکند و راه را برای سقوطش هموار میکند و هم باعث رشد سریع افراطی گری در این منطقه خواهد شد و باز هم راه را برای سقوطش نزدیک میکند.

 

4صدوقی مرد اعتدال و آرامش و عقیده
چرا انتظار گوهر گرانبهائی است3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.