۳۰ شهريور ۱۳۸۶
انتشار در: سپهر
كروبی، ابطحی و ماجرای غضنفرهای سياسی

 

"اصلاح طلبان در شرایط دشوار و آسیب­پذیر تبلیغاتی تا ایام انتخابات قرار دارند... تمام رسانه­های رسمی و یا وابسته به جناح محافظه­کار تنها اختلاف افکنی در جبهه اصلاحات را هدف قرار داده­اند... هر کسی که بر آتش اختلافات بدمد را بی­رعایت هیچ حد و مرزی در معرض افکار عمومی قرار می­دهند. تعریف­های بامزه­ای هم از اصلاح طلبان دارند؛ مثلاً کسی که حتی از خبر کاندیداتوری آقای خاتمی و یا کروبی عصبانی می­شود و مصاحبه می­کند تا فردی که علیه کلیت دولت خاتمی و اصلاحات حرف می­زند و نه افراد درون جامعه اصلاح­طلب و نه مردم حتی اسم آنها را نشنیده­اند سخنگوی اصلاحات معرفی می­کنند. این در حالی است که بزرگان جبهه­ی اصلاحات مثل خاتمی و کروبی و مهندس موسوی و موسوی خوئینی به دلایل گوناگون نمی­توانند و نمی­خواهند وارد این معرکه­ی کودکانه شوند و حق هم دارند. در این مسابقه­ی نابرابر انتخاباتی حرف زدن و مصاحبه کردن برای اصلاح طلبان خیلی حساس و دقیق است و شناساندن غضنفرهای اصلاح­طلبان در برابر حمایت رسانه­های بزرگ از آنان دشوارتر! "

اين بخشي از يادداشت محمد علي ابطحي در سايت شخصيش است، يادداشتي كه به قلم يكي از اعضاي فعال مجمع روحانيون منتشر شده است. فردي كه مدتها سمت سخنگويي خاتمي را براي خود قائل بوده و هست و در آن كساني كه از اختلافات موجود در ميان اصلاح طلبان سخن مي گويند غضنفر ناميده شده اند.

اين در حالي است كه كروبي كه ابطحي نام او را به عنوان بزرگان جبهه­ی اصلاحات آورده است در يكماه گذشته صريح ترين انتقادها را از اصلاح طلبان داشته است.

ابطحي در حالي اصولگرايان را متهم به معرفي كردن چهره هاي نا آشنا به عنوان سخنگوي اصلاحات مي كند و از تفرقه افكني رسانه هاي اصولگرايان سخن مي راند كه فردي كه خود او را شيخ اصلاحات مي نامند در نشست حزب اعتماد ملي چنين گفت:" عده‌ قليلي كه سرنوشت اصلاحات را به اين‌جا كشيده‌اند، با يك رنگ ديگر امروز به ميدان آمده و مي‌خواهند كلاه جديدي بر سر ما بگذارند. يقين دارم كساني كه امروز از الفت و ائتلاف دم مي‌زنند، به مجرد اين كه ما در انتخابات پيروز شويم دوباره كارهاي گذشته‌ خود را شروع مي‌كنند و هيچ عقلي هم نمي‌گويد اين مسير را دوباره طي كنيم."

كروبي همچنين در مصاحبه تفصيليش با خبرگزاري فارس در تاريخ سوم شهريورماه در پاسخ به اين سؤال كه در انتخابات آتي، حزب اعتماد ملي قصد دارد از درون جبهه دوم خرداد بيايد يا به صورت يك جريان مستقل و سوم ظاهر شود توضيح داد: من اصلا به آن جبهه‌اي كه شما مي‌گوييد اعتقاد ندارم، اينها در حد روزنامه و حرف است... اگه جبهه اي وجود داشت كه كار به اينجا نمي كشيد. جبهه كجا بود؟ يك عده ورشكسته دور هم جمع شده ايم و مي گوييم جبهه. لطيف صفري مي گفت جبهه دوم خرداد ۱۸ گروهند ولي ۱۲ نفرند. چون هر كدام از طرف چند گروه هستند.

حجم انتقادات كروبي به اصلاح طلبان كه در خبرگزاري ها گوناگون و رسانه هاي همه جريان هاي سياسي انعكاس يافته را نمي توان تنها به اصولگرايان محدود كرد و تنها مي توان چنين نتيجه گرفت كه آقاي ابطحي با زبان غير مستقيم خواسته است به كروبي بگويد تو غضنفر اصلاح طلبان هستي!

