۲۱ دی ۱۳۸۵
طنز چلچراغ در مورد من

 

در بخش بیلیارد باز مجله ی دوست داشتنی چلچراغ، دوست خوبم ابراهیم رها که نویسنده ای است زبر دست و توانا، در مورد من با قلم طنز مطلب نوشته است. به پاس قدردانی از این که مرا مورد لطف قرار داده اند، بخشی از آن را روزنوشت می کنم:

مورخ متکلف نویس قرون ماضی، سروش نامی بوده (صحت نه، عبدالکریم) که کتابی تاریخی دارد به نام "فربه تر از ایدئولوژی". آگاهان معتقدند این کتاب در ارتباط تنگاتنگ با شخص محمد علی ابطحی بوده است. هر چند که تفحص و تدبر اغلب محققین و اهل اندیشه سرانجام به آنجا رسیده که کتاب مزبور تنها در بخش "فربه" به ابطحی مربوط بوده است! باید به این امر نظر کرد که ابطحی در هفت بهمن ۳۸ به دنیا آمده است. الیور توئیست، مارکوپولو و آرنولد شوارتزنگر که جمعاً از مورخین معتبر و مستشرقین صاحب نام هستند بر این باور بوده اند که او اگر تنها یک روز زودتر به دنیا می آمد از اینی هم که بود طاغوتی تر می شد! نقل است که ابطحی، خود، در کتب تاریخی پس از ذکر سال ولادتش بلافاصله می گوید که در سال ۵۵ به چه مرحله ای رسیده است. آگاهان سال ها به این مسأله اندیشیده اند که او را در سال های ۳۸ تا ۵۵ چه کارهای پنهانی و چه اسرار مگویی داشته که از آن ها گذشته است؟ زندگی ابطحی از این علامت سؤال ها بسیار دارد. مورخین مکرر آورده اند که او در پایان هر سؤال که هر جا می نوشته، یکی از همین علامت سؤال ها می گذاشته که این خود اعترافی صریح بر مورد سؤال بودن این شخص است، بی بحث، بی حرف و بدون خیار شور. مهم ترین نکته ی زندگی ابطحی به گفته ی ادوارد براون این است که او جمع نقیضین بوده به طور کلی. محمد علی دقیقاً زمانی که داشت به تحصیلات علوم قدیمه می پرداخت، مشغول ساختن فیلم با دوربین هشت میلی متری بود. برخی آگاهان و شرق شناسان راست گو و راست کردار و راست نویس مدعی اند که "طبعاً فیلم هایی که او از کوچه و خیابان آن هم در آن زمان می گرفته همه، مورد داشته اند به وفور. چه جورم. اساسی، توپ، باحال، یه چیزی می گم یه چیزی می شنوید." در سال ۱۳۵۸ به تاریخ هجری خورشیدی ابطحی که تنها ربطش به رادیو این بوده که چند باری رادیو گوش کرده بوده است و یکی دو سه باری هم به تماشای تلویزیون مبادرت ورزیده بوده، یک ضرب مدیر برنامه های صدا و سیمای خراسان می شود. ادگار آلن پو و برنارد شاو در این بابا متفق القولند که "تو نمیری شایسته سالاری رو حال می کنی؟" ابطحی که به مدرسه ی علوم قدیمه می رفت و فیلم هشت میلی لیتری می ساخت، در رادیو هم رادیو جبهه و رادیو دریا را راه انداخت! ...از این ایام به بعد، هر جا که سید محمد خاتمی می رفت، ابطحی با او داخل می شد و هر جا که پا بیرون می گذاشت، ابطحی خارج می شد؛ از وزارت ارشاد تا .... هیچ فرقی نمی کرد. بر همین سیاق بود که او رئیس دفتر خاتمی در پست ریاست جمهوری شد. بعد معاون حقوقی و پارلمانی او شد و در معاونت پارلمانی آن قدر در تعامل با مجلس هفتم پیش رفت که... نمی رفت بهتر بود! او سرانجام استعفا داد. پس از این سال ها او یا بی کار بود و یا همراه خاتمی به سفر می رفت. از خصایص او این بود که شوخی شوخی حرف های جدی می زد و با آدم های جدی مدام شوخی می کرد و در این کار او نکته ها فراوان بود که البته جسارت نوشتن آن نکات نه بین مورخین نه مستشرقین و نه حتی چون منی نبوده و نیست که همسر گرامی سفارش بسیار کرده یادم باشد زن و بچه دارم. از این رو ما همین قدر را و همین روی ماجرا را می نویسیم؛ شما بپذیرید که او بر همین منوال سال ها زیست، هر سال فربه تر از پیش.

 

4مدیران طاغوتی
خبر های ایرانی در داخل و خارج3
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.