۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۷
نمایشگاه کتاب شلوغ
امروز رفتم نمایشگاه کتاب. ورودی اش خیلی شلوغ بود. خوبه با این همه مخارج که برای مصلای تهران صرف کرده اند، و نماز جمعه در ان برگزار نمی کنند، اقلا نمایشگاه کتاب سالانه در آن برپا میشود. بخش کوچکی ازغرفه ها را دیدم. روز جمعه جلو غرفه ها به جای کتاب گردن وپشت مردم را فقط می شود دید. دخترم فریده هرسال دوست دارد نمایشگاه را ببیند و من هم دوست دارم اورا ببرم ومجبورم یک جمعه بروم. البته چند بار دیگر هم انشاء الله خودم خواهم رفت. خیلی ها اصرار داشتند به آقای خاتمی اصرار کنم که از نمایشگاه دیدن کند. با اینکه حجم کتاب خوانی اگر چه در ایران واقعا فاجعه است ولی نمایشگاه نعمتی است که سالانه تلنگری به ملت برای کتاب خوانی می زند. موج خانم ها و آقایانی که برای خریدن و یا حتی دیدن کتاب در این شرایط سخت اقتصادی در نمایشگاه حضور می یابند ازاتفاقات زیبای فرهنگی است. در بخش بین الملل که خلوت تر بود بیشتر وقت گذاشتم. غرفه عربستان قرآن تقسیم می کزد که خیلی شلوغ شده بود. از بخش های زیبای این حوزه غرفه ی افغانستان بود که کتاب های خوبی از نویسندگان کشور مظلوم افغانستان ارائه کرده بودند. بحث های روشتفکری و به خصوص مباحث روشنفکری دینی و شعرو رمان های پر سوز و درد افغانی خیلی دیدنی بود. در این بخش غرفه ای هم به موسسه ی گفتگوی ادیان ما داده اند. طبقه ی دوم. حتما به آن سر بزنید. عناوین کتابهای دینی خیلی زیاد شده است ولی تاثیر گذاری آن به این میزان زیاد نشده. خیلی عناوین تکراری است. کلی هم آدم ها می خواستند بحث سیاسی کنند ولی آنجا جای این بحث ها نبود. تا می خواستم به کسی جواب بدهم کلی جمعیت جمع می شدند.به همین دلیل می گفتم شاید وقتی دیگر. رونق نمایشگاه کتاب رونق فرهنگ است اگر چه سیاست های فرهنگی فعلی کار را بر اصحاب فرهنگ خیلی دشوار کرده است. به همه ی ناشرها و نویسندگان به این مناسبت خدا قوت میگویم.