۱۱ شهريور ۱۳۸۵
نظرات حسن آقای خمینی
یک بار نوشتم شخصیت فکری حسن آقای خمینی، تحت الشعاع شهرت خانوادگی اش قرار گرفته است. دیشب دیدم ایشان حرفهای قابل توجهی زده و جالب اینجاست که این حرفها را با گروهی از افراطی ترین بخش جریان محافظه کار در میان گذاشته که به نوعی مثل پاسخ آقای جوادی آملی به هاله ی نور آقای احمدی نژاد، از هوشمندی خاصی حکایت میکرد.
به قول تلویزیونی ها در بخشی از سخنان ایشان آمده: حرفهای برخی در سطوح مختلف، اعم از مردم و مسؤولان، برگرفته از اسلام كاريكاتور است. در اسلام كاريكاتور، دروغ، تهمت و فساد به مراتب كوچکتر از مسائلی مثل ناهنجاریهای اجتماعی تلقی میشود البته اين به معنی كماهميتی اين پديدهها نيست بلكه مقصود نوع اجتهاد افراد از اسلام است. در مكانی كه امام حضور داشتند، اگر كسی غيبت میكرد، ايشان در ابتدا به وی تذكر میدادند و در ادامه اگر مجدداً غيبت میشد، آن محل را ترک میكردند ولی آيا حقيقتاً ما به اين رفتارها عادت داريم؟ آيا در بسط و ترويج عملی آن در جامعه كوشش كردهايم؟ تهمت زدن به يكديگر، همديگر را نفی كردن، عدم تحمل ديدن رقيب، همه برگرفته از اسلام كاريكاتور است. در صورتیكه در اسلام حقيقی هيچكدام از اينها جايی ندارد. دراسلام كاريكاتور، قلم آبروبر رشد پيدا میكند، گناه آدم شرابخوار كمتر از كسی میشود كه در حق ديگران اجحاف میكند، بدحجابی و ناهنجاریهای ديگر بزرگتر از غيبت و دروغ جلوه میكند، تهمت زدن به يكديگر امری عادی محسوب میگردد. در صورتیكه اسلام حقيقی به هيچيک از اين رفتارها اجازه خودنمايی نمیدهد. اگر برداشت ما از اسلام، مثل برداشت اسلام امام شود، به جايی خواهيم رسيد كه هيچ كدام از گناهان را برنتابيم، به راحتی دروغ نگوييم، در رفع نياز ديگران كوشش كنيم و در كمک به يكديگر از هم سبقت بگیریم.