۲۱ تير ۱۳۸۶
سنگسار

 

۱) میگویند وقتی دستور عدم اجرای حکم سنگسار اخیر از سوی رئیس قوه ی قضائیه صادر شد، قاضی مربوطه چون معتقد بوده مستقل است و حکمش صحیح است و قانونی، مرد متهم را به روستای دیگری برده و سنگسار کرده و لابد از این اقدام شجاعانه اش خوشحال بوده و شب را راحت خوابیده است. اسلامی که ما می شناسیم آن است که به خصوص در مسائل اخلاقی و شخصی آن قدر شرائط سخت گذاشته که به زودی مسائل شخصی ثابت نشود تا قاضی بتواند از دادن حکم های سنگین پرهیز کند. قاضی حکومت علی کسی نیست که از کشته شدن و به خصوص سنگسار دیگری خوشحال شود. سپردن سرنوشت زندگی مردم به کسانی که این قدر به سنگسار کردن فردی علاقه مند است، مهمترین مسئله ای است که قبل از هر اصلاحی باید ذهن رئیس قوه را به خود مشغول کند و قضات کشور را از میان کسانی انتخاب کند که در چنین موقعیتی چند بار با رئیس قوه تماس بگیرند تا اگر حکم سنگساری هم در حوزه قضائی اش قطعی شده راهی برای فرار از اجرای آن حکم پیدا کند. چگونه می شود تصور کرد فردی با این که ابزار قانونی و شرعی او را تشویق به عدم کشتن انسانی می کند، این گونه انگیزه کشتن و سخت تر از آن سنگسار فردی را داشته باشد. میدانم کسانی چنین هستند ولی علیرغم آن تصورش برایم سخت است.

۲) میگویند خارجی ها با حکم سنگسار مخالف هستند و طبعاً خارجی ستیزان با اجرای این نوع نشان می دهند که سر سازش با خارجی ندارند. در حالی که انجام کاری فقط به خاطر مخالفت با خارجی ها به همان اندازه که کسی از خارجی ها دستور بگیرد، مخالف استقلال است و در هر دو صورت خارجی ها تعیین کننده میشوند. ضمن آنکه وقتی سران کشور از زمان امام تاکنون اصراری بر اجرای حکم سنگسار ندارند و عدم اجرای آن را اعلام کرده اند، معلوم است که تحت تأثیر خارجی ها نبوده اند؛ به خاطر حرمت به جامعه اسلامی و مصالح ملی چنین تصمیمی گرفته اند. اجرا نکردن احکامی که موضوعش منتفی است و یا جایگزین دارد مثل احکام غلام و کنیز و یا سنگسار بی اعتنایی به اسلام نیست؛ بلکه نشان میدهد در اسلام ظرفیت تطبیق با زمان و مکان وجود دارد. اما مهم این است که چه بخواهیم و چه نخواهیم فردی زیر سنگ ها به نام اجرای حکم اسلام جان داده است.

 

4فشارهای داخلی، سازش خارجی
برای انتخابات مجلس باید واقع بین بود3
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.