۱۰ آذر ۱۳۸۳
انتشار در: هادی تونز
ابطحی کاریکاتورش راتحویل گرفت!

بعد از آن که کاریکاتور سید محمد خاتمی را بر روی "هادیتونز" قرار دادم و در گام بعد، آن را در مراسمی رسمی به او هدیه کردم و دیدم که با رویی باز و لبخندی رضایت آمیز با آن برخورد کرد به ذهنم آمد که می شود به روحانیت هم نزدیک شد و به نقد آن از دریچه کاریکاتور نیز پرداخت .
این جا بود که نام سید محمد علی ابطحی به عنوان دومین روحانی که به فکر کشیدن کاریکاتورش افتادم به ذهنم رسید.
تردید داشتم که آیا این کار را انجام دهم یا آن که سکوت کنم؛ تا آن که استعفای ابطحی از معاونت حقوقی و پارلمانی رییس جمهور به طور رسمی توسط او منتشر شد.
آن شب وقتی داشتم آفلاین هایم را مرور می کردم با تعجب دیدم که ابطحی برایم پیغامی گذاشته و گفته است که :"حالا که استعفا دادم؛ نمی خواهی برای این ماجرا کاریکاتورم را بکشی؟!"
من که از مدتی پیش در همین فکر بودم ، تردید نکردم و آن شب تا 4 صبح بیدار ماندم تا آن که کاریکاتور ابطحی را با موبایلی در یک دست و برگه استعفایی در دست دیگر کشیدم و روی سایت "هادی تونز" قرار دادم.


جالب آن که اولین عکس العمل از جانب خود او بود که با لحنی رضایت آمیز مرا مورد لطفش قرار داد.
استقبال از این کار هم بسیار زیاد بود و طبق معمول موافقینی داشت و مخالفینی.
با ابطحی تماس گرفتم و قرار ملاقاتی گذاشتیم تا کاریکاتورش را به او هدیه کنم.
اوایل رمضان امسال به دفترش در موسسه گفتگوی ادیان رفتم. ساعت 3 وسی دقیقه بعدازظهر قرارمان بود.
تا 4 وسی دقیقه منتظزش ماندم اما نیامد.
از منشی خداحافظی کردم و بازگشتم.
دو شب بعد آفلاینی از ابطحی دریافت کردم که عذر خواسته بود و قول داده بود که قراری دیگر بین ما اتفاق بیافتد.
تماس نگرفتم تا از دفترش به من زنگ زدند.
قرار شد سه شنبه 2 آذرماه 1383 ساعت 4 وسی بعدازظهر به همان جا بروم.
با علی – برادرم- قرار گذاشتم تا برای عکاسی با من بیاید.
از ساختمان وارد شدیم و بلافاصله به طبقه دوم رفتیم . ابطحی آمد و نشست و شروع کردیم از همه چیز گفتیم و شنیدیم . محور بحث هایمان نقد روحانیت بود از دریچه کاریکاتور.
به ابطحی گفتم کشیدن کاریکاتور روحانیون به قصد نقد منصفانه به نفع خود آن هاست.
ابطحی گفت:" وقتی یک روحانی در مقام مسوولیت قرار می گیرد ،بیشتر نقدها در مورد عملکرد او در حوزه مسوولیتش صورت می گیرد یعنی یک روحانی تحت عنوان مسوولیتش مورد نقد واقع می شودو نه به آن عنوان که لباس روحانیت به تن دارد. به طور مثال الان فلان مسوول عالیرتبه روحانی کشور را شاید خیلی ها ندانند در کدام حوزه علمیه درس خوانده و یا اساتید او چه کسانی هستند ولی همه دنبال می کنند و می دانند که همین شخص در زمینه فلان موضوع سیاسی یا اجتماعی چه دیدگاهی دارد.
یعنی می بینیم این جا ، آن مسوولیت اوست که بر روحانی بودن وی غلبه پیدا کرده است."

