۱۵ مهر ۱۳۸۳
انتشار در: بي بي سي فارسي
محمد علی ابطحی و سهم روحانيت در دنيای اينترنت

محمدعلی ابطحی روحانی جوان با استعفا از مقام معاونت پارلمانی و حقوقی رئيس جمهور، به اعتقاد بسياری از ناظران از آخرين معتقدان به اصلاحات سياسی و اجتماعی است که از عرصه فعاليت های رسمی خارج می شود.

او در 45 سالگی مظهر نسلی از روحانيون و نيروهای مذهبی در ايران است که ديگر در عرصه سياسی جائی برای آنان نيست.

اول بار مردم مشهدی تعجب کردند وقتی در روزهای انقلاب جوانی را در لباس طلبگی ديدند که از راه پيمائی ها عکس و فيلم می گرفت.

در دوربين او صف اول تظاهرات شهر مذهبی مشهد ثبت می شد که در آن آيت الله علی خامنه ای، عبدالکريم هاشمی نژاد، عباس واعظ طبسی در حرکت بودند و مردم متعجب، آن جوان را با شباهتش به دائی خود، هاشمی نژاد، شناختند.

ابطحی خود از روزهای قبل از انقلاب می نويسد " اسلايد و فيلم های سوپر ۸ برای دينداران به نمايش می‌ گذاشتم، به راديوهای بيگانه خيلی گوش می ‌دادم. با همه كودكی به همه مراكز فرهنگی كشور نامه می ‌نوشتم و نامه دريافت می‌ كردم. دو بار به ساواک احضار شدم چون سنم قانونی نبود نگه ام نداشتند تا سال 57 که به علت سخنرانی در رودسر 20 روزی در اوين ماندم."

همين علاقه به دوربين و کارهای هنری وی را در فردای تسخير راديو و تلوزيون مرکز خراسان به آن جا کشاند و بعد مدت کوتاهی او را در بيست سالگی مدير برنامه های آن مرکز کرد و دو سالی بعد به مديرکلی مرکز بوشهر و شيراز رساند که در اوج جنگ از مهمترين مراکز تبليغاتی جمهوری اسلامی بودند.

ابطحی در سال در سال 1362 مدير راديو شد و پنج سال جنگ هر چه از رسانه گسترده آن زمان به گوش ها رسيد کار او بود، از گزارش های جنگی با حرارت تا جنجال بر سر مصاحبه ای درباره"اوشين" و مقايسه با حضرت زهرا که رهبر انقلاب حکم سخت برخورد با مديران را داد.

محمدعلی ابطحی، معاون برون مرزی محمد هاشمی رييس وقت صدا و سيما بود که محمد خاتمی وزير ارشاد وی را به معاونت بين المللی خود منصوب کرد و او راه سفر پيش گرفت و چنانکه خود نوشته " به تناسب كارم كه مسئوليت رايزنی‌های فرهنگی ايران در ساير كشورها را داشتم به كشورهای مختلفی سفر كردم. در همه جا با فرهنگ و هنرشان ارتباط پيدا كردم. اين سرمايه بزرگی برای من شد."

با استعفای جنجالی محمدخاتمی از وزارت ارشاد، ابطحی هم مستعفی شد و مانند ديگر اعضای مجمع روحانيون مبارز مدتی بيکار ماند تا علی لاريجانی رئيس جديد صدا و سيما وی را به عنوان نماينده صدا و سيما به لبنان فرستاد " با جهان عرب آشنا شدم و سعی كردم در محضر روزنامه‌نگاران، نويسندگان و اصحاب فكر و فرهنگ متواضعانه چيز ياد بگيرم. تسامح و تساهل زندگی مسالمت‌آميز مسيحی و مسلمان در اعماق روحم تأثير گذاشت. با جامعه اهل فكر مسيحی آنجا خيلی مأنوس شدم."

