۳۰ مرداد ۱۳۸۶
تبریز و آذربایجان قشنگ

 

این هفته چند روزی با خانواده تبریز بودیم. شاید آرزوی خیلی از مردم ایران باشد که از این دیار دیدار کنند. غیر از جاذبه های طبیعی، مهمترین دلیلش آشنایی با مردم آن منطقه است که در حفاظت از آب و خاک کشورمان ایران همواره تلاش کرده اند و حق بزرگی بر مردم ایران دارند. گذراندن تعطیلات با خانواده هم خیلی شیرین و هم ضروری است. تاکنون چند باری به همراهی رئیس جمهور پیشین و یا با داشتن پست دولتی به تبریزرفته بودم. معمولاً در چنان سفرهایی آدم کمتر میتواند قضاوت درستی در مورد استانها داشته باشد. این بار خوشبختانه سفر کاملاً شخصی داشتم و چشمم به جمال هیچ مسئولی روشن نشد. بازار و مسجد کبود و چند تا موزه و باغ زیبای ائل گلی و مقبره الشعرا را دیدیم. گرچه شهر تبریز تمیز و زیبا بود ولی به نظر می رسد از مشهد و اصفهان از نظر سرمایه گزاری و پیشرفت، عقبتر مانده است. خیلی ها در تبریز معتقدند که دولت های مرکزی همیشه با این منطقه با احتیاط رفتار می کرده است. یک روز هم به نمایشگاه بین المللی تبریز رفتیم. از همه ی کشور غرفه زده بودند. نمایشگاه و اداره ی آن توسط بخش خصوصی انجام می شد و به همین دلیل خیلی تمیز و پرکار و زیبا بود. فقط دنبال این بودند که دولتی ها کمتر اذیتشان کنند. یادم آمد که این کار در دوران استانداری آقای عبدالعلی زاده شروع شده بود و در دوران وزارتش هم یک بار به خاطر حمایتش از بخش خصوصی تا پای استیضاح رفت. اینکه آدمی مثل مهندس عبدالعلی زاده هنوز بعد از این همه  سال مورد علاقه مردم است جالب به نظر میرسد. زبان ترکی که زبان مردم این منطقه است، در تبریز خیلی موزیکال مورد استفاده قرار میگیرد و شیرین حرف میزنند. فکر نمی کنم خوردنی های تبریز فقط توجه آدم های چاقی مثل من را جلب کند. میوه های تابستانی که محصول کار کشاورزان پرتلاش آذربایجان است تعجب و توجه هر ناظری را به خود جلب می کند. غذاهای آذربایجانی و شیرینی های مخصوصشان هم که هنوز حرف اول را در این حوزه می زند؛ به خصوص چلوکباب و آبگوشتش. البته در غیاب کوفته که به توریستها که مجبورند در خیابانها غذا بخورند و گیرشان نمی آید. در ۵۰ کیلومتری تبریز هم روستایی بود به نام کندوان؛ کنار اسکو و میلان. واقعاً از عجایب ایران است. تمام خانه ها در دل کوه است و در آن مردم زندگی میکنند. وقتی ما رفتیم، باران شدیدی می آمد. نیم ساعتی در یکی از خانه های دل کوه به اجبار و با بقیه بازدیدکنندگان ماندیم. در دل کوه با تلاش ۸ ساله هتل پنج ستاره نیز ساخته اند. ورودیه دادیم و رفتیم هتل را هم دیدیم. یک غذایی هم که همه دوست دارند و میخواهند به روی خود نیاورند نان و سیب زمینی و تخم مرغ است. ما هم یک شب از این غذا خوردیم. خیلی چسبید. البته حق دارید بگوئید به ما چه که شماها به تعطیلات رفته بودید، ولی بهترین بهانه بود که به عنوان یک ایرانی به پیشگاه مردم خوب آذربایجان شرقی عرض ادب و احترام کنم.

 

4۲۸ مرداد و مسأله دین مردم
قیمت نفت و انسان3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.