۲۲ خرداد ۱۳۸۷
امید و دلواپسی آقای هاشمیرفسنجانی
اخیراً کتاب امید و دلواپسی، خاطرات سال 1364 آقای هاشمیرفسنجانی را خواندم. کتابهای خاطرات سالهای قبل وی را قبلاً خوانده بودم. اما نوشتههای این سال به دلایل مختلف خواندنیتر از گذشتهها بود. اصل اینکه آدمی در اندازهی هاشمیرفسنجانی در آن روزهای پرمشغله که عملاً همهکاره کشور بعد از امام بوده است، چند خطی هم که شده حوادث مهم را یادداشت میکرده، کاری است کارستان. سه محور اصلی در این برهه تاریخی وجود دارد. یکی مساله جنگ که هاشمیرفسنجانی فرماندهی آن را داشته است. مساله اختلاف سپاه و ارتش و تلاشهای نسبتا ناکام هاشمیرفسنجانی برای هماهنگی آنان که در بسیاری از موارد به عدم موفقیت در جنگ منجر میشده، از موارد آزاردهندهی تاریخی خواهد ماند. محور مهم دیگر خاطرات هاشمیرفسنجانی مربوط به انتخابات دور دوم ریاستجمهوری آیه الله خامنهای است. از یکسو عدم علاقهمندی رئیسجمهور به انتخاب مهندس موسوی به عنوان نخستوزیر و از سوی دیگر اصرار امام بر این کار و تلاشهایی که هاشمیرفسنجانی انجام میدهد که نهایتاً به عدم رضایت امام و اعلام نخستوزیری مهندس موسوی منجر میگردد. مساله انتخاب آیه الله منتظری به قائممقام رهبری توسط خبرگان رهبری و نگرانی از مخالفت روحانیون سنتی و نهایتاً انتخاب ایشان به این پست و اعلام آن هم یکی از ماجراهای سال 64 است. البته پیدا کردن امکانات نظامی در غربت آن روزهای جنگ و سفرهای مهم هاشمی رفسنجانی به ژاپن و کره و چین و سوریه و لیبی هم قابل توجه است. بیشک خاطرات هاشمیرفسنجانی که در سه دهه گذشته در مرکز تصمیمگیری و قدرت بوده است، مهمترین مرجع تاریخ 30 سال گذشته خواهد بود. آقای هاشمی به دلیل اهمیت مسائل آن سالها، قبل از چاپ یک نسخه از آن را به دفتر امام و یک نسخه را به دفتر رهبری داده است. لابد آنها هم نظراتی دادهاند. شنیدهام قسمتهایی از آن را هم حذف کرده است.