با انتخاب محمد خاتمی به رياست جمهوری، ابطحی به تهران فراخوانده شد و اين بار مسئوليت دفتر رئيس جمهور به عهده او قرار گرفت و در چهار سال پر حادثه اول جنبش اصلاحات در قلب حادثه ها بود، گاه به ماموريت های ويژه به گوشه ای از جهان رفت و گاه در ماجرای افشای قتل های زنجيره ای و روزهای 18 تير و واقعه کوی دانشگاه، ترور حجاريان و بحران های پی در پی در کنار او بود. روزهائی که به نوشته او در وبلاگش " سخت‌ترين سالهای خاتمی بود اما اين همراهی سخت برايم آموزنده بود"

محمد علی ابطحی در آن دوران در کنار عبدالله نوری، عطالله مهاجرانی، سعيد حجاريان و محمدرضا خاتمی چهره مورد توجه جوانان بود که هر روز به بحرانی چشم به اردوی نظريه پردازان و کارگردانان جنبش اصلاحات داشتند، به همين نشانه وی هدف مدام انتقادها و حملات جناح های مخالف اصلاحات قرار داشت و مانند ديگران چند باری تا آستانه محکمه رفت تا سرانجام در آغاز دومين دور رياست جمهوری محمد خاتمی جای خود را به علی خاتمی برادر رييس جمهور داد و به معاونت پارلمانی و حقوقی رياست جمهوری [ جای مهاجرانی در دولت هاشمی رفسنجانی و عبدلواحد موسوی لاری در دوره نخست رياست جمهوری خاتمی] رسيد.

دور دوم رياست جمهوری خاتمی مصادف بود با زمانی که عبدالله نوری در زندان به سر می برد، عطالله مهاجرانی وزارت ارشاد را وامی گذاشت که به آخرين کار دولتی خود در مرکز گفتگوی تمدن ها برود و سعيد حجاريان جان از ترور به در برده روی صندلی چرخدار نشسته بود و محمد رضاخاتمی در مقام نايب رئيسی مجلسی بود که در راس امورش نمی دانستند.

بلافاصله بعد از آشکار شدن رای مجلس محافظه کاران به احمدخرم، آشکار شد که محمدعلی ابطحی هم مدتی است استعفای خود را به رئيس جمهور داده شده است.

ابطحی چنان که 26 سال پيش اولين طلبه ای بود که دوربين فيلمبرداری هشت ميلی متری بر دوش انداخت و در خيابان های انقلاب به فيلمبرداری پرداخت، از چندی پيش اولين روحانی دارای مقام رسمی بود که وبلاگی هم ساخت و در بالای آن از بازديدکنندگان خواست که وی را بی توجه به مسئوليت هايش در اين وبلاگ بخوانند اما نوشته های او و عکس هائی که از دريچه دوربين موبايلش گرفته می شد بزرگ ترين جذابيت اين وبلاگ شد، گرچه سنت گرايان و حتی اصلاح طلبان هم از خرده گيری بر وی خودداری نکردند واکنش روزنامه های محافظه کار هم قابل پيش بينی بود.

وی که بعد از بيست و پنج سال کار دولتی که با آغاز تاسيس جمهوری اسلامی شروع شد، اينک مطابق قانون نيز می تواند بازنشسته شود از جمله آخرين اصلاح طلبانی است که هنوز در نظر جوانان و شهرنشينان حامی اوليه اصلاحات جا دارد و همين سرمايه را هشت ماه مانده به پايان دولت خاتمی با خود می برد.

خروج ابطحی از کابينه محمدخاتمی، به تعبيری محروم ساختن رئيس جمهور در هشت ماهه پايان هشت سال کار از آخرين اصلاح طلب نزديک به خودست و به گفته يک روزنامه نگار، اين استعفا محمد خاتمی را در مقام رئيس دولت تنها قرار می دهد در حالی که کسی از رهروان نخستين و پی گيران جنبش اصلاحات سياسی با وی نمانده است.

ابطحی برای خود آينده ای در بزرگراه اطلاعاتی اينترنت جستجو می کند که می نويسد " هر روز مقداری از وقتم را پای اينترنت می‌گذارانم، بيشتر مطالب آن را می ‌خوانم و از نوشته وبلاگ‌ نويسهای هموطنم كه مشتری دائمی بعضی از آنها هستم لذت می‌ برم. اصلاحات عميق و نهادينه شدن دموكراسی و احترام به سنت و دين را راه نجات ايران می‌ دانم. به انقلاب اسلامی و رهبر فقيد آن هميشه وفادار بوده ام و دوست دارم هميشه در خدمت مردم ايران باشم."

 

لينک مطلب

© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.