۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۸
دو مصاحبه و نصفی جالب
ایام انتخابات فرصتی است که حرفهای خوبی بشنویم. یکی از مصاحبههایی که امروز خواندم، خواندنی بود؛ مصاحبهی آیت الله موسوی خوئینی. نسل امروز شاید آقای موسوی خوئینی را نشناسد؛ اما هم نسلان من و یا کسانی که از ابتدای انقلاب خط مترقی دینی را دنبال میکردهاند، همیشه موسوی خوئینی را به عنوان سیاستمدار هوشمند و شجاع و قابل اتکایی میشناسند. خیلی از بزرگان و صاحبنظران جبههی اصلاحات را میشناسم که وقتی با آقای موسوی خوئینی حرف میزنند و سخن او را میشنوند، آن را فصل الخطاب سیاسی میدانند. معمولاً خیلی کم حرف میزند و مصاحبه میکند. این روزها مصاحبه خواندنی و شجاعانهای کرده است. توصیه میکنم حتماً آن را اینجا بخوانید.
************
دیروز و امروز مصاحبه دکتر سروش در مورد انتخابات سر و صدای فراوانی کرده است. بیشتر نگاهها به مسألهی حمایت از آقای کروبی و یا نقد آقای موسوی بود. به عقیدهی من بهترین قسمتش سخنی است که با تحریمیها دارد. مثال تأمل برانگیزی میزند: "من در ایران با دوستانی روبهرو بودم که معتقد بودند در انتخابات نباید شرکت کرد. من با دلایل آنها حقیقتاً قانع نشدم. میدانم که چه میگویند و از چه زاویهای به مسایل نگاه میکنند. زاویه دید آنها این است که انتخابات به هر حال بساطی است که حکومت برپا میکند و بازی کردن در این بساط، نهایتاً سودش به نظام میرسد. منتها وقتی از آنها میپرسیدم پس باید چه کار کرد، جوابی نداشتند؛ یعنی راه دیگری نمیماند، لابد باید انقلاب کرد، کارهای براندازی کرد... در اینجا من به آنها قصه چاه کنی را گفتم که چاهی کنده بود و نمیدانست خاک آن را کجا بریزد. "دخو" به او گفت یک چاه دیگر بکن، این خاکها را در آن بریز. بقیه داستان معلوم است. این آدم تا آخر عمرش چاه میکند. خاک اولی را میریخت در دومی، دومی را در سومی... گفتم ما یک انقلاب کردیم، یک عالم خاک از چاه جامعه آوردیم بیرون. حالا ماندهایم که این خاکها را کجا بریزیم. شما میگویید یک چاه دیگر بکنید؛ ولی باز همان سؤال مطرح میشود. خاک چاه دوم را کجا بریزیم؟ ما نمیتوانیم عمری را به چاه کنی سپری کنیم. واقعش این است که ما باید وارد همین بازی شویم و این بازی را آن قدر تقویت کنیم که به جایی برسد که نتایج واقعی داشته باشد."
***********
یک گفتوگوی تصویری یهویی و بیمقدمه هم یکی از خبرنگاران با من کرده است. تصویرش را روی سایت ایرانیان گذاشتهاند. بامزه شده. مثل این که هر کس بدون آمادگی حرف بزند جالبتر میشود. مثل اداراتی که وقتی مدیرشان به مأموریت میرود کارها بهتر انجام میشود. این مصاحبه را هم اینجا ببینید؛ گرچه با خطهای ارتباطی داخل ایران لود کردن تصویر کاری است کارستان!