۰۹ آذر ۱۳۸۷
دیروز استان گلستان بودم؛ عبادی و سیاسی!
دیروز رفته بودم گرگان تا سخنران جلسه شب شهادت امام جواد علیه السلام و سیامین سالگرد شهادت شهید سبطی، اولین شهید تظاهرات دوران انقلاب در آن شهر باشم. در فرودگاه آقای تابش نمایندهی اردکان و رئیس فدراسیون اسب سواری را دیدم که برای مسابقات اسب سواری به ترکمن صحرا میرفت. از دنیای عجیب شرط بندی روی اسب برایم تعریف کرد. خیلی هیجانانگیز بود. اصلاً خبر نداشتم. بعدازظهر با مسئولان احزاب اصلاح طلب استان جلسه داشتم. ۲ ساعتی پرسش و پاسخ بود. اطلاعات و تحلیلهایشان از فعالان سیاسی جدیتر و واقعبینانهتربود. طبعاً همهی بحثها در مورد ریاست جمهوری و اصرار بر آمدن آقای خاتمی و مشکلاتی که در راه است بود. از قدیم یادم هست که فضای عمومی سیاسی گرگان اصلاح طلبی دینی بوده است. آیت الله نورمفیدی به عنوان امام جمعهی قدیمی و سابقهدار، با اندیشهی روشن و راهگشا در ایجاد این فضا تأثیر فراوانی داشته است. در جلسهی باشکوهی که در حسینیه متوسلین به اباعبدالله الحسین برگزار کرده بودند چهرههای مبارز قدیمی و زندانیان دوران شاه و فعالان عرصهی جنگ حضور داشتند. مثل قبل از انقلاب اشعار حماسی دینی به صورت مداحی توسط یکی از فعالان سیاسی شهر خوانده شد. فرزند شهید هم در سخنرانیش از اینکه باید حتی برای مجلس یادبود شهید و سخنران عادی در مسجد از فرمانداری اجازه بگیرند گلایهی شدید کرد. شب قبلش دوست خوبم آقای نوروزی نمایندهی منطقهای آیت الله صانعی قصد منبر در مجلس ختمی داشته که فرمانداری زنگ زده و جلوگیری کرده. در شهر کلاله هم برای سخنرانی من در مسجد شهر اجازه داده بودند و فردایش باز توسط فرمانداری لغو شده بود و کلی مواظب بودهاند که مبادا وارد کلاله شوم. فرزند شهید از این دو مورد در سخنرانیاش گلایه میکرد. واقعاً هم عجیب است! نمیدانم این سیاست ابلاغی وزارت کشور است یا به صورت محلی فرماندران و استانداران تصمیم میگیرند. من در سخنرانیام به یاد شهید انقلاب سه شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی انقلاب را توضیح دادم و از آن دفاع کردم و آفتهایی که در این سی سال این شعارها پیدا کرده را توضیح دادم. آقای دکتر روحانی و دوستانش هم گرگان بودند. سخنرانیهای کمی تا قسمتی انتخاباتی را شروع کرده است. شب به دیدن آیت الله نورمفیدی رفتم. دوستان دکتر روحانی هم بودند. کلی در مورد انتخابات و وضعیت آقایان خاتمی و دکتر روحانی حرف زدیم. آقای مجتبی نورمفیدی آیت الله زاده که خود آیت الله مستقلی شده است و هر دو در شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز هستیم، هم بحث آقای مهندس موسوی را مطرح کرد. آخر شب هم به تهران برگشتم.