۰۹ اسفند ۱۳۸۷
لاست و تلویزیون ما
چند ماه پیش که تب سریال LOST ایران را فرا گرفته بود، رفته بودم سوپر محل برای خرید. جوانی کمتر از ۲۰ ساله خیلی پرخاشجویانه و طلبکارانه از آقای سوپر محل خواستار سیزن ششم لاست بود. این در حالی بود که هنوز نمایش آن در آمریکا شروع نشده بود. البته من آن موقع با چند شب کمخوابی تازه دو سیزن آن را دیده بودم. البته بعدها گرفتاریهای شخصی پیدا کردم و نتوانستم بقیه آن را ببینم. این مجموعه را هزاران نفر از ایرانیها دیده بودند. در سراسر جهان نیز همین اتفاق افتاده بود. فکر میکردم. اگر در فیلمها جاذبهی تصویری و محتوایی وجود داشته باشد چگونه میتواند همهی ذهن دنیا را به خود مشغول کند. نمیدانم چرا ذهنم رفت به برنامههای صدا و سیما که با آن همه مخارجی که از پول بیتالمال مصرف میکند، حتی در موفقترین سریالهایش نمیتواند نسل جوان را به خود جذب کند. این درحالیست که هم هنر و هم ابزار و هم خلاقیت همهی کارهای بزرگ سینمایی در ایران و ایرانی وجود دارد. بیشک وقتی هنر در چارچوبهای تنگ قرار میگیرد، جاذبهی حداقلی پیدا میکند. مخفی نماند که البته من هم از کسانی که دیدهاند، ادامهی داستان پر رمز و راز لاست را پیگیری کردهام. گرچه کلا در دیدن فیلم حتی اگر لاست باشد تنبلم.این هم یادداشت بدون ارتباط آخر تعطیلات.