۲۵ خرداد ۱۳۸۴
دو خاطرۀ انسانی از دکتر معین

 

چندی پیش ستاد آقای دکتر معین دعوت کرد که در جلسۀ وبلاگ نویسان شرکت کنم. من هم به دلیل اهمیت وبلاگ و این که دکترمعین تنها کسی بود که در میان کاندیداها به مسألۀ وبلاگ نویسی توجه داشت. به عنوان یک وبلاگ نویس و نه به عنوان دوست ایشان شرکت کردم. در مورد حوادث کوی دانشکاه حرف می زد. در مورد شب بعد از ماجرا که تا صبح در کوی دانشگاه بودند. می گفت وقتی خبر رسید که یک نفر کشته شده، همان جا استعفاء دادم و قبل از مشورت با هر کسی آن را به خبرگزاری ها دادم. من همان جا یاد یک مذاکرۀ دردناکی افتادم که با دکتر معین در حاشیۀ دولت داشتیم، رفته بودم صحبت کنم که استعفاء ندهد. ظاهراً ماجرا استعفاء در مورد مسائل کاری بود. من هم استدلال های خودم را می کردم که باید ادامه داد. تازه ماجرای قتل خانم زهرا کاظمی اتفاق افتاده بود. همه از این اتفاق تلخ ناراحت بودیم. آقای معین دست آخری به من گفت: از همۀ این حرف ها گذشته، واقعاً چگونه می توانیم وجدانمان را راضی کنیم و همکار حکومتی باشیم که به این راحتی یک خبرنگار مهمان را در زندان به قتل برسانند و بعد بسیاری از دست اندرکاران برای توجیه آن، به جای مجازات مسببان تلاش کنند. این جا که رسید ساکت شدم.

حالا آقای دکتر معین با این روحیات انسانی کاندیدای ریاست جمهوری است. گفته به جای استعفاء قصد مقاومت دارد. بزرگترین خصلتی که آدم ها را «انسان» معرفی می کند، توجه به حقوق سایر انسان هاست.

اگر بتوانیم با یک رأی انسان ها را که به آبرو و خون انسان ها حساس هستند به قدرت برسانیم و نکنیم، عذاب وجدان و افسوس را یک جا خواهیم داشت.

4دورۀ دوم اصلاحات با مقاومت بيشتر
فردا روز اصلاح نظام 3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.