۰۸ تير ۱۳۸۷
چرا آقای رئیسجمهور خبر ربایش خود را در جمع روحانیون اعلام کرد
با گذشت چند روز از اینکه آقای رئیسجمهور در قم اعلام کردند که در عراق قصد ربایش ایشان وجود داشته و خنثی شده است و پس از آن که عراقیها و آمریکائیها و شورای امنیت کشورمان و کمیسیون امنیت مجلس اعلام بیاطلاعی از این پروژه خطرناک کردند، طبعاً پرداختن به اصل خبر نمیتواند از اهمیت ویژهای برخوردار باشد. اما این اتفاق نادر که رئیسجمهور کشور ربایش خود را اعلام کند و هیچیک از دستگاههای امنیتی و نظامی آن را تایید نکنند و عکسالعملی نشان ندهند دارای مسائل جانبی مهمی است که باید به آنان برای آینده توجه کرد. این مسائل در جمع روحانیون عالیرتبه کشور ایراد شده است. قبلاً نیز بحث مدیریت کشور توسط امام زمان عج که جنجال فراوانی ایجاد کرد در جمع بخشی از روحانیون مشهد ابراز شده بود. اینکه رئیسجمهور ترجیح میدهد این مسائل را در بین عالمان دینی مطرح کند حکایت از این برداشت دارد که گویا روحانیون بنا به این نظریه آمادهی شنیدن این مباحث هستند و در ذهن مردم خطور میکند که آنان یا به دلیل سادگی و یا کماطلاعی از اوضاع جهان از این خبرهای هیجانانگیز خوشحال میشوند و بدون اینکه به واقعیت آن توجه کنند باعث حمایت از رئیسجمهور میشود و یا روحانیون به خاطر باورهای دینی از این خبرها راضی میشوند. این برداشت، قبل از هر چیز اهانت مستقیمی به علما و روحانیون است. کسانی که از وضعیت حوزهها و منش عالمان دینی خبر دارند میدانند که بر عکس این برداشت، اساساً این نوع ادبیات سخن گفتن با عالمان دینی و بزرگان حوزه نتیجهی منفی فراوانتری دارد. کسان زیادی از افراد حاضر در جلسهی سخنرانی رئیسجمهور وقتی میبینند خبر بسیار مهم ربایش رئیسجمهور مورد تایید قرار نمیگیرد و عکسالعمل اندکی هم در داخل و خارج نسبت به آن به وجود نمیآید، حتماً احساس خوبی از اعلام این خبر در جمع خودشان نخواهند داشت. شاید خیلی از بزرگان حوزه نخواسته باشند در حوادث سیاسی روزمره ابراز نظر کنند اما آنقدر هوشمند هستند که مفهوم نقل این نوع اخبار در جمعشان را درک کنند. چند سال پیش، پس از سخنرانی رئیسجمهور در سازمان ملل، فرزند یکی از مراجع بزرگ و مهذب را دیدم. ایشان نقل میکرد که رئیسجمهور برای آن مرجع بزرگ پیغام داده است که به ایشان بگوئید در جلسهی سازمان ملل چندبار اسم امام زمان و چند بار اسم حضرت زهرا را بردم. وقتی این پیام به آن مرجع بزرگ داده شده بود ایشان فرموده بودند اینها خوب است اما در میان آن جمع که این حرفها اثری ندارد کاش بیشتر رئیسجمهور کشور به حل و فصل مسائل کشور در آن جمع میپرداختند. یا در فیلم معروف هالهی نور وقتی رئیسجمهور آن مسائل را نقل کرد، آیه الله جوادی آملی با هوشمندی در بارهی دروغ گفتن مطالبی را اعلام کردند.از این شکل عکسالعملها در مجالس خصوصی از قول مراجع تقلید و علمای بزرگ نسبت به این نوع خبرها و اظهار نظرها زیاد نقل میشود. این نمونهها نشانهی آن است که عالمان دینی با این نوع خبرها به ابتهاج نمیرسند و میفهمند که این حرفها در جمع آنان یا از سر بیسلیقگی است و یا خواسته و ناخواسته اهانت مستقیم به آنان تلقی میشود. اگر مشاوران روحانی رئیسجمهور خود حوزهها را خوب بشناسند، حتماً به ایشان مشورت میدهند که این حرفها را در جمع حوزویان نزنند. گمان من بر این است که نه تنها منتقدان، بلکه هواخواهان ایشان هم از این نوع نظرات خوشحال نمیشوند. زیرا نتیجهی آن آسیب دیدن ملت بزرگی است که بنا به تاریخ و عظمتاش حق دارد سربلند و محترم بماند. هر کس رئیسجمهور این کشور شود باید بیش از دیگران به فکر اعتلای نام ایران که با نام اسلام پیوند خورده، باشد. وقتی این خبر در دنیا منعکس شد و تنها عملا لبخند ملیح بر لب مخاطبان جهانی جاری گشت، به همان میزان عرق خجالت بر پیشانی ایرانیان و هواداران ایران در جهان نقش میبندد.