۲۷ آذر ۱۳۸۶
روحانیت، دانشگاه و نمایندگی خدا
از قدیم ندیم ها، از وقتی که روحانیت نماینده خدا روی زمین بود و کسانی به طنز خدا را نماینده روحانیت در آسمان نمی دانستند، روز ۲۷ آذر را روز وحدت حوزه و دانشگاه نام نهاده اند. یادم هست در سال دوم یا سوم انقلاب، وقتی این روز به عنوان روز وحدت حوزه و دانشگاه اعلام شد، در مشهد یک عده طلبه و یک عده دانشجو جمع شده بودند و به همت مرحوم شهید دیالمه هر طلبه ای دست یک دانشجو را گرفته بود و صف مفصلی تشکیل داده بودند. با این شکل که یک طلبه معمم دست یک دانشجو را گرفته بود و در خیابان تظاهرات میکردند و در حمایت از وحدت حوزه و دانشگاه شعار میدادند. آن مراسم البته وحدتی بین حوزه و دانشگاه ایجاد نکرد. اساساً کلمه وحدت در این موارد درست نیست؛ نه امکان دارد و نه به نفع حوزه و دانشگاه است که هر دو یکی شوند. آن ها دو وظیفه جداگانه دارند. روحانی و حوزه ستیزی قبل از انقلاب باعث عکس العمل های متفاوتی شد که خود انقلاب اسلامی یکی از آنان بود؛ اما افراط در نقش افراد حوزوی در دستگاه های اجرائی و عملی و اظهارنظرهای غیر کارشناسانه و از موضع بالا و تهدید و تحقیر اصحاب اندیشه از سوی جمعی از حوزویان که در عرصه اجتماعی وارد شده بودند، فاصله حوزه و دانشگاه را بیشتر کرد. گرچه حوزه علمیه همان افرادی نیستند که در دستگاه حاکمیت در سطوح مختلف هستند؛ حوزه مستقلی هم هست که ریشه اصلی حوزه های علمیه اصیل بوده و خواهد بود. هم چنان که دانشگاه هم تقسیمهای گوناگونی دارد. آقای احمدی نژاد خیلی علاقه مند است خودش را سمبل دانشگاه بداند. آیا کسانی که با او مخالفند حق دارند که به دلیل رفتار ایشان با کل دانشگاه مخالف باشند؟ در روحانیت نیز چنین است. لباس نمی تواند معیار خوبی یا بدی باشد. این روز به جای روز وحدت حوزه و دانشگاه که نه عملی است و نه مفید، باید روز بازگشت نهاد حوزه و دانشگاه در جایگاه اصلی و اصیل خود شود؛ در آن صورت جامعه می تواند از دانشگاه و حوزه بهره ببرد.