۲۳ مهر ۱۳۸۷
سختی های آن روزها و رسالت این روزها

 

 

 

یکی دو ماه پیش که تازه بحث کاندیدایی آقای خاتمی داشت جدی تر می شد، گذرم به یکی از پاتوق های روشنفکری رایج افتاده بود. از هر دری سخن می گفتیم. یکی از آنان که دوست خوبی است و قلمی پر انرژی دارد، گفت ما که علاقه ای به کاندیداتوری اقای خاتمی نداریم چون در دوران آقای خاتمی ما از سوی جناح اقتدارگرا زیر فشار سختی بودیم. آن دوست خوب البته مدتها به دلایل سیاسی ودر موج تهاجم به اصلاح طلبان مدتی در زندان بود. اما الان کسی به کار ما کار ندارد. یادم آمد خودم هم که در حاکمیت ومسئولیت دولتی بودم هم وقتی الان میخواهم خاطرات خودم را از آن روزها بخوانم از یادآوری شدت سختی ها دچار سردرد می شوم. یکی دیگر هم که آدم معروفی است از آقای خاتمی گلایه های شخصی فراوانی داشت و به این دلیل معتقد به فعا شدن در انتخابات برای آقای خاتمی نبود. افرادی مثل آن  دو دوست و یا خیلی های دیگر که یا در داخل هستند و یا به خارج رفته اند از نظر شخصی استدلال درستی می کنند. اما اگر قرار باشد روشنفکران و نویسندگان برای مردم باشند و منافع آنان را در نظر بگیرند، حق دارند چنین شخصی به مسائل جامعه فکر کنند؟. همین جوری حالا. خاطره بود دیگه.

4سمینار آقای خاتمی و مهمانان متفاوت آن
یزدی ها و این همه مهمان!3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.