۱۳ تير ۱۳۸۹
آیه الله فضل الله نمونه ای از یک مرجع مورد نیاز

 

 

 

خبر دردناک درگذشت عالم نواندیش و مرجع عالیقدر تقلیدی که حرفها و نظرات فقهی اش اگر چه در ایران بازتاب زیادی نداشت، اما در جهان اسلام مخاطبان فراوانی داشت، تاثر آور بود. من در چند سالی که در لبنان بودم از محضر آیت­الله سید محمد حسین فضل­الله خیلی بهره­ی علمی بردم. چند ماه پس از حضور من در لبنان ایشان درس خارج فقه و اصول شروع کرد. اول صبح درس می­گفت. پای ثابت آن درس من بودم؛ خیلی مفید بود. سید فرزند یک مرجع بزرگ لبنان بود؛ مرحوم سید عبدالروف فضل­الله. خودش در نجف به دنیا آمده بود و به اعتراف بزرگان فقهی نجف خوب درس خوانده بود؛ و همه او را به عنوان مجتهد مسلمی شناختند. وی تا زمان زنده بودن امام خمینی و مرحوم آیت­الله خوئی از مرجعیت آنان ترویج می­کرد، ولی کم کم بحث مرجعیت خود ایشان مطرح شد. مردم عرب هم از این طرح استقبال نسبی می­کردند. تقریباً تا این مدت به عنوان پدر معنوی حزب­الله هم مطرح بود و از سوی جوانان و تا حدودی رهبران حزب­الله به عنوان رهبر معنوی حزب شناخته می­شد و از وی حرف شنوی داشتند. بعد از فوت آیت­الله اراکی که از سوی ایران به عنوان مرجع معرفی شده بود، رسمی­تر مرجعیت خود را اعلام کرد و رساله­ی عملیه­اش را منتشر کرد. جریانات قدرتمند روحانی لبنانی و بعضاً نجفی هم وجود داشتند که رقابت­های محلی داشتند و بر علیه سید فضل­الله خیلی تلاش می­کردند. مرحوم شیخ شمس­الدین که خود عالم بزرگ و روشن اندیشی بود محور این مخالفت­های محلی با سید بود. یک بار سید فضل­الله در سخنانی با جمعی از طلاب در مورد روایتی که از ماجرای آسیب دیدن بازوی حضرت زهرا سلام­الله علیه معروف است تردید کرده بود. این سخنان دستاویز عقیدتی برای مخالفانش شد. با این­که چند بار سید این سخنان را توجیه کرد و پس گرفت ولی موج آن به حوزه علمیه­ی قم رسید و یکی دو نفر از مراجع تقلید قم سخنان و فتاوای تندی علیه­اش دادند و معیار تمایزشان با دیگران در یک مقطع زمانی مخالفت با سید فضل­الله بود. اطرافیان­شان از تکفیر وی نیز ابائی نداشتند. در سفر رسمی اولی که بعد از ریاست جمهوری آقای خاتمی به قم رفته بودیم یکی از مراجع مهم قم که در مخالفت با سید فضل­الله اشتهار داشت توسط فرزندشان به من گفتند که با آقای خاتمی در آن سفر ملاقات نمی­کنند. دلیلش را پرسیدم. آقازاده گفتند چون آقای خاتمی چندی پیش در سفر سوریه با آقای سید فضل­الله دیدار کرده است. باورم نمی­شد؛ چون در همان سفر و در همان دیدارها آقای خاتمی با بعضی رهبران مارکسیست ضد اسرائیلی لبنانی هم دیدار داشت و آن­ها دلیل عدم دیدار آیت­الله با آقای خاتمی نبود. با این­که بعد از این مسائل، رهبری ایران ابراز علاقه کرده بودند که سید فضل­الله به مناسبتی به ایران دعوت شود، ولی این موج که طراح آن رقبای محلی بودند باعث شد تا وی بعد از آن ماجراها به ایران نیاید. یک بار در خدمت مرحوم شمس­الدین بودم. مجلس روضه داشت. به همه کتابی در مورد مسئله­ی شکستن بازوی حضرت زهرا که به­نوعی مخالفت با فضل­الله بود هدیه می­کرد. امام جماعت بقاع آن­جا بود. با مرحوم شمس­الدین شوخی می­کرد که بیشتر از مسئله­ی بازوی حضرت زهرا گویا شکستن بازوی فضل­الله مهم است. فضل­الله توانست در سطح منطقه عربی به­خصوص منطقه­ی خلیج فارس مرجع بزرگی شناخته شود. وی در میان مراجع تقلید این شانس را دارد که مستقیماً با رسانه­های معروف جهان روبه­رو می­شود و پاسخگو است. همه­ی جراید را می­خواند و به دلیل حساسیت منطقه­ی خاورمیانه و نزدیکی جغرافیائی لبنان با اسرائیل نظراتش می­بایست به روز باشد. این عنصر به روز بودن وقتی با مرجعیت جمع می­شود باعث می­شود که در خیلی از مسائلی که دیگران در مورد آن مطالب نظر نداده­اند، نظر شرعی بدهد و رساله­ی پرحجم­تری داشته باشد. این موفقیت و نوآوری شرعی و اظهارنظرهای فقهی که طبعاً متناسب با شرایط فعلی دنیاست، دلیل استقبال وسیعی است که از مرجعیت وی در خلیج فارس و لبنان و حتی ایران به عمل آمده است. یک بار به نکته­ای در حوزه فقاهت اشاره می­کرد که برای فهم روح روایات و قرآن، ترجمه­ی عربی مشکل زیادی ایجاد می­کند و محتوای روح قرآن و روایات برای آنان که عرب هستند بهتر فهمیده می­شود. من در جلسات زیادی شاهد بودم که از عدم نو شدن حوزه­ها و عدم توجه به حل مشکلات فقهی با توجه به نیاز زمان در حوزه­ی قم و نجف گلایه می­کرد. آیت­الله فضل­الله همواره پیشتاز مبارزه با اسرائیل بود. حساسیت کارسازی در جهت دینی کردن مبارزه با اشغالگران صهیونیست داشت. شاید هیچ خطبه و حطابه ای  نداشت که به مسئله ستم هایی که بر مردم فلسطین میرود اشاره نداشته باشد. این یکی از مهمترین دلائل محبوبیت وی در جهان اسلام وعرب بود. فضل الله چند بار از ترورهای ناکام جان سالم در برد و در جنگ آخر اسرائیل بر علیه مردم مظلوم لبنان خانه و دفترش بمباران شد. نقش وی برای حفاظت از استقلال لبنان و دلگرمی مبازان ضد صهیونیست، انکار ناپذیراست. وی دارای مشکلات جسمی بود و علیرعم آن هرگز از پای ننشست. پرکاری اش در مدیریت حوزه های علمیه لبنان و سوریه زبانزد عام و خاص بود. درگذشتش واقعا برای دنیای اسلام دردناک بود. چنین مراجعی نیاز جامعه­ی دینی هستند.

 

 

4اجرای قانون اساسی و تعامل درون حاکمیتی
آقا نلسون تولدت مبارک3
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.