۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۱
انتشار در: نشرية طوفان، لندن
زرتشت و ايران

براي همة عزيزاني كه امروز در جشن «سدره كشتي» به مجموعة بسته كشتيان پيوسته‌اند و براي همة كساني كه به نام دين و به نام خدا، بشر را به آرامش و صلح دعوت مي‌كنند، آرزوي توفيق دارم. واقعيت اين است كه نه نام زرتشت را مي‌توان از ايران حذف كرد و نه نام ايران را از زرتشت. ايراني تا زماني كه ايراني است، به تاريخ خودش, به ملت خودش, به عظمت‌هايي كه فرزندان اين آب و خاك در طول تاريخ آفريده‌اند, به رنج‌ها و مصيبت‌هايي كه فرزندان اين آب و خاك كشيده‌اند تا نام ايران زنده بماند، مديون است و بايد از تاريخش، از تمدنش و از همة دستاوردهاي بزرگي كه در تاريخش داشته، ياد كند و قطعاً در اين تاريخ بزرگ است كه زرتشت نمي‌تواند حذف شود. ايراني افتخار مي‌كند كه در طول تاريخ، بيشترين قدمت خداپرستي, بيشترين قدمت توحيد و بيشترين قدمت اعتقاد به پيامبران در اين خاك بوده است. اين خاك را پدران ما با غرور و افتخار به دست ما سپردند. تأكيد من بر مراسم ملي «دهة فجر» و «جشن ملي دهة مبارك فجر» به اين دليل است كه پيروزي انقلابي را جشن مي‌گيريم كه در آن انقلاب، همة كساني كه ايراني هستند، حق واحد و مشتركي براي حفظ و ادارة اين كشور به دست آوردند. در انقلاب 57 قصد همة ما اين بود كه بدون اينكه شهروند درجة يك و دو داشته باشيم، همه ايراني باشيم و ايران را با هم اداره كنيم. اما از جهت ديني، من اعتقادي جدي دارم كه چون خدا، خداي همة پيامبران بوده است و چون همة پيامبران از طرف يك منبع مردم را هدايت مي‌كرده‌اند كيفيت دعوت بشر به رستگاري، در همة انبيا يكي بوده است؛ يعني پيامبران خدا پيامبر خدا شده‌اند تا از آن منبع يگانه بشر را راهنمايي كنند. آن منبع خداست و خدا يكي است.

به عنوان يك ايراني, به عنوان يك ايراني مسلمان، خوشحالم كه از كشور و ملتي هستم كه مسلمان شد اما عرب نشد. مسلمان شد اما سنت‌هاي خود را فراموش نكرد. با اينكه آغوش خودش را به‌خوبي براي معنويت اسلام گشود، هيچ‌گاه نه از نوروزش دست برداشت, نه از سيزده نوروزش و نه از هيچ سنت ديگري. بلكه بالاتر از آن، سنت‌هاي خودش را بر اديان الهي تحميل هم كرد؛ كه مي‌خوانيم سلاطين بني‌العباس روز عيد نوروز لباس نو مي‌پوشيدند. يعني ايراني نه تنها مسلمان شد و در عين مسلمان شدن سنت‌هايش را حفظ كرد بلكه سنت‌هاي خودش را به كساني كه برايش دين آورده بودند، تحويل داد. اين تعاملي بسيار بزرگ است.

من به ياد دارم، سال 67 كه معاون وزارت ارشاد بودم، زماني كه خاتمي وزير ارشاد بود، در پاكستان پيرمردي كه استاد زبان فارسي در يكي از دانشگاه‌هاي آن كشور بود، تعبير لطيفي مي‌كرد و مي‌گفت: «اگر اسلام مستقيماً بدون گذر از گذرگاه ايران, به آسيا وارد مي‌شد، ما مسلمان نمي‌شديم. اما اسلام آمد با روحيات مهربانانه و تحمل‌شدني ايراني عجين شد، از مرز ايران گذشت و به آسيا رسيد و ما مسلمان شديم؛ يعني سنت اسلامي و روحية ايراني يكديگر را تكميل كردند.» و امروز اين افتخار ملت ماست كه ملتي با تحمل و اهل تعامل هستيم و تاريخي پرتعامل و پيامبري مثل زرتشت داريم كه در تمام مراحل زندگي، نيكي را براي بشر به ارمغان آورده است. يعني از اولين لحظه كه انديشه در ذهن تكميل مي‌شود تا اين انديشه به گفتار مي‌رسد و حرف مي‌شود و از آن برتر زماني كه اين انديشه به عمل تبديل مي‌شود، در تمام اين مراحل يك عنصر مراقبت مي‌كند: عنصر نيكي. كه «پندار نيك، گفتار نيك و كردار نيك» از آن سرچشمه گرفته است. اين همان نيازمندي امروزة جهان خالي از معنويت است. دعوت به نيكي در كشور ما و ملت ما همواره وجود داشته است و زرتشت در اين دعوت نقش بزرگي داشته است.

 

*خلاصه‌اي از سخنراني سيد محمدعلي ابطحي در مراسم سدره پوشي نوباوگان زرتشتي در تهران

© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.