۲۳ تير ۱۳۸۷
آدمهای غیرمعطر

 

داستان معروفی است که چاه­کنی در عهد قدیم از کار فارغ شده در راه بر دکان عطر فروشی گذشت. بوی مشک از دکان خارج شده، فضا را پر کرده بود. چاه­کن بیچاره بوی خوش استشمام نکرده چنان بی­حال شد که ضعف کرد و بی­هوش به زمین افتاد. عطار گلاب و عود آورد و به صورتش مالید که به حال آید؛ اما چاه­کن بی­هوش­تر شد. همکارش که او را در آن حال دید، نجاستی آورد و نزدیک بینیش برد. چاه­کن در حال دو چشمش باز شد و جان تازه گرفت.

 

4دین و دیپلماسی در اتریش
زبان کیهانی و کاندیداتوری خاتمی3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.