۲۶ بهمن ۱۳۸۲
اعتدال ديني و دنيايي

 

من معتقدم حکومت کردن هيچ راهي ندارد جز اينکه مخاطبان حکومت، عامه مردم باشند و حکومت براي خواست آنها برنامه ريزي کند.

در يک حکومت ديني مثل کشور ما که ادعا دارد، از پايگاه دين اسلام که خود را امت وسط مي نامد، توجه به اين واقعيت مهمتر است و ضروري تر.

من اين مثال را از آقاي خاتمي شنيدم که مي گفت: «در نظام آموزشي در همه دنيا براي تيزهوشان و عقب ماندگان ذهني، کلاسهاي جداگانه تشکيل مي دهند. در جامعه هم بايد اينگونه باشد.»

واقعاً نکته مهمي است.

شايد ايده آلهاي هر حکومتي چيزي باشد. ايده آل کساني در رأس حکومت ما هم هستند مي تواند اين باشد که آحاد جامعه نمونه هاي مسلمان صدر اسلام باشند. ولي حق نداريم که برنامه ريزي براي جامعه را بر اساس ايده آلها انجام دهيم. ايده آلها مي توانند تيزهوشان باشند، که جداي از برنامه ريزي حکومت براي کل جامعه بايد براي آنان اقدام کرد.

مردم عادي جامعه، همين ها هستند که هم با دين سر دعوا ندارند و هم مي خواهند زندگي کنند. هم وقتي که دين را با فشار  بر جامعه تحميل کنيم، نتيجه طبيعي اش اين است که مردم  به دين ستيزي مي افتند و هم وقتي که دنياي آنان را نا ديده بگيريم به افراط در اين حوزه مي پردازند. اين واقعيتي است که امروز به خوبي در جامعه ما هويدا و آشکار است.

آنجا که مردم خود باشند، هم عاشورا برگزار مي کنند و هم شب قدر را و هم به زيارت امام رضا عليه السلام مي روند و با هيچيک از اين مظاهر دينداري هم سر ناسازگاري ندارند. آنجا هم که به فکر دنياي خود باشند، اگر فشارهاي تحميلي نباشد، حدود اخلاق را رعايت مي کنند و دنيا داري را به افراط مواد مخدر و قرص فلان و مشروبات بهمان آلوده نمي کنند.

فشارهاي خارج از حد نرمال جامعه خطري است که از همه خطرات بيشتر اساس هويت يک جامعه را در هم مي ريزد.

اين اعتقاد من است. اثرات ملموس آن را هم همه مي توانند ببينند که فشارهاي زيادي بر دينداري و يا بر مخالفت دنيا خواهي چگونه هم دين را نابود مي کند و هم دنيا را.

 

4ما هم مختصر هکي شديم!
وبلاگ نويسي را حزب نکنيم3
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.