۱۶ خرداد ۱۳۸۶
صمد بهرنگی

 

در دوران دبستان که بودم، مرتب از کتاب خانه ی مدرسه کتاب قصه می گرفتم و می خواندم. یکی از آن کتاب قصه ها که خیلی به آن علاقه مند بودم، کتاب های کوچکی بود از صمد بهرنگی. یادم هست که مسئول کتاب خانه توجیه می کرد این کتاب ها را به دیگران نشان نده. از همان موقع این توجیه مسئول کتاب خانه برایم جالب بود. چند هفته پیش رفته بودم کتاب فروشی. دیدم مجموعه قصه های صمد بهرنگی را در کتابی به نام قصه های بهرنگ تجدید چاپ کرده اند. آن را خریدم و سه چهار شبی همه ی قصه هایش را به یاد ایام کودکی دوباره خواندم. قصه ها را ۴۰ سال پیش نوشته؛ صمد ترک بوده و با توجه به فرهنگ و ادبیات ۴۰ سال پیش هم چنان شیوا و خواندنی است. بیشتر مثل کلیله و دمنه قهرمان داستان هایش حیوان ها هستند. به دلیل گرایش های کمونیستی اش که در دوران خودش پایگاه اکثر روشنفکرها بود و راه مبارزه با سلطه ی حاکم، در همه جا تحریک فراوانی علیه سرمایه دارها می کند و البته به تناسب به همان دلیل گاهی تبلیغاتی علیه مظاهر دین. خوبی نوشته های صمد از نوع بهرنگی اش و نه آن صمد دیگر این است که هم آدم ها را به عمق داستان می برد و هم حرف های سیاسی اش را به تناسب شرایط آن روز می زند. امروز بیشتر از آن روز می فهمم چرا در آن شرایط کتاب دار مدرسه ی ما می گفت کتاب را کسی نبیند. هنوز هم کلیات داستان های صمد شیرین است و خواندنی. این ها بخشی از تاریخ ادبیات کشورمان هستند. خوشحال شدم که تجدید چاپ شده است. انتشارات سرایش آن را منتشر کرده، شما هم بخوانید.

 

4هاشمی و دولت فعلی
توهم دیکتاتورها3
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.