۲۱ آبان ۱۳۸۴
موفقیت

 

دیروز بعد از ظهر مجله موفقیت مراسم جشنی برگزار کرده بود. دوست خوبم آقای حلت سردبیر مجله که کارهای علمی و تخصصی زیادی برای مسئله موفقیت انجام داده و کلاس و کتاب و CD های خوبی ارائه کرده است این مراسم را برگزار کرده بود. موفق بودن علاقه مشترک همه انسانهاست. شاید هر کسی راه حلی به نظرش برسد ولی همه می خواهند که یک عنصر موفق باشند.

وقتی من رفتم علیرضا مقدم خواننده جوان با صدا و قیافه قشنگی که داشت دو سه تا از کارهایش را لب زد. یاد مراسمی رسمی افتادم که یکی از خوانندگان معروف داخلی روی سن رفته بود تا انگاری در همان جا ترانه اش را بخواند ولی موزیک بی کلام پخش شد و و وقتی لب زد، صدایی نیامد. خوشحال شدم که فرزاد حسنی بازیگر و مجری تلویزیون هم مرا به جای تمام عناوین رسمی سابق  به عنوان وبلاگر فعلی معرفی کرد. بدون اطلاع قبلی مرا روی سن فرا خواند. ما هم اگر از هر چیزی کم بیاوریم، از حرف زدن که کم نمی آوریم، رفتیم. خاطره ای که همین روزها اتفاق افتاد و قرار بود در وبلاگم بنویسم را قبلاً برای آنها گفتم: دوستی دارم که فامیلش با پسوند کلمه شکر است و گاهی برای تعمیر اتوموبیل و کارهای ماشین به ایشان مراجعه می کنم.اسم آقای یونس شکرخواه ُاستاد معروف ارتباطات هم در موبایلم قبل از ایشان در حافظه ی تلفن بود.هفته گذشته که اتوموبیلم خراب کنار خیابان مانده بود  تلفن آقای شکرخواه را اشتباهاً به یکی از دوستان دادم که به ایشان زنگ بزند که به کمک من بیاید برای تعمیر اتوموبیل. خود آقای شکرخواه تعریف میکرد که وسط کلاس بودم ، دیدم کسی زنگ می زند که لطفاٌ این ماشین آقای ابطحی را بیایید ببرید برای تعمیر. او هم گفته بود فقط من هل دادن بلدم!در جلسه دیروز به این مناسبت نقل کردم یک روز در دفتررئیس جمهور به جای آنکه دکمه تلفن منشی را فشار و هم، دکمه تلفنی که آقای خاتمی جواب میداد را فشار دادم و بخاطر عجله ای که داشتم  سریع گفتم  بگویید  نهار مرا بیاورند! وقتی آقای خاتمی گفت چشم!! فهمیدم که سه کردم.

 در هر حال جلسه مجله موفقیت به سلامتی گذشت و ما هم امروز آن را روزنوشت کردیم. کی گفته در وبلاگهامان هر روز باید جدی بنویسیم. دیروز هم در آن جلسه گفتم اساساً جدی نبودن خودش یکی از اصول موفقیت است.

 

4انفجارهای اردن وعراق وسرنوشت اسلام
کاش بعضی ها باز نشسته شوند.3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.