محمد علي ابطحي كيست؟

او خود را چنين معرفي مي كند: "من در ۷ بهمن ۱۳۳۸ در مشهد به دنيا آمدم. پس از تحصيلات ابتدايی طبق سنت خانوادگی به تحصيلات علوم دينی مشغول شدم و در سال ۱۳۵۵ به درس خارج رسيدم. از اول علاقه عجيبی به هنر و سياست داشتم... در همان قبل از انقلاب، يك دوربين سوپر ۸ داشتم، فيلم می‌گرفتم. اديت و صداگذاری هم می‌كردم... انقلاب كه پيروز شد خيلی خوشحال بودم. بر اساس علاقه‌ای كه داشتم با صداوسيما كارم را شروع كردم. سال ۱۳۵۸ مدير برنامه‌های صداوسيمای مشهد شدم... ۱۳۶۲ از شيراز به تهران منتقل و به عنوان مدير راديو ايران كارم را شروع كردم... در تاريخ ۱۲/۱۰/۶۷ آقای خاتمی كه آن روزها وزير ارشاد بود طی حكمی مرا به معاونت امور بين‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب كرد. به تناسب كارم كه مسئوليت رايزنی‌های فرهنگی ايران در ساير كشورها را داشتم به كشورهای مختلفی سفر كردم. در همه جا با فرهنگ و هنرشان ارتباط پيدا كردم. اين سرمايه بزرگی برای من شد.  با استعفای آقای خاتمی از ارشاد در ٥/٥/٧١ من هم استعفا دادم. پست سازمانی‌ام كارمند صداوسيما بود. به آنجا برگشتم، چند سالی علاف بودم. تا اينكه آقای لاريجانی، رئيس صداوسيمای آن روز موافقت كرد كه به عنوان نماينده صداوسيما در بيروت كار كنم... با جامعه اهل فكر مسيحی آنجا خيلی مأنوس شدم... با كانديدا شدن آقای خاتمی، كارم را در لبنان رها كردم و به ستاد انتخاباتی پيوستم. بعد از پيروزی آقای خاتمی، در تاريخ ۱۹/۴/۱۳۷۶ مرا به عنوان رياست دفتر رييس جمهور انتخاب كرد. .. پس از انتخاب دور دوم، در تاريخ۱۱/۶/۱۳۸۰ معاون حقوقی و پارلمانی رييس جمهور شدم تا ارتباط بين مجلس و دولت را تحكيم كنم. پس از انتخابات معروف مجلس هفتم که پس از سه بار استعفاء بالاخره در تاریخ ٢١/٧/١٣٨٣ مورد قبول رئیس جمهور قرار گرفت و طبق معمول حکم تشریفاتی مشاور رئیس جمهور دریافت کردم! ... از روز تأسيس مجمع روحانيون تاكنون عضو شورای مركزی آن بوده‌ام. سال هاست كه هر روز مقداری از وقتم را پای اينترنت می‌گذارانم، بيشتر مطالب آن را می‌خوانم! "

او همچنين در مصاحبه اي با يك روزنامه اينترنتي درباره خود چنين توضيح داد:" دختر كوچكترم سايت باربي را ياد گرفته و «بك گراند» كامپيوترمان را عكس باربي گذاشته است. ما هم كه با كامپيوتر كار مي كنيم، همين عكس باربي مي آيد...(بچه هايم) خودشان تصميم مي گيرند. از خيلي كارهايشان اصلا اطلاعي ندارم چون دليلي ندارد از حوزه هاي خصوصي آنها اطلاع داشته باشم. خودشان تصميم مي‌گيرند چه بپوشند، كجا بروند، چه نوع موسيقي را گوش دهند و به كدام سايت‌ها سر بزنند."

اين مصاحبه او سبب شد دكتر علي مطهري در يادداشتي به تحليل آن بپردازد؛ وي درباره سخنان ابطحي گفت: " سخنان معاون پارلماني رئيس جمهور، در مصاحبه با نشريه‌اي اينترنتي، ضمن اينكه ماية تأسف است، معمايي را كه در سال‌هاي اخير براي بسياري مطرح بوده است حل كرده و آن اينكه چرا جامعة ما در سال‌هاي اخير از نظر اخلاقي رو به انحطاط نهاده است. معلوم شد اساساً نگاه برخي مسئولان رده‌بالاي كشور به اين مقولات، نگاهي سكولاريستي است كه معتقد است دولت هيچ وظيفه‌اي در قبال عقايد مردم و فضايل و رشد معنوي آن‌ها ندارد ...  اينكه اين سخنان چگونه با وظايف پدر و با تعليمات اسلامي سازگار است، سؤالي است كه وي خودش بايد پاسخ بدهد. فرضاً در خانوادة خود سكولار باشيد، حق نداريد به عنوان مسئول نظام جمهوري اسلامي، در جامعه نيز سكولار باشيد.

