۱۱ بهمن ۱۳۸۵
افغانی ها و مراسم متفاوت و طالبان

 

دیشب رفته بودم حرم امام؛ روضه بود. کنار من سیدی نشسته بود که میگفت افغانی  و ساکن افغانستان است که برای منبر در دهه ی محرم به ایران آمده. هیأت افغانی های باقرآباد تهران که مرکز تجمع افغانیهاست نیز آمده بودند. بعداز منبر یک مداح افغانی پشت میکرفون نوحه را شروع کرد. با ته لهجه ی افغانی و صدای بسیار زیبا. جمله ی آخر نوحه اش پریشان بود که آنرا پَرٍیْشان میخواند. تقریبا همه ی آن جمعیت در جنگ و دوران اشغال کمونیستی و طالبانی دنیا آمده بودند. سه دهه است که کشورشان روز خوش ندیده. در چهره ی تک تک افغانی هایی که آنجا میدیدم، مظلومیت و غربت موج میزد. پرسیدم آیا عزاداری در دوران کمونیستها و طالبان سخت نبود؟ میگفت کمونیستها در سال اول و دوم سخت گرفتند ولی بعد آزادمان گذاشتند، اما به قول او طالب ها خیلی در ایام عاشورا اذیت میکردند. آن سید که اسمش را نپرسیدم و منبری افغانی ها بود با همان لهجه ی افغانی میگفت البته طالب ها با مراسم روز بلند کردن جمله ای که در فارسی معنای نسبتاً مستهجنی دارد و او بی هوا گفت، خیلی بیشتر مخالفت میکنند. خودش هم خنده اش گرفت و گفت ببخشید. این جمله در افغانی به قول او به معنای بیرق است. افغانی ها روز اول عید نوروز مراسم بزرگی دارند که پرچم های زیادی را در شهر میگردانند و نام آن را مراسم بیرق گردانی حضرت امیر میگویند. این نشانه ی نوروز و جشن است. چون علاوه بر جنبه ی مذهبی، این مراسم جنبه تاریخی و ایرانی دارد، بیشتر مورد بغض و کینه ی طالب ها بوده است. انتقام از آثاری با ریشه ی ایرانی  همواره شاه بیت مشترک طالبان با همفکران ایرانی و منطقه ای شان بوده است. وقتی سینه زنی پایان گرفت، حاج حسن آقا به عنوان میزبان بین آنان رفت و تشکر کرد. فکر کنم تا به حال افغانی های زحمتکش و غربت زده، کمتر دیده بودند یکی از ماها به جای طلبکاری از آنان، تشکرکنیم. کار قشنگی بود.

 

4شیرزنی به نام زینب
همه با هم 3
© Copyright 2003-2021, Webneveshteha.com. All rights reserved.