۲۸ آبان ۱۳۸۷
رابطه نهاد روحانیت و تحزب (قسمت دوم)

 

اولین تشکیلات رسمی که بعد از انقلاب در قالب حزب به وجود آمد و در اوائل کارش از گستردگی کم­نظیری برخوردار بود حزب جمهوری اسلامی بود که توسط اصلی­ترین روحانیون درون حکومت آن روزها به وجود آمد. حضرات آیات بهشتی، خامنه­ای، هاشمی رفسنجانی، باهنر و موسوی اردبیلی مؤسسان آن بودند. دبیر کلی آن را هم آیت الله بهشتی بر عهده داشت و بعد از شهادتشان، آیت الله خامنه­ای دبیرکل شد. این حزب در قالب یک تشکیلات جدی آغاز به کار کرد ولی نمی­شد پشتوانه­ی قدرت حکومتی را در آن نادیده گرفت. در انتخابات مجلس اول بالاترین تعداد کاندیدا را به دلیل همان پشتوانه­ی قدرت به مجلس فرستاد و به دلائل سیاسی و دینی و اختلاف نظر با بخش­های دیگری که در قدرت بودند، به جای حزب جمهوری اسلامی در بسیاری از موارد روحانیت سیاسی و حکومتی در برابر آنان قرار گرفت و آنان را به عکس العمل وادار کرد و بخشی از روحانیون غیر حزبی و سیاسیون غیر روحانی را علیه آنان متحد کرد. اختلاف مهم و تعیین­کننده، رویارویی بنی صدر به عنوان رئیس جمهور با حزب جمهوری اسلامی بود که تأثیرات دامنه­داری در کل کشور گذاشت. این اختلافات به شهرستان­ها هم کشیده شد. در درون حزب هم نمادهایی از اختلافات بیرونی به وجود آمد و آنان را به دو جناح مترقی و واپس­گرا تقسیم کرد. این عوامل و عوامل دیگر باعث شد که علی­رغم فعایت­های فراوان حزب و انفجار وحشتناک ۷ تیر که شهید بهشتی و ۷۲ تن دیگر به شهادت رسیدند، در نهایت به دستور امام خمینی فعالیت­های حزب جمهوری اسلامی متوقف شود که این توقف تا اکنون ادامه دارد. مورد دیگر در مسئله­ی رابطه­ی نهاد روحانیت و تحزب جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز بود. وقتی روحانیون مبارز با حمایت امام خمینی از جامعه روحانیت مبارز جدا شد و آقای محتشمی وزیر کشور بود، مجمع روحانیون مبارز به دبیر کلی آقای کروبی قاعده­ی حزبی بودن را برای مجموعه­ی خود پذیرفت و آن را به عنوان حزب رسماً ثبت کرد و جزء احزاب رسمی کشور شد. در همان شرایط روحانیت مبارز تهران که دبیر کلی آن را آقای مهدوی کنی بر عهده داشت در برابر به ثبت رساندن تشکیلات جامعه­ی روحانیت مبارز، علی­رغم فشارهای وزارت کشور آن روزها مقاومت کرد و با همان استدلال دیرین که روحانیت باید فراگیر باشد و در قالب حزبی نمی­تواند قرار بگیرد تشکیلات جامعه روحانیت را در جزء احزاب رسمی به وزارت کشور معرفی نکرد. با هر نگاهی که به روحانیت وجود داشته باشد اگر مجموعه­ای از آنان بخواهند فعالیت­های جاری سیاسی انجام دهند و مثلاً در انتخابات کاندیدا معرفی کنند و با سایرین رقابت کنند نمی­توانند قالب حزبی را مورد طرد قرار دهند. بخشی از روحانیت که کار سیاسی نمی­کند می­توانند این استدلال را داشته باشند؛ اما روحانیونی که در بدنه­ی حکومت به رقابت با دیگران مشغولند حق عرفی ندارند که هم از امتیاز فراگیری روحانیت بخواهند بهره ببرند و هم با دیگر گروه­های جامعه رقابت کنند. چارچوب حزبی برای هر فعال سیاسی یک الزام است که اجازه دهد قواعد بازی سیاسی عادلانه انجام شود. تلاش جدیدی که در سال­های اخیر اتفاق افتاد حزب اعتماد ملی بود که به رهبری آقای مهدی کروبی به عنوان یک روحانی اعلام وجود کرد. راه حل میانه باید این باشد که روحانیونی که تنها به وظیفه­ی روحانی عمل می­کنند حزبی نباشند و در زیر عبای فراگیر خود به همه­ی افراد جامعه را جا دهند ولی اگر خواستند در فعالیت­های سیاسی که دیگران نیز شریک هستند وارد شوند، حزبی باشند و با قواعد حزبی با دیگران رقابت نمایند.

 

4رابطه نهاد روحانیت و تحزب (قسمت اول)
اهمیت وزیر میلیاردری که ثروتش را مخفی نمی کند3
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.