دكتر مطهري سپس به بخشي ديگر از سخنان ابطحي گه گفته بود «به عنوان يك روحاني مي‌گويم، مهم‌ترين راه تقويت دين در جامعة ما اين است كه دخالت‌هاي دين در زندگي اجتماعي مردم را به حداقل برسانيم.» اشاره كرده و به نقد نگاه سكولاريستي وي مي پردازد و مي نويسد:  جريان اصلاح‌طلبي بررغم ظاهر زيبا و فريبنده‌اش، چون بيشتر مبتني بر افكار غربي است تا افكار اسلامي، خطري است كه كيان انقلاب اسلامي را تهديد مي‌كند و به تعبير شهيد آيت‌الله مطهري، مصداق نفوذ انديشه‌هاي بيگانه و تجددگرايي افراطي در اين انقلاب الهي است.

ابطحي كه با نوشتن روزنوشت هايي در سايت خود مطالب بسياري گفته است كه موجب تعجب متدينين و حتي اصلاح طلبان شده حتي از سوي ياران خود نيز مورد نقد اساسي قرار مي گيرد. يكي از روزنامه نگاران روزنامه هاي زنجيره اي در وبلاگ خود انتقادات گسترده اي به او نوشت كه تنها به چند عبارت آن اكتفا مي كنيم:

« مگر همه بايد لاغر شوندتا خوب باشند؟ تا مي توان بايد خورد وازلذت آن بهره گرفت... مي گويند چاقي وشکم داشتن در مصر جزو زيبايي شناخته مي شود...خدا کند که در همه جا اينطور بشود.» اين از آرزو هاي يک شاگرد کبابي يا يک تازه به دوران رسيده نوکيسه نيست. اين بخشي از آروزهاي معاون رييس جمهوري ايران است که اين روزها مي کوشد با نوشتن در وب لاگش « متفاوت» جلوه کند. آيت الله زاده اي که « اعتقادي به زهد و اين حرف ها ندارد»، اين روزها چهره اي از روحانيت ايراني به تصوير مي کشد که حتي صداي يکي از متفاوت ترين سياست مداران اين مرزو بوم را دراورده است. عطاالله مهاجراني براي ابطحي مي نويسد«اين کار سَبُک چيست که شما مي کنيد؟» آيا براي متفاوت بودن کار ديگري نمي توان کرد؟ ... همين باعث مي شود از روياهايي بگويد که پشت دهها متر عمامه ودستار هميشه جور ديگري مي نمايد. روياي لاغري يا رانندگي، پوشيدن تي شرت وجين، خوردن وعاشق شدن ، اندک اندک پروسه گذاراز «روحانيت» به «جسمانيت» را براي شيخ خوش گذران بي پيرايه شکل مي دهد... روحانيت لذت گرا، پس از يک دوره پرآشوب بيست ساله در قامت اين روحاني 45 ساله نشاني از خلاقيت وشجاعت نمي دهد. بوي تندي که به مشام مي رسد ازخرق عادت بودن است تا تلالو نبوغ. يک زمان آنان آنچنان غرق در روحانيتي آسماني بودند که طاقت بندگان را تاب نمي اورد واين زمان انچنان بدين سو فرو مي روند که تعجب مي افريند.

ابطحي در خرق عادت به اين امور بسنده ننموده است و در جلسات رسمي با موبايل عكس مي اندازد و با انتشار عكسهاي خصوص بسياري سعي مي كند تا مشتري براي سايت خود جذب نمايد.

ترسيم سيماي ابطحي از آن جهت بود كه بگوييم اگر باور كنيم منظور ابطحي انتقاد از كروبي نبوده است بايد چنين پنداشت كه وقتي چنين مردي از ميان لشكر اصلاح طلبان ، اصولگرايان را متهم به اختلاف افكني مي كند از دو حال خارج نيست، يا آنقدر وقت صرف امور عكاسي و خوردن و ... نموده است كه از واقعيت هاي اصلاح طلبان بي خبر است و يا قصد دارد با متهم نمودن جناح مقابل و نسبت دادن اين رفتارها به غضنفرها و قلمداد نمودن كروبي در ميان شيوخ اصلاحات به نوعي از او دلجويي نمايد ،‌بي شك يكي از جدي ترين مخاطبان انتقادهاي كروبي از دوستانش در مجمع روحانيون ابطحي است كه به حمايت از افراطيون پرداخته بود.

 

http://sepehrnews.ir/?p,8249

 

© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.