۰۳ آبان ۱۳۹۴
انتشار در: هفته نامه صدا
سید محمد علی ابطحی: برجام کیهان را دچار تعارض کرد
لیلا علیپور: افراطیونی که در رد برجام و مخالفت با توافق هسته ای تلاش می کردند، صاحب دو تریبون و رسانه مهم بودند که از آن پایگاه ها مواضع ضد برجامی خود را در جامعه نشر و بسط می داندند؛ روزنامه کیهان و صدا و سیما. تلویزیون در اقدامی عجیب و در راستای سایر اقدامات این چنینی خود جلسه کمیسیون ویژه برجام را به صورت گزینشی و با هدف نشان دادن نقاط ضعف برجام پخش کرد. کیهان نیز حتی بعد از تصویب برجام در مجلس در نامه ای به حسین شریعتمداری او را به ایجاد دو دستگی در کشور متهم کرد. نامه ای که محمد علی ابحطی اما آن را چندان دارای جایگاه و اهمیت نمی داند چرا که به اعتقاد او نه تاثیری بر روند کیهانی خواهد داشت که طی این همه سال با مخالفان خود همین رویه را دارد و نه انگیزه نگارش آن صحیح بوده است. با رییس دفتر محمد خاتمی مروری داشتیم بر عملکرد روزنامه کیهان و جاگرفتن افراطیون در صدا و سیما. ارزيابي شــما از عملكرد روزنامه كيهان و صداوسيما در موضوع برجام چيست؟ _ اين دو رسانه منتقد تصويب برجام بودند و به طور تابلوداری با سير تصويب برجام از ابتدا مخالفت داشتند. البته بنده معتقدم كه روزنامه كيهان گرچه از پول بيت المال اداره مي شود؛ اما با يك جريان سياسي ويژه ای همراه است. البته، اين خيلي اشكالي ندارد كه يك جريان منتقد باشند و روزنامه داشته باشند و در روزنامه شان حرف هايشــان را بزنند و نقدهايشان را مطرح كننــد. روزنامه كيهان جدی ترين رســانه ای بود كه با مساله برجام مخالفت مي كرد. البته اولين بــار بود كه روزنامه كيهان دچار تعارض شــده بود و آن اين بود كه سال ها بسياری از چهره ها و جريانات سياسي را متهم كرده بود و با آنها درگير شده بود و به انواع تهمت ها آنها را خوانده بود به خاطر اينكه احيانا در يك روز يا در يك موضع با آمريكايي ها يا صهيونيست ها به صورت تصادفي هم موضع شــده بودند. در ماجرای هسته ای اما تعارض به اين شكل بروز كرده بود كه مخالفت روزنامه كيهان با برجام به نوعي با مواضع صهيونيست ها همخوان شده بود. افراطي ترين جريان صهيونيست ها همان ديدگاهي را داشتند كه كيهان داشت. البته، اين دو جريان با يكديگر ارتباط و نسبتي نداشتند. ما هيچ وقت آن بي معرفتي كيهان را نداريم كه بگوييم به دليل همخواني نظريات اين دو، آنها با هم ارتباط دارند؛ درحالي كه كيهان هميشه با همين منطق، مخالفان خود را متهم كرده است؛ در حالي كــه نظرات آنها صرفا در موارد خاص، تصادفا با ادعاها و شعارهای آمريكا يا غرب مشابه بوده اســت. اگر ما هــم آن مبنايي كه كيهان هميشه مي گويد – كه طبق آن، بايد هر نظريه را از حاميانش شــناخت- مورد توجه و مبنای كار قرار دهيم (كه البته بنده اين نظريه را قبول ندارم)؛ بنا به موضــع خود كيهان، در موضوع برجام شاهد همخواني جدی صهيونيست ها با ديدگاه هايي بوديم كه در كيهان مطرح مي شد. اما در اين ميان، اينكه رســانه ملي هم وظيفه خود بداند كــه از يك جريان افراطي حمايت كند