۲۷ مهر ۱۳۸۳
حيف که مي روند

 

حيف که آدمها پس از مرگشان  زندگي آنان مرور مي شود. ديروز در مراسمي که به مناسبت درگذشت آقاي عبايي تشکيل شده بود شرکت کردم. ياد اين پير با وفاي اصلاحات بودم.

وقتي نوجوان بودم و در مشهد، نوارهاي آقاي عبايي از قم مي رسيد که چه پر هيجان صحبت مي کرد و ما از حرفهايش لذت مي برديم. او هرجا که جريانات روشن فکري ديني نياز به  وجودش داشت، بي تأمل کمک مي کرد. داراي فضل و سواد بالاي ديني بود و بجاي آنکه اتکا بر روند جاري حوزه ها کند، مردانه به کمک فکر نو ديني مي آمد. آقاي عبايي خيلي دوست داشتني بود. در ايام انتخابات 2 خرداد عجيب خود را به آب و آتش مي زد. در بحبوحه فعاليتهاي انتخاباتي حالش به هم خورد. رضا خاتمي که دکتر جمع ما بود، خيلي اصرار داشت که بايد در CCU استراحت کند. با همان حال در آستانه سکته تا آخر ايام انتخابات در ستاد باقي ماند. و در آن شرايط سخت در بسيج روحانيون اندک طرفدار خيلي تلاش کرد. در ايام حصر خانگي آيت الله منتظري هم خيلي اين در و آن در مي زد. واقعاً دلسوز بود.

وي در اين اواخر دور ششم مجلس، مدتها در بيمارستان بود و از مرض سرطان رنج مي برد. روزي که اعلام کردند نمايندگان مي خواهند به قصد اعتراض به روند انتخابات استعفاي جمعي بدهند، پيرمرد با سواد روحاني از دوستانش نيز خواسته بود که او را چند ساعتي به مجلس برسانند تا در اين آخر عمري به سهم خود به جريان فکري اصلاح طلبان کشور کمک کند.

دو هفته قبل از مرگش به ديدارش رفتم. با اينکه چيزي از او نمانده بود اما سعي داشت خود را سرپا نگه دارد. نگران انتخابات رياست جمهوري بود و مي گفت کاري کنيد که فلاني نيايد يا براي فلاني تلاش کنيد، گفتم شما بيش از سهم خود رنج برده ايد، با اين حال جوش سياست را نزنيد!

خدا رحمتش کند. اين نوع عالمان پارسا بسيار کم نظيرند.

4عکس وزراي سابق
عبد العزیز بابطین3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.