۰۴ تير ۱۳۸۴
ما مخالف احمدی نژاد بودیم ولی باختیم

 

دیشب بیدار ماندم تا نهایتاً فهمیدم که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران شد. من مخالف اقای احمدی نژاد بودم وهمه تحلیل هایم را هم در این موردبا رعایت اصول اخلاقی نوشتم . امّا ایشان رأی آوردوتوانست رئیس جمهور ایران شود وطبعا احترام رای مردم لازم.

اما آقای احمدی نژاد در این انتخابات آدم خوش شانسی بود چون:

- در دور اوّل سه کاندیدای اصلاح طلب: کروبی، معین و مهر علیزاده و تا حدودی هاشمی رفسنجانی آراء یکدیگر را تقسیم کردند.

- عدۀ زیادی از مخاطبان اصلاح طلبان بی توجه به آن چه در انتظارشان هست، نازها کردند و تحریم ها و ...

- بعضی از کاندیداهای اصلاح طلب وعده هایی دادند که یا بوی عوام فریبی می داد و یا بوی خواص فریبی و بسیاری از مردم از شعارهای خواص فریب در واقعیت جغرافیای سیاسی کشور بوی جنگ داخلی استشمام کردند.

- حرف های اقتصادی تقریباً در فضای تبلیغات سیاسی ما کمرنگ بود. به نخبه ها و فرهیختگان توجه کردیم و به لشکر مردم عادی که به فکر معیشت خود هستند، توجه کمتری داشتیم.

- در تبلیغات سایر کاندیداها مجموعه نیروهایی که فارغ از مسائل سیاسی دغدغۀ دین داشتند فراموش شدند. حتی در تبلیغات آقای هاشمی رفسنجانی نیز توجه به مسائل دینی مخاطبان گم بود.حمیّت مداحان وامامان غیر سیاسی مساجد حجم فراوانی نیرو، در اختیار فکر و احساس خود دارند.

- فرصت سوزی های هفت ساله «ما» هم در جبهۀ اصلاحات نا امیدی زیادی ایجاد کرده بود.

- و البته در دور اول شانس فراوان تر آقای احمدی نژاد در این بود که یک مجموعه ایادی غیبی با سازماندهی منظم و فتاوای معیّن در یک کار کاملاً هماهنگ برای ایشان رای آفریدند که حتی آقایان لاریجانی و قالیباف با این تغییر جهت گیری جا ماندند و آقای کروبی هم که هم چنان معتقد است منتخب مردم ایران می باشد و هر روز به رسانه ها اعلام می کنند. اما آقای احمدی نژاد در دور دوم از خوش شانسی بیشتری برخوردار بود.

- کاندیداهای اصلی و زاویه برانگیز که می توانستند رقابت کنند از رقابت وا مانده بودند.

- جناح هایی که با آقای هاشمی رفسنجانی مجبور بودند ائتلاف کنند، با توجه به انتقادهایی که به ایشان داشتند، نتوانستند استدلال خود را که چرا هاشمی را به اجبار برگزیده اند به جامعه منتقل نمایند.

- حجم تخریب های غیر اخلاقی هم مثل همیشه تأثیر منفی خود را حتماً می گذاشت.

- هاشمی رفسنجانی در افکار عمومی اکثریت جامعه نمایندۀ قدرت، حکومت، و ثروت بود، حق یا ناحق! و آقای احمدی نژاد با رقابت آقای رفسنجانی بر موج شکاف حاکمیت و مردم و شکاف فقر و غناء سوار شد و در چهره غیر نخبگان جامعه به عنوان نمایندۀ مقابله با حاکمیت و مبارزه با فقر و نماد تغییر در لایه های عمومی جامعه، به خصوص در لایه های حاشیه شهرها و مردم عادی شناخته شد و رأی آورد. البته تعدادکمی هم بودند که متأثر از بعضی رادیوهای خارجی به این عنوان که کار حکومت با آقای احمدی نژاد یکسره می شود رأی دادند. در هر حال امروز که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شده اند، روشنفکران و نخبگان که به صورت طبیعی در مخالفت با ایشان متّحد شده بودند باید از این وحدت به جای مقابله برای درخواست منسجم مطالبات خود از حاکمیت یک دست که دیگر «نمی گذارندها» در آن نیستند بهره جویند تا مسیر حفظ آزادی های مردم و دور کردن کشور از افراطی گری تا آن جا که می شود هموار نگه داشته شود. البته باید باز هم در این باره منطقی و نه احساسی نوشت. ظرفیت پذیرش باخت مهمتر از شادمانی پیروزی است.

4انتخابات و زندانیان سیاسی
حکومت یک دست3
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.