كه در نهايت با مديريت رهبری مشخص شــد اين جريان افراطي مورد تاييد نظام هم نمي تواند باشد؛ خلاف مروت و اخلاق رسانه ای است. رســانه ملي اولا بايد فراگير باشد و ثانيا بايد مروج مباني رسمي نظام حاكميتي باشد. به خصوص اينكه رهبری در پايان بررسي برجام گفتند حمايت علني از هيچ طرفي ندارند قبل از آن هم كه همه مي دانســتند و رهبری هم مخفي نمي كردند كه با هدايت ايشان پرونده هسته ای ايران جلو مي رود و نظرات ايشان قطعا آخرين نظريه در كشــور است و مقبول جهان قرار مي گيرد. در يك چنين شرايطي كه نه آن مخالفت های تند مــورد حمايت رهبری نظام مي توانست باشــد و نه مورد پذيرش حكومت رسمي كه در دولت شكل پيدا مي كند؛ تبديل شدن رســانه ملي به يك منتقد سرسخت در موضوع برجام به طور قطع، كاری غيررسانه ای و غيرقابــل قبول بود كه در رســانه ملي مثل خيلي از مــوارد ديگر اتفاق افتاد. اثر درازمدت اين قبيل رفتارها بي اعتمادی جامعه به رسانه ملي است. با اين عملكردها در شرايط بحراني، رسانه ملي كه مي تواند به جامعه خيلي كمك كند؛ به سبب آســيب به اعتماد جامعه ديگر كارآمد نخواهد بود. البته، روزنامه كيهان در برخورد با منتقدان خود كه مي گفتند مواضع نتانياهو در زمينه برجام با اين روزنامه يكي است از قرار دادن يك سری مولفه ها به اين نتيجه مي رسيد كه نتانياهو با برجام موافق است و مواضع او در رد برجام ظاهرســازی و فريب كاری است ... – اين حرف و ادعا مي تواند درست باشد اما اگر درســت است، همه جا درست است. روزی كه تمام اصلاح طلبان را در مملكت مورد نقد قرار دادند و حتي تاثير عملي آن را در انتخابات با ردصلاحيت هــای گســترده اصلاح طلبان شاهد بوديم؛ فشار زيادی با مديريت رسانه ای روزنامه كيهان بر جامعه ايجاد شــد كه چون آقای بوش گفتــه بود «اصلاح طلبان از بيروت تــا تهران مــورد حمايت ما هســتند»، همه جريان هــای اصلاح طلبي را به خاطر اين گفته آقــای بوش، بدون دليل موجهي مورد فشــار قرار دادند. درحاليكــه آمريكايي ها بخصوص دولت بوش مي دانستند كه اصلاح طلبان ايران با سياست های خشونت آميز بوش مخالف هستند و در واقع، برای خراب كردن جرياني كه منافع آنها را تامين نمي كــرد و يا مورد پذيرش قرار نگرفتن آن، بوش اعــلام كرد از اصلاح طلبان حمايت مي كند. اگر اين مبنا درست باشد كه مواضع غرب و اسرائيل از سر فريب كاری است؛ برهمين اساس مي شد ادعا كرد كه اصولگرايان مورد حمايت آمريكا بوده اند و آمريكايي ها برای خراب كردن اصلاح طلبان اين حمايت را اعلام كردند تا اينكه كساني كه آنها علاقه مند هستند، سر كار بيايند. اما به طوركلي، باور من اين نيست كه بايد موضوعات را اين گونه تحليل كرد. من معتقدم اگر كيهان يا هر رسانه ای اين تحليل را مي كند كه صهيونيست ها با برجام مخالف هســتند چون مخالفتش باعث مي شــود كه ايراني ها آن را امضا و تصويب كنند؛ اين عينا در ماجراهای ديگر هم صدق مي كند كه متاسفانه كيهان در آن ماجراها هيچ وقت اين تحليل را ارائه نمي داد. دست كم دكترين كيهان بر اين اســتوار است كه كساني را پيدا