۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۷
انتشار در: روزنامه کارگزاران
برای آنها، ندانستن مردم کمک خوبی است

 

21 سال است كه نمایشگاه كتاب در ایران برگزار می‌شود. زمان آغاز این همایش‌های فرهنگی و هنری در دورانی بود كه آقای خاتمی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. جشنواره فیلم فجر، جشنواره موسیقی، جشنواره تئاتر و بالاخره نمایشگاه كتاب. مهم‌ترین تاثیر جشنواره‌ها و نمایشگاه‌ها این بود كه آدم‌هایی كه دغدغه مشترك فرهنگی یا هنری داشتند می‌توانستند یك بار در سال دور یكدیگر جمع شوند، همدیگر را ببینند و در مورد هر یك از عناوین فوق اطلاعات تازه‌ای به دست آورند یا نقد و نظری ارائه كنند. دست‌اندركاران فرهنگ و هنر هم اگر اهل پذیرش انتقاد بودند از این فرصت بهره می‌جستند و نظرات كارشناسان را در جهت بهبود به‌كار می‌گرفتند. طبیعی بود وقتی هفته‌ای، دهه‌ای به موضوعی مثل موسیقی، تئاتر، فیلم یا كتاب اختصاص یابد رسانه‌های گوناگون فرصت پیدا می‌كنند كه در مورد آن موضوع بنویسند و نظرات صاحب‌نظران را ارائه كنند و از همه مهم‌تر مقوله فرهنگ و هنر، جزئی از زندگی مردم كشور شود. واقعیت این است كه بسیاری از خشونت‌ها، عدم مدارا و برخوردهای اجتماعی ریشه در این دارد كه كتاب، تئاتر، موسیقی و فیلم جزئی از زندگی روزمره مردم نشده است و اگر مردم با هنر و فرهنگ زندگی كنند حتما مردم فرهیخته‌تری خواهند بود. هنر و فرهنگ نقش روغنی دارد كه می‌تواند زندگی شیشه‌ای انسان‌ها كه در برخورد با یكدیگر بسیار شكننده می‌شود را ملایم و با انعطاف كند. به شمارگان انتشار كتاب در ایران نگاه كنید. جمعیت 70 میلیونی و كتاب‌هایی كه به ندرت به چند چاپ با تیراژ 2 یا 3 هزار می‌رسد. این یعنی كتاب از زندگی انسان ایرانی حذف شده است. تئاتر كه سرنوشت دردناك‌‌تری دارد. نقش آقای خاتمی در این كه 21 سال پیش به فكر این تظاهرات فرهنگی و هنری سالانه افتاد بی‌شك ماندگار خواهد بود. در این دو ساله اخیر هم البته نمایشگاه برگزار شد. حضور مردم در مصلی ـ یعنی جایی كه باید نماز در آن بخوانند و نماز در آن اقامه نمی‌شود، به جای دانشگاه كه مردم باید در آن كتاب بخوانند و البته نماز جمعه در آن برپا می‌شود ـ مثل سال‌های قبل فراوان بود. در كنار خیلی از غرفه‌ها به جای عناوین كتاب فقط می‌شد پشت و گردن ملت را دید! عده‌ای این جمعیت فراوان را مورد نقد قرار می‌دهند. در یك برنامه رادیویی شنیدم كه شركت‌كنندگان خانوادگی را با كسانی كه برای سیزده به در بیرون می‌روند مقایسه می‌كرد. من با این حرف موافق نیستم، این همه پارك در تهران هست، چرا به آنجاها نمی‌روند... ممكن است خیلی‌ها كتاب نخرند اما همین كه نمایشگاه كتاب را انتخاب می‌كنند و حداقل تیتر و عنوان كتاب‌ها را می‌بینند، نشانه یك دغدغه مشترك فرهنگی است كه در میان آنان وجود دارد. این یك امر مثبتی است كه البته حكایت از بسیاری از مشكلات من‌جمله مشكل گرانی كتاب دارد اما برای ناشران و مولفان دغدغه‌های بسیار جدی‌تری در این دو ساله شكل گرفته است. اصلی‌ترین مشكل بی‌خیالی مطلق مسوولان وزارت ارشاد در ارائه مجوز یا حتی عدم مجوز انتشار است. خیلی از كتاب‌ها در ارشاد مانده است كه سال‌ها از ارائه آنها می‌گذرد ولی ارشاد به آن جواب نداده است. این بلاتكلیفی یعنی تعطیلی اندیشه و فكر كوچكترین اثر این رفتار ارشاد در عالمان و اندیشمندان نویسنده آن است كه دیگر رغبتی به نوشتن ندارند. وقتی هم كه آنها ننویسند نه تنها آثار نو به بازار نمی‌آید بلكه نویسندگان به تولید سوژه در مسائل و مباحث جدید حتی فكر هم نخواهند كرد و نتیجه آن آگاهی كمتر مردم است این برای جامعه فرهنگی نگران‌كننده است. گرچه ممكن است باشند كسانی كه در حكومت این عدم آگاهی عمومی را فرصت خوبی بشناسند كه در پرتو آن كارهای خود را بی‌دغدغه انجام دهند. یك‌بار كه امسال به نمایشگاه كتاب رفته بودم آقای پراحساسی اصرار كرد كه این فرصت مغتنمی است كه شما در برنامه زنده رادیو شهر شركت كنید. آن‌قدر هم اصرار كرد كه نمی‌شد بی‌پاسخ گذاشت. وقتی رفتم مدیر انتشارات قدس و بنیاد فارابی دور میزگرد بودند داشتند بحث كتاب‌های دینی را می‌كردند كه تعدادش زیاد شده است. من گفتم آمار فراوانی كتاب‌های دینی خیلی مهم نیست، به خصوص كه بیشتر آنها توسط بخش دولتی نوشته و توزیع می‌شود، باید به میزان اثرگذاری آن فكر كرد. بعد اشاره كردم كه آقای مصباح هفته گذشته گفته است كه جایگزینی برای كتاب‌های آقای مطهری پیدا نشده است. وقتی برای مطهری كه قهرمان اندیشه بود و به سوالات 30 سال پیش بهترین پاسخ‌ها را می‌داد جایگزین وجود ندارد به این معناست كه برای سوال‌های جدی‌تر نسل فعلی كه قطعا سوالات متفاوت‌تری در ذهن دارند كسی پاسخی ننوشته است. داشتم این حرف را می‌زدم دیدم مجری هی تشكر می‌كند، تهیه‌كننده به دور خودش می‌گردد و همه در حال رفت و آمد بودند. صحبتم كه تمام شد بعضی‌های‌شان عذرخواهی كردند كه در رادیو نباید این حرف‌ها را بزنند. من نفهمیدم با این استدلال كجای نظام تضعیف می‌شود یا چه تاثیر منفی در جامعه می‌گذاشت كه مسوولان رادیو چنین كردند. اما باورم قطعی‌تر شد كه ندانستن مردم كمك خوبی برای خیلی‌هاست كه بتوانند آن كنند كه می‌كنند.

http://kargozaaran.com/ShowNews.php?9207

© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.