۱۱ بهمن ۱۳۸۳
كانديداتوري زنان

 

بحث كانديداتوري زنان براي رياست جمهوري يكي از بحث برانگيزترين مسايل قبل از انتخابات است.

انصافاً وقتي خبرگان اول به جاي اين همه لغت شفاف، تعمد دارند ازكلمه ي رجال سياسي استفاده كنند، مي توان يقين پيدا كرد زنان كارآمد نيز از رجال سياسي هستند. عقل و شرع نيز تاييد مي كند. وقتي با معيارهاي كارآمدي و شرايط قانون اساسي كسي بتواند در جايگاه رياست جمهوري قرار گيرد و مردم نيز او را انتخاب نمايند،چرا نتواند كانديدا شود؟ دلايلي كه براي كانديدا نشدن زنان ارائه مي شوند با هيچ مبناي عقلي قابل قبول نيست، كه بايد تا انتخابات اين موضوع توسط اهل انديشه و سياست بيشتر مورد بحث قرار گيرد تا حق طبيعي زنان براي كانديداتوري به رسميت شناخته شود.

در ميان مخالفت هايي كه با كانديداتوري زنان مي شود، روز چهارشنبه نوشته اي در روزنامه ي دست راستي رسالت خواندم، استدلال عجيبي براي عدم كانديداتوري زنان كرده بود. رسالت مي نويسد: اگر فرض كنيم رئيس جمهور يك زن باشد و خدا هم به او فرزندي در ايام تصدي رياست جمهوري عطا نمود چه بايد كرد؟ طبق قوانين جمهوري اسلامي (قانون حمايت از مادران-ماده ي 3) او مي تواند از 4 ماه مرخصي با حقوق بهره مند باشد. سوال اينجاست كه آيا مي شود مملكت را 4 ماه تعطيل كرد؟

اين استدلال فوق عجيب از همان جايگاهي است كه فقط زن را براي زاد و ولد و بهره وري جنسي مي شناسد و متاسفانه با اين اهانتها به جامعه ي زنان كه سالهاست بيشتر از مردان در كنكور قبولي دارند و كارآمدي علمي خود را به اثبات رسانده اند، بيشتر از هر زمان بايد اصرار كرد كه زنان در برابر اين موج واپسگرايي ايستادگي كنند و خود را براي همه ي مسئوليت هاي رسمي كانديدا نمايند.

تا جناح راست در آستانه ي انتخابات، اين نويسندگان را دارد كه اهانت به زنان را وظيفه مي دانند، چگونه به پيروزي خود در انتخابات مي انديشند؟ اين نوشته ها دم خروسي است كه شعارهاي مقطعي مترقي كانديداهاي جناح راست را با قسم حضرت عباس هم به باور مردم نمي نشيند.

4انتخابات عراق
چند مطلب گوناگون3
© Copyright 2003-2010, Webneveshteha.com. All rights reserved.