۰۸ فروردين ۱۳۸۸
کتاب هزار و یک شب آغاز تلاش زنان برای ماندن

 

در تابستان پارسال در اوقات بی­کاری کتاب هزار و یک شب را خواندم. در نمایشگاه کتاب یکی از دوستانم آن را به من هدیه کرد. از بچگی اسم کتاب و شهرزاد قصه­گو را شنیده بودم. بعضی از داستان­های آن را هم به طور متفرقه خوانده بودم و گوش کرده بودم. برایم جالب بود که فرصتی پیدا کنم که آن را بخوانم. بعضی کتاب­ها و یا فیلم­ها آن قدر معروفند که معمولاً آدم­ها نیازی نمی­بینند که آن را بخوانند و یا ببینند. همه می­دانند کتاب هزار و یک شبی هست. قصه­هایی هم دارد و شهرزادی هم بوده و قصه می­گفته. ولی بیش از این کم­تر مورد توجه قرار می­گیرد. کتاب هزار و یک شب به احتمال قوی مربوط به دوره­ی هحامنشی است که در هند به وجود آمده و قبل از حمله­ی اسکندر به فارسی ترجمه شده و در قرن سوم در بغداد به عربی و در قرن هجدهم به فرانسه ترجمه شده است. شاید اگر نمی­خواندم چیزی از دست نمی­دادم ولی خواندن داستان­هایی که سال­هاست مردم شرق آن را خوانده­اند و می­دانند نوعی ارتباط یا فرهنگ عمومی تلقی می­شود، غیر از تکراری بودن مضامین بسیاری از قصه‌ها، شاید ظاهر کتاب نگاه تحقیرآمیز تاریخی به زنان و صرفا ابزار جنسی بودن آنان در فولکلور شرقی را نشان می‌دهد اما مظلومیت زن شرقی در این است که پادشاه هر شب زنی را به بستر می‌برد و صبح او را می‌کشت. شهرزاد یاد گرفت قصه‌ی دنباله‌داری را تعریف کند که هزار و یکشب زنده بماند تا رسم زن‌کشی را پایان دهد. این آغاز زن‌ستیزی بود که تا الان هم دنبال می‌شود. زنان شرقی خسته نباشند. در سال­های اخیر به برکت گستردگی ارتباطات تلاش­های زیاد برای تغییر اندیشه­ی مردسالارانه در حال شکل گرفتن است و البته کار بسیار دشواری است.

 

4فیلم های توقیف شده، کتاب قانون
شکست تیم ایران و پیامک‌های سیاسی فوتبالی و انتخابات3
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.