۲۰ بهمن ۱۳۸۶
نقش نادیده همسران مشاهیر
معمولاً وقتی مردان بزرگ و معروف میمیرند از آنان تجلیلهای وسیعی به عمل میآید. از رنجها، مشکلات و موفقیتهای آنان حرف میزنند؛ اما کسی از همراهی خانوادههای آنان سخنی نمیگوید. خیلی که هنر کنند، در یک خط کوتاه در میانههای روزنامهای مینویسند مثلاً همسر فلان آیت الله یا استاد و یا شخصیت ملی درگذشت. هیچ کس نمینویسد این همسر چه اثر بزرگی در موفقیت آن شخصیت داشته است. دیروز عمهام که همسر داییام، شهید هاشمی نژاد بود درگذشت. پدرم و شهید هاشمی نژاد در یک بده بستان خانوادگی، هر کدام خواهر آن یکی را به همسری انتخاب کرده بودند. وقتی خود آن بزرگوار شهید شد همه رسانهها و مردم تجلیل کردند. اما اکنون هیچ کس یاد نکرد که وقتی سالها آن شهید در زندان بود، و یا در ایام فراری بودن ایشان، همسرش تنها بود و شرایط به مراتب سختتر از خود آن شهید را داشت. بعد از انقلاب هم همسرش تنها بعد از ۳ سال از انقلاب شهید شد و همسر مسئول عالیرتبهی کشور هم نتوانست باشد تا از زندگی مرفه بعد از انقلاب استفاده کند. این هم نوعی مردسالاری اجتماعی است که به گونهای رفتار میشود که گویا آدمهای مهم و معروف به تنهایی چنین شدهاند. من دو سالی که دایی از سال ۵۴ در زندان بود، برای تنها نبودن، شبها منزل این عمه میخوابیدم. خیلی دلم سوخت. آمدم مشهد تا در تشییع عمهای که نیمی از عظمت شخصیت شهید هاشمی نژاد بود و عمرش را در غربت، ترس، دلهرهی قبل از انقلاب و تنهایی بعد انقلاب گذرانده بود شرکت کنم و به فرزندانش، اکرم، جواد، منیر، عذرا، مهدی و رضا و همسرانشان تسلیت بگویم. مرگ عزیزان سخت است. تا هستند قدرشان را بدانید.