۱۸ مرداد ۱۳۸۵
گفتگوی من و دکتر یزدی درباره ی قانون اساسی کشور
در حاشیه ی مراسم مشروطیت، وقتی یکی از سخنرانان به مقایسه ی قانون اساسی مشروطیت و قانون اساسی فعلی اشاره می کرد، به طور تصادفی در کنار آقای دکتر ابراهیم یزدی نشسته بودم. گفتم شماها در دولت موقت نگذاشتید که همان پیش نویس قانون اساسی که دکتر حبیبی آن را تهیه کرده بود، به رفراندوم گذاشته شود. در آن قانون اساسی خیلی از موارد منجمله اصل ولایت فقیه وجود نداشت و خیلی عرفی تر بود. امام خمینی هم با این کار موافق بودند. شاید خیلی ها ندانند و یا کتمان کنند که ایشان طی مصاحبه ی مطبوعاتی در مدرسه ی رفاه در آغازین روزهای انقلاب اعلام کردند: شورای انقلاب حکومت موقت تعیین خواهد کرد و حکومت موقت موظف خواهد بود که مقدمات رفراندوم را تهیه کند؛ همچنین قانون اساسی "که تدوین شده" به آرای عمومی گذاشته می شود. اما مرحوم مهندس بازرگان و دولت موقت اصرار به برگزاری انتخابات خبرگان و تهیه ی پیش نویس قانون اساسی توسط اعضای خبرگان داشتند. اطلاعات تاریخی می گوید آقای هاشمی رفسنجانی که یکی از قدرتمند ترین افراد آن دوره بود، نیز اصرار بر به رفراندوم گذاشتن آن پیش نویس را داشت.
وقتی بعد از جلسه، در مسیر این اطلاعات را به آقای یزدی می گفتم، ایشان ظاهراً این اطلاعات را قبول داشت ولی استدلال می کرد که وقتی قانون اساسی فعلی که این همه فقیه آن را تهیه کرده اند، مورد قبول بعضی از مراکز قدرت نیست، اگر آن قانون اساسی که می گفتند یک مشت لیبرال آن را تهیه کرده اند به تصویب می رسید، کلی در حول و حوش آن حرف و حدیث می گفتند. من استدلال آقای یزدی را قبول ندارم. بالاخره قانون اساسی بود و به راحتی نمی شد آن را نادیده گرفت و یا به آن اعتراض کرد. اگر دکتر یزدی این چنین در مقام دفاع بر نمی آمد و مثلاً می گفت ما تصور دیگری داشتیم و نتیجه ی دیگری را گمان می بردیم قابل قبول تر بود. ایشان می گفت یک بار باید بنشینیم و مفصل صحبت کنیم. اگر چنین فرصتی پیش آمد، حتماً توضیحات ایشان را می نویسم و یا اگر خواستند خودشان توضیح می دهند. طبعاً هر کسی باید نقاط مثبت و منفی تاریخ سیاسی مربوط به خودش را قبول کند. ضمن آنکه آن تأیید امام نشان می دهد که قانون اساسی بدون بعضی از موارد نیز کفر نبوده و می توانسته قانون اساسی جمهوری اسلامی باشد.