۰۵ مرداد ۱۳۸۶
جشن پنجمین سالگرد پرشین بلاگ

 

دیروز به مناسبت ایام میلاد امیرالمؤمنین پنجمین سالگرد پرشین بلاگ به عنوان بزرگ ترین سرویس دهنده وبلاگ فارسی جشن گرفته شد. مراسم بامزه ای بود. اصلاً وقتی افراد جامعه مجازی که یکدیگر را نمی شناسند، همدیگر را می بینند اتفاق شیرینی می شود. من به اتفاق فریده دخترم که از وبلاگ نویسان کوچولو است رفته بودم. در ردیف اول برایم جا باز کردند اما علیرغم اصرار بچه ها رفتم ردیف دوم که کنار فریده باشم. نیما رسولزاده که همواره ده ها طرح نو در ذهن دارد، مجری برنامه بود. کت و شلوار شیکی پوشیده بود و کلی هم قیافه گرفته بود. شاید به دلیل اینکه دوست خوبم دکتر بوترابی امسال به دلیل مشکلات دستگیری بی دلیل دل و دماغ نداشت، هواداران پرشین بلاگ به صورت خود جوش این مراسم را برگزار کرده بودند. خانم ابتکار که به دلیل انتخابات شوراها وبلاگ راه انداخته بود و بعد هم کم و بیش ادامه داده بود اولین کسی بود که به روی سن دعوت شد. ایشان هم که ظاهراً خودش دست به کامپیوتر نمی شود از مدیر وبلاگش تشکر کرد؛ درست مثل اینکه از مسئولان سازمان تحت امرش تشکر می کند. بعد، از مهندس جهانگرد دبیر شورای عالی اطلاع رسانی سابق و دکتر شهریاری دبیر فعلی که برای اینترنت خیلی زحمت کشیده اند تقدیر شد. نیما از جهانگرد پرسید که شما کی میخواهید وبلاگ بزنید که او هم با شیطنت پاسخ داد وقتی بخواهم کاندیدا شوم. بهترین تقدیر جلسه از دکتر شهشهانی بود که اولین تماس اینترنتی ایران را با کمک دکتر جواد لاریجانی راه اندازی کرده است. اینها در کمال ناشناختگی خیلی حق به گردن ماها دارند. با این که پارسال لوح ویژه ای به من داده بودند امسال قرار نبود من را تشویق کنند! نزدیک بود دپرس شوم که خانم پولادزاده که مجری بخش هواداران بود به دلیل هر روز نوشتنم در این ۲ سال و شش ماه از وب نوشت نام برد و من هم از خدا خواسته رفتم بالای سن و گفتم من علاقه مند بودم که حتماً امروز یک نکته ی مهمی را بگویم و آن این که اگر اتفاقی که برای بوترابی افتاد برای دو سه تا سرویس دهنده ی دیگر وبلاگ هم پیش بیاید و خدای ناکرده آنها عطای خدمات وبلاگی رابه لقایش ببخشند و تعطیل کنند، همه ی سرمایه این همه نوشته و تولید پر غنای فرهنگی یک شبه تباه می شود و خواستار این شدم که حفاظت از این سرمایه ی بزرگ ملی قانون مند شود. کمی هم در مورد فیلترینگ بی منطقی که بر وبلاگ نویسی حاکم است صحبت کردم. در وسط جلسه دو وبلاگ نویس مولانا شناس هم قطعه موزیک عرفانی طولانی اجرا کردند. طه بوترابی پسر دکتر بوترابی مجری این بخش بود. نیما با اشاره محتاطانه به دستگیری پدرش پرسید که اگر پدرتان ۵۱ روز سفر برود چه کار میکنید. او هم گفت پولهای بابا را بر میداریم. من یک موبایل و خواهرها و برادرم هم هر کدام یک دوربین خریدند! کلی از این مزه ریزی خندیدند. مصطفی تاج زاده و عمو زاده خلیلی هم بودند. در پایان جلسه هم به وبلاگ های برگزیده جایزه دادند. از بس طول داده بودند خیلی هاشان رفته بودند و نبودند که جایزه بگیرند. مهدی بوترابی رئیس پرشین بلاگ ظاهراً خیلی دمغ بود و بالای سن نرفته بود. خیلی بد بود. کلی از او خواستیم که برود و لااقل یک تشکر بکند که خوشبختانه این کار را کرد. بهترین بخش جلسه دیروز برای من گپ و گفت و گو با وبلاگ نویسانی بود که وبلاگ هایشان را خوانده بودم و خودشان را ندیده بودم. به همین مناسبت هم به همه ی وبلاگ نویسان فارسی خسته نباشد می گویم.

 

4مأموریت دینی جدید آقای خاتمی
علی علیه السلام3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.