۲۶ خرداد ۱۳۸۷
جشن وبلاگنویسان بی بلاگر
روز پنجشنبه، جشن سالگرد پرشینبلاگ بود. من هم رفتم. از محبت بیدریغ وبلاگنویسان و برگزارکنندگان ممنونم و شرمنده. کمی بینظم بود و کمی تا قسمت بیشتری اهالی وبلاگ در جلسه خودشان در انزوا قرار داشتند. لااقل در چنین جلساتی باید من و رضا کیانیان و عمو پورنگ و سروش صحت و معاون شهردار و خانم ابتکار مینشستیم و از حرفها و سختیها و لذتهای وبلاگنویسی میشنیدیم. تنها توصیه من آن بود که وبلاگ را مرتب بنویسید. به زبان رسمیتر گفتم این گونه نباشد که با کسی آشنا میشوید، وبلاگ آغاز کنید و وقتی بیشتر آشنا میشوید دست از وبلاگنویسی بردارید. کلی خندیدند. همه گویا مخاطب این حرف بودند. از زندهیاد کیومرث صابری که دخترش در جلسه بود یاد کردم. گفتم در آن روزها که طنز سیاسی نوشتن سخت بود، صابری طنز مینوشت. قدر بدانید، همینجوری هم ادامه دادم که حالا که در هر حوزه اجرایی طنز فراوان وجود دارد، طنزنویسی هنر نیست. یک وبلاگ هم خیلی مرا تحت تاثیر قرار داد. جوان سوخته بوشهری که در دیّر، شهر دورافتاده در استان بوشهر برای چهار نفر در آن گرما کلاس داشت و وبلاگ زده بود و آن کلاس را همگانی کرده بود. دستش درد نکند. به همه به قول خودشان بروبچز پرشینبلاگ هم تبریک میگویم. از الان برنامهریزی کنند که سال دیگر با محور وبلاگنویسان جشن بهتری برگزار کنند.