كند و القاب و پست های امنيتي به آنها بدهد كه برخي از آنها راســت و برخي دروغ است تا بگويد اين عده از اصلاح طلبان از اتفاقات ســال ۸۸ حمايت كردنــد و در اين راه قلمفرســايي های زيادی مي كند تا نشان دهد اينها همه نشانه وابستگي اصلاح طلبان به دشــمن است. اگر اين منطق درســت باشــد؛ بايد آن را در مورد همسويي مواضع صهيونيست ها و كيهان در مخالفت با برجام هم لحاظ كرد. به همين جهت، كيهان و نشريات همسوی آن و مجموعه دلواپسان در ماجرای برجام دچار تضاد مواضع شده بودند كه نمي توانند خيلي پاسخگوی آن هم باشند. صداوسيما در اتفاقات مختلف طي ساليان اخير نشان داده مي تواند رويه ای را در پيش بگيرد كه به نفع يك گروه و جريان سياسي خاص باشد. آيا نمي توان ادعا كرد نيروهايي كه برای خدمت به منافع برخي جريان های سياسي تربيت شده بودند؛ حال به نقطه ای رســيده اند كه در موضوع مهمي مانند پرونده هســته ای، برخلاف مواضع سران نظام و به طور مشخص رهبری موضع گيری مي كنند؟ _ البته اگر بخواهيم منصفانه برخورد كنيم من اعتقاد ندارم كه صداوسيما از حيطه پذيرش اوامر رهبری جدا شده و در برابر رهبری ايستاده اســت. بهتر است بگوييم سياستي كه در اين زمينه اتخاذ شــد، دلخواه بخشي از نيروهای سياسي و از جمله تيم های فعال در صداوسيما نبوده اســت. صداوسيما رســانه ای است كه مديرانش دســت كم اوامر مستقيم رهبری را حتما مي پذيرند و قبول مي كنند. نمي شود از مواضع آنهــا در برجام اين نتيجه را گرفت كه صداوسيما ديگر از حوزه پذيرش نظرات رهبری و نظام خارج شــده است؛ اما اين نكته هست كه آنقدر افراطيون در بخش های مختلف رسانه صداوسيما در طول اين سال ها جا گرفتند كه تا نهي مستقيم رهبری نباشد؛ آنها تمام توانشان را برای رشــد افراطي گری به كار مي برند. بايد خدا را بسيار شكر كرد كه در اين كشور رهبری وجود دارد كه نهايتا مصالح نظام و كشور توسط ايشــان تعيين مي شود و اين جريانات افراطي در يك جايي متوقف مي شــوند. همچنان كه آن فضايي كه رسانه ملي يا افراطيون مجلس يا كيهان ترســيم كرده بودند؛ بــا نتيجه ای كه در پي تصويب برجــام در مجلس حاصل شــد، انطباق ندارد و اينها نشــان دهنده آن اســت كه بدنه صداوسيما در طول اين سال ها به سخنگوی جناح افراطي كشور تبديل شده و البته نهيب های رهبری حتما مانع آنها است و اين گونه نيســت كه من معتقد باشم آنها از مرز نظرات رهبری مي گذرند. اما در اين مورد نگاه و ديدگاهشان نشــان داد كه فضا را برای افراطي گری آماده مي كنند؛ مگر آنكه رهبری با بيان نظراتشان مانع آنها شود. اما ديديم كه برخي نمايندگان مجلــس در پذيرش نظرات رهبری هم رفوزه شدند؛ همان هايي كه خيلي هم ادعای حمايت از رهبری داشتند. صداوسيما و افراطيون چه اصراری بر اين دارند كه نظر واقعي رهبری در مورد برجام چيز ديگری بوده است؟ _ آنهــا نتيجه اين حرف خود را نمي توانند درک كنند. اگــر نزديك ترين فرد به رهبری و مشــاور اصلي و سياسي شــان نظر ايشــان را تحريف و منتقل كند، نشــانه اين است كه رهبری دركشــور هيچ جايگاه قابل اعتمادی ندارد. درحاليكه بيانيه دفتر رهبری هم نشان داد كسي در دفتر رهبری ديدگاه های مستقل از رهبری را عرضه نمي كند. درســت است كه رهبری به طور مشــخص در اين قضيه اظهار نظر نكردند؛ اما اينكــه اعلام كنند افرادی كه در كنار رهبری كشور هستند به نظرات ايشان خيانت مي كنند و خلاف واقع را ابراز مي كنند، توهين بزرگي به رهبری و دفتر ايشــان است. دليــل اينكه مي گويم حتي در آزمون حمايت از رهبری هم رفوزه شــدند، همين است. اين تجربه، نشــان داد جريان ها و رسانه هايي كه اين همه شعار ولايتمداری سرمي دهند و سعي كرده بودند با آن، همه رقبای خود را از ميدان به در كنند؛ مواضع و جايگاه رهبری واقعا تا چه حد برايشان دارای اهميت است. روند نفوذ افراطيون در صداوســيما آيا متوقف شدني است؟ چه راهكاری در اين زمينه وجود دارد؟ تصور نمي كنم اين روند تغييری پيدا كند. چون ديدگاهــي در راديو و تلويزيون اســت كه مورد تاييد نظام و كشــور است. آنها تصور مي كنند بايد برای حفاظت از مباني سياســي و اخلاقــي جامعه اين ديدگاه كه البته آنها آن را افراطي نمي داننــد - و ما معتقديم افراطي هســت- حفظ شــود و حاكم باشــد. اما در شــرايط فعلي، اين روند تغييری نخواهد كرد. اين جريان وجود دارد و ادامه خواهد داشــت. اين جريان سابقه تاريخي دارد. در حقيقت اين شكل چيدمان نيرو در صداوسيما ابتدا در دوره آقای لاريجاني شكل گرفت كه برای كند كردن دولت اصلاحات به وجــود آمد و بعد هم اين ادامه داشت. توقعات زيادی از راديو و تلويزيون وجود دارد كه نمونه آن را هم در صحبت های اخير رهبری ديديم. در حال حاضر، جريان های سياســي با هم درگير هستند؛ اما اسفبارترين موضوعات ما در زمينه های اجتماعي و اخلاقي است كه بايد صداوسيما به آن توجه كند. مردم با رسانه ملي ارتباط برقرار نمي كنند. ضمن آنكه اين رســانه هم رقبای جدی مانند شبكه های مجازی دارد. اينها همه رسانه هايي هستند كه مي خواهند در جامعه به جای صداوسيما قرار بگيرند. خيلي باعث تاســف است كه در ميان درگيری های سياســي كه صداوسيما خود را به آن مشــغول كرده؛ برای موضوعات اساسي جامعه فكر و توجه چنداني نشده است. آيا با توجه به اين مسايل، مي توانيم بگوييم صداوسيما ســخنگوی يك جناح خاص سياسي شده كه پايگاه اجتماعي چنداني هم در جامعه ندارند؟ ايــن مربوط بــه الان نيســت. در دوران اصلاحات هــم همين حالت وجود داشــت. جامعه با آمدن آقای روحاني يك تغيير بزرگ را احســاس كرد؛ همانطور كه تغيير بزرگي را بعد از حادثه دوم خرداد احساس كرد. اما تنها رسالت راديو و تلويزيون عمدتا اين بود كه اين گونــه القا كند كه هيچ اتفاق جديدی نيفتاده است. اين موضوع در يكي، دو مقطع خيلي قوی ظهــور و بروز پيدا كرد. يكي بعد از دوم خرداد و يكي هم بعد از تشكيل دولت آقای روحاني. به همين دليل ريزش اعتماد و مخاطب ايجاد مي شود. مرجعيت صداوسيما اندک مي شود. اينها آسيب هايي اســت كه در نهايت متوجه كشور مي شود. روابط عمومي مجلــس نامه ای را به مدير مســوول كيهان نوشــته و او را به ايجاد دودستگي در كشــور متهم كرده است. تحليل تان از اين نامه چيست؟ اين غيرقابل انكار بــود كه نتيجه آنچه در برجام اتفاق افتاد؛ همان موضع رهبری نظام و اكثريت مجلس بود كه از موضع جريان افراطي و تند جدا شــد. برای اولين بار بود كه جريان پايداری يا اصولگرايــان تندرو خيلي به خط قرمزهای نظام نزديك شدند و احيانا يكي، دو نفر از آنها حريم ها را هم مورد خدشه قرار دادند. اما بيانيــه روابط عمومي مجلس خيلي بيانيه تاثيرگذاری نبود و اثــری هم در روند كيهان خواهد داشــت. به خاطر اينكــه كيهان هيچ وقت خودش را ملتزم نمي داند كه ديدگاه های ديگران را مورد توجه قرار دهد. از سوی ديگر، به نظر مي رسد علت انتشار آن نامه صرفا اين باشد كه بخشي از رفتار آقای لاريجاني از سوی روزنامه كيهان مورد نقد قرار گرفته و اين بار، كيهان از نگاه برخي جريانات اصولگرا بد شده است. درحاليكه روزنامه كيهان سال های سال است همين روش را در مورد مخالفان خود دارد و هيچ وقت مورد نقد اصولگرايان قرار نگرفته و چه بسا مورد تعريف و تمجيد هم قرار گرفته است. جبهه پايداری هم در اين ماجرا نشــان داد علاقه زيــادی دارد تا مواضع رهبری را به طور مستقيم و روشن بشنود تا آنجا هم پيش رفتند كه دفتر رهبری اطلاعيه ای را در پاســخ به شبهاتي كه در زمينه نظر رهبری درباره برجام القا شده بود، منتشر كرد. همين اتفــاق مواضع جبهه پايــداری را روشــن كرد و آن موضع اين بود كه هر كه با ما نيست، بر ماست؛ حتي اگر آن شخص دفتر رهبری يا نظام كشور باشد و چون با ديدگاه آنها همسو نيستند، بايد مورد نقد آنها قرار بگيرد. اين آغازی است تا نشان دهد اين مجموعه ها منافع خودشان را انتخاب مي كنند و نه منافع نظام و رهبری و كشــور را. اين شروع مي تواند برای آينده سياســي كشور مهم باشد؛ چراكه نشــان مي دهد حتي نمي توان به ولايتمداری اين جريان سياسي كه خود را به اين خصيصه بسيار منتسب هم مي دانند، اعتماد كرد. چه روندی لازم اســت طي شود تا در دو سال باقيمانده به پايان رياست جمهوری آقای روحاني و در زمان انتخابات مجلس، صداوسيما در رويه خود تغييری ايجاد كند؟ در عين حال كه تغيير رويه كيهان نيز كاملا دور از دسترس به نظر مي رسد. -- نــه كيهان و نه صداوســيما در زمينه انتخابات تغيير رويه ای نخواهند داشــت و اگر تندتر نشوند؛ كندتر نخواهند شد. اما عملكرد آنهــا در جامعه خيلي تاثيرگذار نيســت. اگر جرياناتي كه مورد قبول اكثريت مردم هستند مانند جريان اصلاحــات در انتخابات فرصت حضور يابنــد؛ عملكرد اين دو رســانه خيلي تاثيرگــذار نخواهد بود. هميشــه هم اين نوع عملكردها باعث مي شود بهتر مردم را متوجه افراطي بودن اين ديدگاه ها كرد. يعني نتيجه كار به نفــع مخالفــان ديدگاه هــای افراطي اســت. البته اگر در انتخابات آينده فيلترهای تصويب كننده آدم ها ظرفيت بيشــتری نشان دهند و امكان بيشــتری بــرای حضور فراهم كنند كه من باز آن را هم پيش بيني نمي كنم و فكر مي كنم اصلاح طلبان در سطح گسترده ای ردصلاحيت مي شوند.

© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.