۲۵ مهر ۱۳۸۷
استقبال معنادار از کنگره حزب اعتماد ملی

 

امروز اولین کنگره حزب اعتماد ملی بود. به دلیل جایگاه و سابقه­ی آقای کروبی در کشور و به دلیل اهمیت و ضرورت تحزب در ایران خیلی استقبال وسیعی از آن شده بود. از جناح اصول­گرا آقایان باهنر، توکلی و بادامچیان را دیدم که آمده بودند. از هم­جناحان آقای کروبی هم که تقریباً همه آمده بودند. وقتی آقای خاتمی آمد، خیلی ابراز احساسات معناداری کردند. من کنار آقای عبدالله نوری بودم. هر وقت فرصت می­شد زیر گوشی با هم حرف می­زدیم. قرار داشتیم از آن­جا برای تشییع جنازه­ی آقای سعدایی نماینده­ی خوب و شجاع مردم جهرم در مجلس ششم برویم. آقای کروبی دیر به روی سن رفت. درست نبود از پای صحبت­های آقای کروبی بلند شویم. نمی­دانم چرا آقای کروبی با این کنگره­ی عظیمی که امروز حزب اعتماد ملی داشت، چند روز پیش کاندیداتوری­اش را باعجله اعلام کرده بود. بعد از جلسه کلی خبرنگارها ریختند برای سؤال و جواب. تقریباً همه­ی آن­ها از اعلام کاندیداتوری آقای کروبی می­پرسیدند و این­که آقای خاتمی چه می­شود؟ توضیح دادم که کار آقای کروبی کار مثبتی است. رشد تحزب در ایران یک ضرورت انکارناپذیر است. کاندیداتوری دبیران کل احزاب تقویت و توسعه­ی اندیشه­ی حزبی است؛ البته چون مکانیزم ائتلاف بر کاندیدای محبوب­تر را هم خود آقای کروبی داده است، طبعاً جای نگرانی برای جبهه اصلاحات وجود ندارد که رقابتی در داخل جبهه­ی اصلاحات باشد. با خانم کروبی هم که یک فعال حزبی است، سلام و علیک کردم. سید پرحرارتی از پشت سر ایشان خطاب به من می­گفت که کاری کنید که وحدت در جبهه­ی اصلاحات باشد. توصیه کردم که با خانم کروبی حرف بزند. آیت الله بجنوردی هم که از اعضای شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز است، سخنرانی عالمانه­ای کرد که نقش احزاب در احیای امر به معروف و تذکر به حاکمان را توضیح داد. آقای کروبی هم خیلی بااحتیاط و دقیق حرف زد. کاملاً معلوم بود که مواظب است جلسه را تلخ نکند. شخصیت آقای کروبی هم شخصیت دوست­داشتنی­ای است. معمولاً با زیرکی کامل زیر تابلوی لر بودن، حرف­هایش را می­زند. مشکل اصلی و تاریخی کشور ما دور بودن از تفکر حزبی است که آقای کروبی نقش مهمی در این سال­ها برای حزبی اندیشی انجام داده است که باید از ایشان تقدیر کرد. آقای احمد الحسن سفیر سابق سوریه در ایران به عنوان نماینده­ی بشار اسد به این کنگره آمده بود. سفرای زیادی هم بودند. احمد الحسن که سال­ها این­جا بوده به آقای عبدالله نوری دست داد. به عربی پرسیدم که ایشان را می­شناسد؟ گفت بله، آقای علی فلاحیان است! اشتباه بامزه­ای بود.

 

4یزدی ها و این همه مهمان!
آقای بادامچیان هم پشتش قرص است3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.