۱۴ دی ۱۳۸۶
ماجرای توهم سرقت اتومبیل توسط من و معاون وزیر کشور

 

فکر کنم سال ۱۳۶۴ بود. من مدیر رادیو بودم. پیکانی داشتم و به همراه دوست خوبم آقای محمد شریعتی که آن روزها معاون وزیر کشور بود، عازم دفتر امام بودیم. در سر بالائی خیابان جردن بنزین تمام کردیم. در همان کوچه روبه­رو منزل یکی از دوستانم بود. چون عجله داشتم، رفتم ماشینش را گرفتم و سویچ ماشینم را دادم که بنزین بزند تا ما برگردیم ماشینش را بدهیم و ماشین خودمان را سوار بشیم. خانه­ی دوست ما در طبقات بالای یک مجموعه آپارتمانی بود و پارکینگ داشت. وقتی برگشتیم، خانمش از بالا سویچ را فرستاد. دیدیم پیکان دیگری است. خود صاحبخانه نبود. فکر کردیم با ماشین ما جائی رفته. از پارکینگ که بیرون آمدیم، هنوز از کوچه بیرون نرفته بودیم که یک ماشین پلیس ریخت سرمان. یک آقای عصبانی هم داد می­زد. نفهمیدیم چی شده. پلیس گفت این اتومبیل این آقاست که به سرقت رفته. آقای شریعتی کارت معاونت وزارت کشورش را نشان داد. معلوم شد که دوست ما جلو چشم صاحب ماشین، اتومبیل دیگری را کلید انداخته و اتفاقا روشن هم شده و بنزین هم زده و داخل پارکینگ گذاشته است. صاحب ماشین هم این چند ساعت را داخل این کوچه­ها به همراهی پلیس دنبال ماشین می­گشته که ناگهان ما دو تا آخوند را پشت فرمان ماشین سرقت شده­اش دیده. کلی توضیح دادیم و بالاخره توانستیم موضوع را برای صاحب ماشین و پلیس روشن کنیم. با آن خستگی تازه رفتیم دنبال بنزین زدن ماشینمان. این هم همین جوری! ماجرای سرقت اتومبیل من و آقای شریعتی.

 

4کاندیداتوری نسل جدید
کنگره ی پیرانه ی حزب جوانان3
© Copyright 2003-2010, Webneveshteha.com. All rights reserved.