حرف های ابطحی که طی آن صحبت های مرا تصدیق می کند برایم جالب است.
او ادامه می دهد:" معتقدم همان طور که یک غیر روحانی به واسطه عملکردش مورد نقد قرار می گیرد ، اگر یک فرد روحانی هم خصوصا از طریق کاریکاتور نقد شود حتی مصون تر هم خواهد ماند."

به او می گویم درتمام دنیا رهبران روحانی بارها موضوع آثار کاریکاتوریست ها قرار می گیرند و این لباس آن ها نیست که نقد می شود بلکه عملکرد آن هاست!
ابطحی خاطره ای از کیومرث صابری( گل آقا) نقل می کند و می گوید:" اگر گل آقا در زمان خود وقتی قصد نقد عملکرد آقای هاشمی رفسنجانی ( رییس جمهور وقت) را داشت به جای آن که کاریکاتور دکتر حبیبی را منتشر کند ، کاریکاتوری از خود آقای هاشمی می کشید ارتباط میان مردم و شخص آقای هاشمی رفسنجانی خیلی صمیمی تر می شد ؛ همچنان که ارتباط مردم با آقای حبیبی خیلی صمیمی بود.در مورد آقای خاتمی هم به همین شیوه معتقدم."

محمد علی ابطحی معتقد است نمی توان اکثر وزرای کابینه را در قالب کاریکاتور به نقد کشید و وزرای برخی وزارتخانه ها را به دلیل روحانی بودنشان در این قالب نقد نکرد؛ بلکه باید همه را با یک چشم دید و آن کاریکاتور نقادانه به قصد اصلاح است.
نظرش را در این مورد جویا می شوم که می شود کاریکاتور دیگر مسوولین روحانی را کشید و با مشکلی مواجه نشد؟
او با اطمینان می گوید که بسیاری از روحانیون حرفی ندارند و ظرفیت های خیلی از آن ها حتی بالاتر از برخی مسوولین غیر روحانی است .
محمدعلی ابطحی از زاویه ای دیگر هم به موضوع نگاه می کند:
"
تا زمانی که کاریکاتور روحانیون در داخل ایران رایج نشده ، خارج نشین ها این کار را انجام می دهند و اکثرا هم نه به قصد انتقاد سالم بلکه با نیت تخریب به ترسیم کاریکاتور روحانیون می پردازند در صورتی که اگر این مساله در ایران به شکل عادی رایج شود ، تعادلی میان این ها اتفاق می افتد و کاریکاتوریست های داخل در چارچوب قوانین به نقد سالم روحانیت خواهند پرداخت؛ با علم به این که وظیفه کاریکاتور ، مدح و ثنا نیست بلکه نقد به قصد اصلاح است."
با هم از تجربه ارتباط اینترنتی و رسانه ای با مخاطبان حرف می زنیم و او از "وب نوشت" سخن می گوید:
"
در وب نوشت کاری را که کاریکاتورانجام میدهد به نوعی با عکس ا نجام دادم یعنی افراد مسوول را از قاب خشک و رسمی روزمره و اداری درآوردم و گوشه ای از پشت صحنه ها را به تصویر کشیدم و به مردم نشان دادم. این کار روی خود مسوولین هم تاثیر مثبت داشت."

صحبت های من و ابطحی به این جا که می رسد کاریکاتور قاب گرفته اش را بیرون می آورم و به او هدیه می کنم. در حالی که به شدت می خندد با هم عکس می اندازیم و او هم می خواهد با موبایل معروفش عکس هایی را ثبت کند. دیدار ما از زاویه ای دیگر هم جالب است چون من بدون آن که بدانم شبی به دیدار او رفتم که در جشن یک سالگی تولد سایتش (وب نوشت) خوشحال بود و به شوخی گفت : " تو با این کاریکاتور با یک تیر 2 تا نشان زدی!".

 

لينک مطلب

© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.