۱۰ اسفند ۱۳۸۵
حقوق بشر، اخلاق یا سیاست؟

 

بحث حقوق بشر همیشه در اروپا جدی تر از آمریکا بوده است؛ و اساساً حقوق بشر به عنوان یک واقعیت اخلاقی و انسانی در آمریکا مورد توجه قرار نگرفت. وقتی آمریکا در اثر جنبش های حقوق مدنی و مخالفت با جنگ ویتنام در دهه ی ۱۹۶۰ در ۱۹۷۰ سنای آمریکا قانونی گذراند که به موجب آن اعطای کمک های آمریکا به آن دسته از دولت هایی که نسبت به حبس و قتل شهروندان خود، به دلایل سیاسی مبادرت می کردند ممنوع شد، کسینجر که همچنان استراتژیست آمریکائی ها مانده است در اعتراض به این روش گفته بود هنگامی که سیاست بیش از حد اخلاقی شود ممکن است جنبه ی رویائی و خطرناکی به خود بگیرد. کارتر هم در جریان مبارزات انتخاباتی خود وقتی می خواست از محوریت حقوق بشر در جهان حمایت کند، استدلال می کرد که سیاست حقوق بشر زمینه های بروز انقلاب را که از میان رنج دیدگان نشأت می گیرد، از بین می برد. یعنی هیچ کدام نگاه انسان محورانه و اخلاقی به حقوق بشر ندارند.

در دوران ما هم که اصلاً محوریت حقوق بشر از سیاست های بوش حذف شد. آن چه در مسأله ی حقوق بشر پراهمیت است حرمت گذاری به اصالت انسان است که در چرخه ی سیاست قربانی می شود. در کشور ما که به نام اسلام انقلاب شد و ادعای انقلاب اخلاقی دارد، توجه انسان مدارانه به حقوق بشر پراهمیت تر است. نادیده گرفتن حرمت حقوق بشر به معنای نفی اخلاق در سیاست است که علی رغم ادعای ارزشی بودن و اخلاقی بودن حکومت، به آن بی اعتنائی می شود.

 

4برنامه فوق العاده تلویزیون
مردانگی در سیاست خارجی3
© Copyright 2003-2010, Webneveshteha.com. All rights reserved.