۰۳ شهريور ۱۳۸۷
نوشته آقای دکتر خانیکی در باره بازنشستگی استادان

 

این یادداشت قشنگ را برای وبنوشت دوست خوبم آقای دکتر خانیکی معاون پر سابقه ی وزارت علوم نوشته است. ممنونم از ایشان : چند روز پیش صحبت جلسه‌ای دوستانه به مسئله «بازنشستگی استادان» و کم‌ّ و کیف آن رسید که دوست عزیزم جناب آقای ابطحی که کاری نو را، هم در عرصه‌ی گفت‌وگو و هم در فضای مجازی به خوبی و جدیّت سامان داده است، خواست همین حرف‌ها را بنویسم. اتفاقاً این گفت‌وگوها همزمان شد با انتشار بخشی از پاسخ شیرین و پرنکته‌ی جناب آقای دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی به حکم بازنشستگی‌اش از دانشگاه تهران که فهم مسئله را بسیار آسان‌تر کرد. حال هم آن نامه را ببینید و هم چند نکته‌ی دیگر به اقتضای فضای وبلاگی:

۱. دانشگاه تهران در تیرماه جاری، ۲۱ تن از استادان برجسته و به‌نام کشور را بازنشسته کرد و راه را برای بازنشستگی چند تن باقیمانده از آن مجموعه در ماه‌های آتی نیز گشود. در میان آنان که رفتند نام‌هایی بود که «نظیر خویش نبگذاشتند و بگذشتند» و در میان آنان که می‌روند نیز استادِ استادان کم نیستند. بازنشستگی ۹ تن از استادان دانشکده ادبیات از جمله آقایان دکتر باستانی پاریزی، دکتر ابراهیم دینانی، دکتر داوری، دکتر پورجوادی، دکتر جهانگیری، دکتر شیخ‌الاسلامی، و از دانشکده حقوق، دکتر کاتوزیان و دکتر ممتاز، انعکاس بیشتری یافت، اگر چه در دانشکده‌های دیگر نیز پرآوازه‌ها کم نبودند.

۲. این کار از آن رو که با تجربه‌ها و تمهیدهای علمی سازگار نبود، هم در درون جامعه‌ی علمی و هم در بیرون بیشتر مسئله شد. بازنشستگی اگرچه در هر نهاد اداری و علمی گزیزناپذیر است، اما خارج از قاعده‌ی سود و زیان هم نیست، این‌که چه کسانی می‌روند و چگونه می‌روند، و این‌که چه کسانی می‌آیند و چگونه می‌آیند، از جمله‌ی سئوال‌هایی است که هر بازنشستگی را می‌تواند از امر عادی و اداری به امر غیرعادی و غیراداری تبدیل کند. امر بازنشستگی استادان را در دولت نهم بیشتر می‌توان با منشاءهای غیراداری و غیرعادی فهمید.

۳. تا آن‌جا که به خاطر دارم، دانشگاه تهران در زمان ریاست آقای دکتر رحیمیان و دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، ۲۵ تن از استادان برجسته‌ی خویش را به عنوان «استادان ممتاز» معرفی کرد. در آن میان کسانی چون مرحوم دکتر سید‌جعفر شهیدی، مرحوم دکتر علی‌محمّد کاردان، و آقایان دکتر باستانی پاریزی، دکتر شفیعی کدکنی، دکتر گرجی، دکتر آشوری، دکتر ابراهیم دینانی، دکتر داوری، و دکتر جهانگیری دیده می‌شدند. شورای دانشگاه تهران در سال ۱۳۸۱ و در زمان ریاست آقای دکتر فرجی‌دانا قاعده‌ای برای بازنشستگی وضع کرد که در آن برای این جمع از استادان ممتاز، به‌جای سن یا سابقه کار، «میل خود» آنان را به بازنشستگی قرار می‌داد. در واقع، بنای این تصمیم بر آن بود که این مجموعه نام‌آور تا آنجا که بتوانند با تدریس و تحقیق یا حضور خود بر سرمایه‌ی دانشگاه بیافزایند.

۴. دانشگاه تهران قانون خاصّی دارد که دلیل تصویب آن بیشتر رعایت استقلال دانشگاه در برابر فشارهای سیاسی و اداری در دوره‌های مختلف بوده است، در آن قانون نیز «استادان ممتاز» تعریف و جایگاهی خاص دارند.

این‌که چگونه این مجموعه‌ی محدود از سرمایه‌های فرهنگی و علمی، مشمول مهرورزی بوروکراتیک قرار می‌گیرند خود مسئله‌ای است قابل فهم در کنار اتلاف سایر منابع مادّی و معنوی کشور.

 

4مساجد، سیاسی یا عبادی؟
مجمع روحانیون و حرف توی حرف3
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.