۲۷ آبان ۱۳۸۷
رابطه نهاد روحانیت و تحزب (قسمت اول)

 

مسأله­ی رابطه­ی نهاد روحانیت با احزابی که روحانیون مسئولان آن هستند، از دیرباز مسئله­ی مهم و چالش برانگیزی در حوزه­ی آخوندی بوده است. این چالش بعد از انقلاب که روحانیون در پست­های اجرائی قرار گرفتند و مسئولیت حاکمیت را پذیرفتند افزون­تر شده است. روحانیت همیشه دارای پروتکل ویژه و سختی بوده است که غیر روحانیون کمتر از آن اطلاع دارند. در قبل از انقلاب بخش سنتی روحانی همیشه برای حفظ استقلال حوزه­ها و دور ماندن آن از گزند حکومت و نیز برای دوری جستن از مظاهر مدرنیته که گمان می­رفت اساس نهاد دین و روحانیت را تهدید می­کنند، و برای فراگیر بودن روحانیت، تأکید ویژه­ای روی نظام آخوندی صورت می­گرفت تا این دو نهاد دین و روحانیت مصون بمانند. تعداد اندک روحانیونی که در قبل از انقلاب به سمت حزب­سازی و یا حتی استفاده از نظم موجود مدرن می­شتافتند نیز مورد انتقادهای صریح و آشکار بودند و در معرض اتهامات مختلف قرار می­گرفتند. حزب برادران شیراز که توسط آیت الله سید نورالدین شیرازی تأسیس شد و یا فعالیت­هایی که آیت الله شریعتمداری در چارچوب دارالتبلیغ اسلامی و مجله­ی مکتب اسلام انجام می­داد، مورد انتقاد جریانات حوزوی قرار داشت و نمونه­هایی از تقابل اندیشه­ی حفظ استقلال روحانیت و یا حفاظت از پروتکل داخلی حوزه­ها با این نوع نوگرایی­ها بود که جداشدگان از پروتکل روحانیت به آن رو می­آوردند و اکثر انقلابیون و روشنفکران آن روز حوزه­ها با آن مخالفت می­کردند و معتقد بودند که این رفتارها به درهم شکستن اتحاد و مقاومت حوزه­ها در برابر حکومت می­انجامد. بعد از پیروزی انقلاب نیز اگر چه ماجرا تفاوت ماهوی پیدا کرد و روحانیون حاکم بیش از آن که در هیأت روحانی با وظایف شناخته شده­ی دینی مطرح باشند، به عنوان سیاست­مدار ظهور پیدا کرده بودند و طبعاً در عالم سیاست مثل همه­ی جاهائی که سیاست­مداران حکومت می­کنند روحانیون حاکم نیز باید در چارچوب حزبی حاضر شوند تا در رقابت شناخته شده­ی حزبی بتوانند قدرت را به دست گیرند یا از دست بدهند؛ اما در عین حال باز هم تفکر ترجیح پروتکل و قواعد دیرین حوزه­ها بر پذیرش قاعده­ی تحزب در جمع زیادی از روحانیون وجود داشت. از رفتار امام خمینی که مرجعی پرقدمت در حوزه­ها بود و به آن ضوابط و اسقلال حوزه­ها پای­بند بود نیز می­توان کم و بیش درک کرد که در بسیاری از موارد طرف­دار نظریه­ی فراگیر بودن نهاد روحانیت بود و تحزب را عامل کم شدن حجم میزان تأثیرگذاری آنان می­دانست. گرچه در بعضی موارد مثل تأیید تشکیلات مجمع روحانیون مبارز به این قاعده کلی استثنا می­زد.

ادامه دارد...

 

4خالقان اندیشه نباید بی دفاع بمانند
رابطه نهاد روحانیت و تحزب (قسمت دوم)3
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.