۲۱ اسفند ۱۳۸۴
دست نوشته های من در روز ترور حجاریان

 

يكشنبه ۲۲/اسفند/۷۸

صبح در منزل بودم كه ابراهيم اصغرزاده زنگ زد و خبري تكان‌دهنده داد: سعيد حجاريان را ترور كردند. بدون فوت وقت به بيمارستان سينا رفتم. دكتر ظفرقندي و دكتر شكوري‌راد آنجا بودند. حال سعيد خيلي بد بود. گلوله‌اي به صورتش خورده و رگ خون‌رساني به مغز را آسيب زده؛ نفس هم نمي‌كشد. همه آمده بودند. فضاي سنگين و تلخي حاكم بود. ترتيبي داديم كه خبرنگاران از پزشك معالجش وضعيت او را بپرسند. دکتر ظفرقندی هم میگوید من نمیتوانم اطمینان بدهم. دكتر قاجار هم از آمريكا زنگ زد كه حاضر است سريعاً بيايد و در درمان سعيد مشاركت كند. با آقاي خاتمي تماس گرفتم. در سفر یزد و در راه ميبد بود. خبر را به ایشان دادم. خیلی متاثر شد. از ايشان خواستم كه در سخنراني ميبد حتماً موضع‌گيري كند تا در خبرهاي ظهر موضع‌گيري ايشان را منعكس كنيم. اين كار را كرد و خيلي هم به موقع بود چون در اخبار ظهر فقط مو‌ضع‌گيري ايشان را داشتيم. بعدازظهر مجدداً به بيمارستان رفتم. خبرنگاران هجوم آوردند. اظهار تأسف كردم. بعد شنيدم كه الحمدلله حال سعيد بهتر شده است. محسن ميردامادي را ديدم. مي‌گفت «ديروز به روزنامه ما زنگ زدند كه فردا منتظر خبر مهمي باشيد.» موسوي لاري هم خبر داد كه در هنگام ترور،................. خانمم هم به موبايل زنگ زد و گريه‌كنان گفت «به آقاي خاتمي بگوييد در مورد آقاي حجاريان همان‌طور حرف بزند كه امام درباره مطهري حرف زد... اينها هدفشان كشتن خود خاتمي است»؛ بعد هم به من توصيه كرد مراقب خودم باشم. حالا كه موفق نشده‌اند سعيد را شهيد كنند نگرانيم كه بريزند و در بيمارستان او را دوباره بزنند. با مسئولان امنيت تماس گرفتم و گفتم مراقب باشند. در اين شرايط بايد مراقب خيلي كسان ديگر هم باشند. ترور كساني مثل گنجي، عليرضا نوري، رضا خاتمي و حتي مصباح يزدي و حسين شريعتمداري مي‌تواند خيلي معادلات را بر هم بزند. در شرايط فعلي چرا بايد يك تيم ۱۹ نفره از.....که هیچکاره است، حفاظت كند و اینها محافظ نداشته باشند؟ با روحانيون مبارز هم تماس گرفتم كه بيانيه بدهند. وزارت كشور و وزارت خارجه هم بيانيه داده‌اند. در وزارت اطلاعات هم ستادي تشكيل شده است. از طرف ديگر، منافقين هم اعلام كرده‌اند كه كار ما نبوده است. ساعت ۱۰ و نیم صبح به اتفاق موسوي لاري، نبوي، تاج‌زاده، امين‌زاده و خانيكي جلسه‌اي در دفتر من تشكيل شد. دوستان معتقد بودند كه سبك كار (انتخاب سوژه و عملكرد آماتوري) نشان مي‌دهد كه اين ترور كار منافقين نبوده؛ احتمالاً فضاي اجتماعي سريعاً به اين سمت خواهد رفت كه جناح مقابل كارگردان ماجرا بوده؛ زمان حادثه (بعد از شكست جناح راست در انتخابات) و شخض ترور شده (تئوريسين جناح چپ) مؤيد اين فرضيه‌اند. اگر اين فرضيه درست باشد زمينه‌ها و اهداف مختلفي دارد: ۱. اين عمل محصول خشم و نفرت ناشي از شكست است. ۲. تلاش مي‌شود فضاي كشور از فضاي سياسي به فضاي امنيتي منتقل شود. ۳. ممكن است هدف اصلي ابطال انتخابات باشد. به لحاظ تبليغاتي بايد تلاش كنيم كه همه اين كار را محكوم كنند. قرار شد من يا موسوي لاري ............................. بايد اين كار آنقدر تقبيح شود كه كسي جرأت تكرار آن را پيدا نكند. با روزنامه‌هاي دوم خردادي هم صحبت شود كه روي موضوع با برنامه كار كنند. به لحاظ امنيتي هم برای جلوگیری از تكرار و گسترش اين قبيل اقدامات قرار شد هر چه سريع‌تر شوراي امنيت و شوراي تأمين استان جلسه تشكيل دهند. نبوي تأكيد داشت كه اگر سعيد شهيد شد، مثل ناصرالدين شاه فعلاً او را زنده اعلام كنيم تا بتوانيم اوضاع را به كنترل در آوريم و تصميم بگيريم. در مورد آقاي خاتمي هم انتظار عمومي اين بود كه سفرش را ناتمام بگذارد و به تهران برگردد؛ هم به خاطر شخص سعيد، هم به خاطر اهميت موضوع. حالا هم پيشنهاد مي‌شود رئيس جمهور مستقيماً از فرودگاه به عيادت حجاريان بيايد.

 

4آیات هسته ای
جامعه شناسی ایرانیان از نگاه متفاوت3
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.