۰۵ تير ۱۳۸۵
آقای احمدی نژاد می توانست اگر...(قسمت سوم)

 

۴. در دورانی که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شد کشور ما از یکی از نادرترین فرصت های اقتصادی برخوردار بود. صندوق ذخیره پر پول، فروش بی سابقه و طولانی مدت نفت با قیمت غیر قابل باور بالای ۶۰ دلار، حذف شدن موانع سیاسی جهانی مثل از بین رفتن طالبان در افغانستان و صدام در عراق و نبود خرابکاری های منافقین به عنوان دشمنان تأثیر گذار، و دهها پارامتر دیگر فرصت تاریخی و طلائی ای بود که احمدی نژاد در مقایسه با فروش نفت ۹ دلاری در بیش از یک سال از دولت آقای خاتمی، می توانست از آن برای حل مشکلات مردم به خوبی استفاده کند و به خوبی هم می توانست با برنامه ریزی علمی وضع اقتصادی مردم را دگرگون کند و پول نفت را سر سفره ی مردم بیاورد. متأسفانه به دلیل عدم توجه به برنامه ریزی های علمی و زیر بنائی و با دادن شعارهای گران قیمت بین المللی که با تبعات طبیعی آن شعارها این سرمایه های اقتصادی هزینه ی آن شعارها می شود، باعث شد تا ریسک سرمایه گذاری در ایران بالارود و تحریم های عملی صورت گیرد و سرمایه ی کشور برای خرید نیازهای روزمره با اضافه شدن واسطه ها و عدم امکان استفاده از ظرفیت های جهانی چند برابر شود. معنای دیگر این رفتار که بیشتر در مواضع سیاسی رئیس جمهور نشئت می گرفت باعث هدر رفتن میلیاردی سرمایه های ملی کشور شد؛ و پول نفت ۶۰ دلاری که مال مردم بود عملا صرف این گران شدن ارتباط با جهان می شد. در حالی که صرفه جویی واقعی بیت المال در حفظ کلان آن بود نه در حذف میوه و یا پذیرایی و یا مواردی از این قبیل که همه ی آنها که کارهای خوبی هم بودند، در برابر این هزینه های بی دلیل صفر بود. باز هم نتیجه ی این سیاست و رفتار این بود که مردم دچار تحول اقتصادی نشوند و شعارهای اقتصادی خود آقای رئیس جمهور عملی نگردد.

۵. جا به جائی مدیران، به خصوص آنها که طولانی مدت در پستی بوده از کار پسندیده ای است. کمترین فایده ی این کار این است که مدیران قدیمی فاقد ابتکار عمل هستند و مدیران جدید می توانند ابتکارات بیشتری داشته باشند. اما دو نکته در این جا قابل توجه است: الف) آنکه استفاده از تجربه ی آن مدیران می تواند تازه کاران با ابتکار را از خطا دور کند تا سرمایه ی ملی خرج تجربه و خطا نشود. ب) نباید مدیران قبلی را در ذهن جامعه بدنام کرد؛ که اگر چنین شود فقط اعتماد مردم از مدیران قبلی سلب نمی شود، بلکه همواره به این اعتقاد خواهند بود که روزی هم از این مدیران با بدنامی و خطاکاری یاد خواهد شد. متأسفانه در دوران آقای احمدی نژاد نه از تجربه ی گران قیمت مدیران گذشته استفاده شد و هم بی دلیل سعی کردند تقریبا همه ی مدیران قبلی را خطاکار و خائن معرفی کنند. این نیز در دراز مدت یکی از عوامل عدم موفقیت درست آقای احمدی نژاد در بهتر کردن وضع معیشتی مردم خواهد بود.

۶. سیاستهای فرهنگی به جای اتکا به مبانی اصولی و مترقی اسلامی بر مبانی سطحی و بعضا خرافی شکل گرفت. ماجراهایی مثل هاله نور وموارد متعدد دیگربه رشد صووری نگری از اسلام انجامید. کاری که سالها اندیشمندان مترقی اسلامی با آن مبارزه میکردندومتاسفانه بد جوری دوباره در حال احیا شدن است.این مطلب بخصوص در حالیکه موج اسلام ستیزی در دنیا اوج گرفته، نوعی همراهی با اسلام طالبانی و دوری از اسلام صلح جو تلقی میشود. این نگاه اگرچه مخاطبان دوران انتخاباتی آقای احمدی نژاد را شاید شاد کند ولی به  دوری اکثریت نسل جوان از گرایش به دین منجر میشود.

نقد دولت یک ضرورت برای سربلندی کشور است که ایکاش مورد توجه قرار گیرد.

 

4آقای احمدی نژاد می توانست اگر...(قسمت دوم)
بازگشت تيم فوتبال ايران3
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.