۰۳ دی ۱۳۸۴
مجتبی سمیع نژاد و همچنان در زندان

 

 چند روز پیش با پدر سمیع نژاد صحبت می کردم؛ وبلاگ نویس زندانی. چه پدر ساده و بی ریایی دارد. او را به جرم ارتداد و اتهام سب النبی تا پای دار کشانده بودند. خوشبختانه در دادگاه معلوم شد که دروغ است و تبرئه شد. من وقتی در دولت بودم به عنوان یک وبلاگ نویس، آن قدر به مسائل اینترنت و مشکلات وبلاگ نویسان گیر می دادم که همه را کلافه کرده بودم ولی وقتی این بار با پدر سمیع نژاد صحبت می کردم و می دیدم دیگر به کسی دسترسی ندارم که لااقل پیگیر کار وبلاگ نویسان باشم، خیلی احساس بدی داشتم. فقط تلفن زده بودم که بگویم تنها در شادمانی وبلاگ نویسان و موقع مدال گرفتن وبلاگ نویس نیستم. وظیفه همه ماست که در وقت درد و رنج وبلاگ نویسان نیز آنان را همراهی کنیم.

تنها جرمی که برای مجتبی سمیع نژاد باقی مانده است توهین به رهبری است. چند بار تصمیم گرفتم که به عنوان یک شهروند وبلاگ نویس خدمت رهبری مسأله را منتقل کنم ولی تصورم بر آن بود که امکان آن را ندارم. ای کاش این اتهام را اعلام نمی کردند. رهبر قدرتمند کشور بزرگی مثل ایران از نوشته وبلاگ نویسی که آسیب نمی بیند. نقل این خبر در مجامع جهانی و در میان وبلاگ نویسان جوان ایرانی از هر توهینی که مجتبی سمیع نژاد کرده باشد پر آسیب تر است. پدر مجتبی می گفت به دادگاه گفته ام که رهبر، رهبر ما هم هستند و توقع بازنگری در این حکم را داشت. کاش دست اندرکاران دفتر رهبری به بار منفی این حکم توجه کنند و امکان آزادی مجتبی سمیع نژاد را که من تا کنون نه او را دیده ام و نه نوشته هایش را خوانده ام فراهم نمایند.

 

4شب یلدای چلچراغ و مردی با عبای شکلاتی
توضیحی در باره ی وبلاگ آقای خاتمی3
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.