۲۶ مهر ۱۳۸۴
آیت الله منتظری

 برای افطارماه رمضان، یکی از دوستان قدیمی ما را به قم دعوت کرده بود. بعد از افطار برای دیدن آیت الله منتظری به بیت ایشان رفتم. گعده فقهی بود. این یک رسم قدیمی بین مراجع است. گعده احتمالاً از لغت قعده گرفته شده است و معنای آن نشست است. در این گعده ها یک نفر، مسئله فقهی را مطرح می کند وبقیه نظرات و مستندات خود را مطرح می نمایند تا در نهایت مرجع تقلید نظر فقهی خود را ارائه کند. وسط بحث بود. آیت الله منتظری ابراز لطفی کردند و نشستیم. خیلی وقت بود خدمت ایشان نرسیده بودم. ایشان از معدود کسانی است که زنده اند و از پر ماجراترین و سخت ترین زندگی ها را داشته است.

در وسط صحبت، در فاصله ای که یکی از شاگردان داشت حدیثی از کتاب پیدا می کرد،  ایشان از همان بالای صندلی گفتند احوال وبلاگ آقای ابطحی چطور است؟ خیلی این سخن ایشان برایم هیجان انگیز بود. وقتی جلسه تمام شد در حیاط بغلی چند لحظه ای خدمت ایشان رسیدم و دامادم آقا صالح هم همراهم بود. احوال خانواده و زن و فرزندانم را پرسیدند. هم یادشان بود من 3 دختر دارم و هم گفتند پارسال گفته بودی که داماد  مثل پسر آدم است. با این سن و سال و این همه سختی این حافظه فوق العاده است. بعد هم در مورد تعداد مراجعه کنندگان به وبلاگ و میزان وقتی که برای سایت می گذارم پرسیدند، گفتم مگر می خوانید. گفتند گاهی. شرمنده شدم. بعد گفتند سایت من را هم می بینی تا بحال سه بار به دلیل فیلتر شدن آدرس آنرا عوض کرده ایم و آدرس آخری آنرا دادند. اسامی کتابهای خودشان که به تازگی بر روی سایت رفته را هم برشمردند. توجه این پیرمرد مرجع تقلید به سایت و اینترنت  هم عجیب بود هم امیدوارکننده.

از حال شخصی شان سؤال کردم، گفتند خیلی کاردارم. مسائل فقهی، مراجعات اینترنتی مردم که باید جواب بدهم و مسائل سیاسی که باید نظر بدهم. ولی احساس می کنم که دیگر وضع جسمانی ام اجازه نمی دهد که آن جور که علاقمندم به این کارهایم برسم. وقتی هم که ایشان صحبت میکردند و کتاب و مسائل الشیعه را بدست گرفته بودند، حسابی معلوم بود که دستهایشان  لرزه دارد، یادآوری دورانی را هم که در قم بودم و به درس ایشان می رفتم کردند.

از عمق جان دعا کردم که خدا این شخصیت بزرگ علمی را برای دفاع از اسلام طول عمر دهد.

4تغییر مدیران میانی
خیلی دور، خیلی نزدیک، معنویت انتخابی3
© Copyright 2003-2021, Webneveshteha.com. All rights reserved.